ماه مبارک رمضان آغاز شده ولی همسر من پای سفره افطارخانواده نیست و «روزه» خود را در زندان و تنهایی میگشاید. او اکنون پس از ۵ دهه خدمت به کشور باید ماه مبارک رمضان را نه در کنار خانواده که در زندان بگذراند و اینگونه به روزهایی فکر کند که شبانه روز خود را در راه خدمت به کشور صرف میکرد. او در تمام ایام زندگی روزهای سخت را پشتسرگذاشت و حتی لحظهای اعتراض و شکوائیه نکرده چراکه ایمان داشت برای کشور و مردم خدمت میکند و در چنین آرمانی جایی برای اعتراض نیست.
در ماه مبارک رمضان نه تنها زندانی سیاسی آزاد نشد که محسن هم روانه زندان شد تا سفره افطار زندانیان سیاسی میزبان او هم باشد.
عجیب است. برخی مواقع فکر میکنم که با او دشمنی و عداوتی دارