شهریور ۱۴، ۱۳۸۹
"نیروهای خودسر" یا "اژدهای چندسر" ؟
در تداوم سلسله عملیات حزب "خود سرها" این بار منزل حجت الاسلام و المسلمین کروبی مورد تهاجم قرار گرفت. این جریان به ظاهر خودسر بیش از دو دهه است که به نام ارزشها و با شعار ولایت از خلوتخانه های نظام گرفته تا اقصی نقاط کشور خودنمایی می کند. روزی در قلب حکومت دانشگاه تهران و کوی دانشگاه را زیر چکمه های خود له می کنند و روزی در قلب وزارت اطلاعات به قتل های زنجیره ای دامن می زنند. روزی حرمت مرقد امام را می شکنند و روزی تهدید به توپ بستن مجلس می کنند. هنوز خانه ی مرجعی در قم را ترک نکرده سر به شیراز می کشند و از آنجا فارغ نشده منزل روحانی سرشناس معترضی چون مهدی کروبی را هدف می گیرند. و همه ی اینها در برابر دیدگان حیرت زده ی مردم و گویی بی عملی و انفعال دستگاه های مسئول و غیبت مدعی العموم صورت می پذیرد. پوشیده نیست که چنین پدیده ای جز با معاونت و مساعدت اشخاص و سازماندهی نهادهایی ذی نفوذ امکان وقوع ندارد. نام "خودسر" بیشتر به یک شوخی شبیه است، اینان اجماع "غالی و یاغی" و اژدهای چند سرند. وقتی بسیاری برای حضور در یک راهپیمایی مسالمت آمیز که اکثریتی از مردم مشارکت داشته اند مورد مواخذه و محاکمه قرار می گیرند، چگونه ممکن است کسانی با خیال راحت و در ملاء عام آن هم به مدت چند شب و با ابزارهایی که صرفا در اختیار نهادهای خاص است به ضرب و جرح و تخریب و هتک و ارعاب بپردازند، جز آنکه از محافلی خاص و مقتدر اطمینان و پشتگرمی داشته باشند.
باید پذیرفت که اینک کشور با سازمانی خطرناک مواجه است که تنها نامش "خودسر" اما به واقع سازمان یافته است. "خودسر" تنها عنوانی برای فرار از مسئولیت جریانی خطرناک است که سایه ی شوم خود را بر امروز و آینده ی کشور گسترانیده است. متاسفانه عده ای گمان می کنند که با چنین اعمالی با کمترین هزینه منتقدان خود را منکوب کرده و در بدترین شرایط عوارض چنین عملکردی تنها متوجه آنانی عاملان سطوح پایین خواهد بود که نامشان را خودسر نهاده اند. غافل از آنکه قطعا روزی رسوایی آمران نقابدارشان را نیز بدنبال خواهد داشت. علاوه آنکه چنین اقداماتی آن هم در قلب حکومت هزینه ی هنگفتی را به اعتبار نظام در عرصه ی داخلی و بین المللی وارد می آورد.
مردم از خود خواهند پرسید اگر مسئولان ذیربط به چنین اقدامات فوق العاده ظالمانه و قانون شکنانه ای رضایت ندارند چرا واکنش مناسبی از خود بروز نداده و انگیزه ی لازم برای برخورد نشان نمی دهند. یا می دانند و نمی خواهند پیش گیری کنند، یا می دانند و نمی توانند مقابله نمایند. خدا نکند، در صورت نخست که دیگر جای سخن نمی ماند جز حسرت و دریغ برای انقلابی که هدفش برپایی عدالت و برابری در برابر قانون بوده و اینک میراث دارانش به چنین مرتبه ای رسیده اند. و در صورت دوم، یعنی ناتوانی از مقابله با این جریان قانون شکن که دیگر چه توجیهی برای این تعداد سازمانهای عریض و طویل انتظامی و امنیتی و چه ادعایی برای دفاع از جان و مال و ناموس و عرض مردم؟
هزینه های بین المللی چنین "خودسری های سازمان یافته" نیز نباید از چشم دور بماند. اینان با اتخاذ چنین رویکردهایی نظام را در منظر جهانیان به غایت غیر قابل اعتماد یا متزلزل جلوه می دهند. اینان همصدا با دوستان ماجراجوی داخلی خود دقیقا در جهت منافع دولت هایی حرکت می کنند که تلاششان متقاعد کردن جهانیان به خطرناک بودن و غیر قابل اعتماد بودن ایران است. دولت هایی که ایران را نظامی خودسر یا دارای سازمانهای بسیار قوی خودسر معرفی می کنند و اینگونه ایران هراسی را توسعه می دهند.
جای تامل است که اقدامات اخیر دقیقا در شرایطی صورت می پذیرد که احتمال باز شدن روزنه ها و کورسویی از امید برای درک بهتر شرایط حساس کشور می رفت.البته پیش بینی می شد و دور از انتظار هم نبود که جریان منحرف متحجر نفوذی که جز از خشونت ارتزاق نمی کند و جز با خشونت حیات نمی یابد، به شدت نگران و مضطرب شود و تمام امکان خود را به کار بندد تا نفوذ خود در مجاری حساس تصمیم گیری را به رخ بکشد و با کشیدن خط و نشان راه را به سوی احتمال هر گونه تامل ملی ببندد.
اینک بیم آن می رود که مراکز مدیریت این جریان خطرناک در صورت احساس خطر و با تعجیلی که برای سیطره تام و تمام بر کشور دارند، اگر بتوانند روی به اقدامات بسیار خطرناک آورده یا راه را بر آن باز کنند تا در سایه ی شرایط فوق العاده و در یک لحظه ی حساس ضمن تصفیه حساب داخلی، به خیال واهی سلطه ی خود را بر کشور و همه ی شئون نظام دیکته و تمام کنند. آنها جریانی نوظهور هستند که اگر کشور را در انحصار خود نبینند، سرنوشت و آبروی نظام و انقلاب، عقب ماندگی کشور، فلاکت مردم یا حتی تجزیه و بود و نبود ایران نگرانشان نمی سازد. آنان تشیع و ایران را با هم نشانه رفته اند. از این روی تا دیر نشده ضرورت حفظ هشیاری، همفکری و تدبیر موثر پیشکسوتان، دلسوزان و بزرگان انقلاب برای کنترل، انزوا و قطع ید این غده ی سرطانی و عبور از شرایط بسیار حساس کنونی با باز کردن روزنه های امید به شکل استراتژیک نه تاکتیکی ضروری می نماید.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
با سلام بخوانندگان گرامی و مسؤلین سایت
پاسخ دادنحذفجناب اقای فاتح و هر کس دیگری که اعمال تجاوزکارانه و غیر قانونی را در جامعهء ما که سالیان درازی است سایهء شوم خود را گسترده است به گروهی « خودسر » و یا « لباس شخصی ها» منتسب می کنند ، ساده اندیش و یا در توهم هستند و یا اینکه نگران « آگاه شدن » مردم از ماهیت و سیاست های سرکوب حکومت و افشای عوامل آن می باشند.
جناب آقای فاتح می گویند « ..پوشیده نیست که چنین پدیده ای جز با معاونت و مساعدت اشخاص و سازماندهی نهادهایی ذی نفوذ امکان وقوع ندارد. نام "خودسر" بیشتر به یک شوخی شبیه است، اینان اجماع "غالی و یاغی" و اژدهای چند سرند. .. »
مگر می توان در بارهء اینکه « خودسر ها » و یا « لباس شخصی ها » با « معاونت و مساعدت اشخاص و سازماندهی نهادهای ذی نفوذ » اقدام به جنایت می کنند ، تردید کرد؟
اشکال کار ما اینست که در مسائلی که با سرنوشت مردم و کشور گره خورده است ، با شرمندگی و رودربایستی سخن می گوئیم.
اگر نیروهای انتظامی و یا سپاه پاسداران بفرض محال قادر نباشند بعد از اینهمه جنایت و تکرار آن ، این عوامل را شناسائی و در برابر قانون قرار دهند ، مسؤلیت تمامی این قانون شکنی ها و جنایات ، بعهدهء فرماندهان این نیروها و در مرحله نهائی بعهدهء فرماندهء کل قوا یعنی آقای خامنه ای است.
چرا افراد دلسوز برای انقلاب و کشور ، از گفتن این حقیقت آشکار طفره می روند و می خواهند چند نفر از افراد دست چندمی را سپر بلای مقامات ردهء اول سازند؟
این شیوهء برخورد نتایج نامطلوبی داشته است که تاکنون مردم و کشور هزینه های جبران ناپذیری برای آن ها پرداخت کرده اند.
آقای فاتح، اگر حرکت های افراد خودسر و یا لباس شخصی ها یکبار اتفاق افتاده بود می توان پذیرفت که این استثناء بگوش فرماندهء کل قوا یعنی آقای خامنه ای نرسیده است اما این حرکات سالهاست مخل نظم و آسایش جامعه شده است ، جوانان کشور را بقتل رسانده اند ، امان را از خانواده ها سلب کرده اند ، اگر رهبری از اینهمه جنایاتی که اتفاق افتاده و می افتد با خبر است ، کدام اقدام را برای توبیخ فرماندهان مسؤل نظم و امنیت جامعه بعمل آورده اند و یا از کار برکنارشان کرده است و اگر رهبری از اینهمه غافل است و چنان دیواری ضخیم میان خود و اعمال و رفتار مباشرینشان بوجود آورده اند که صدای نالهء مظلومین و مورد تجاوز را نمی شنوند ، دیگر بچه مجوز قانونی و یا « شرعی » در این مسند ، هنوز نشسته اند و کجایند آن به اصطلاح نمایندگان مجلس خبرگان که باید به این نوع رابطه ها توجه کنند و راجع به صلاحیت آقای خامنه ای نظر دهند ؟
آقای فاتح، متأسفانه کسانی که نگران مردم ، انقلاب ، کشور و موقعیت بین المللی انقلاب هستند از شیوه ای استفاده می کنند که در زمان شاه پهلوی نیز مورد استفاده قرار می گرفت. در آن زمان هم می گفتند شخص شاه ، شخصا" آدم خوب و شخصی دمکرات است اما اطرافیان ایشان سیاست هائی را بکار می بندند که بحساب ایشان گذاشته می شود و امروز همین سیاست را در مورد آقای خامنه ای بکار می گیرند و این درس نگرفتن از تاریخ است.
آقای فاتح ، ادامهء این سیاست که فرماندهء کل قوا را از اینهمه جنایات بری می سازند ، نتیجه اش اینست که فرصت های مناسبی را در اختیار زیر مجموعهء رهبری قرار داده تا سازماندهی های خود را برای اخلال در نظم و امنیت جامعه گسترده تر و منسجم تر نمایند. و برای حفظ موقعیت خود دست به آتش افروزی بزنند.
بیائیم دل نگرانی های خود را از سرنوشتی که عده ای ماجرا جو و منفعت طلب برای کشور و مردم و انقلاب رقم می زنند با تکیه بر استدلال و عقل و خرد و دست گذاشتن بر روی عوامل اصلی با مسؤلین و مردم در میان بگذاریم و اجازه ندهیم آنان به هدفهای شوم خود برسند .
ما که نفهمیدیم این حسین آقای عزیز به کجای مطلب آقای فاتح ایراد داشتند. در مطلب اقای فاتح هم مشخصا تصریح شده اینها خودسر نیستند.
پاسخ دادنحذف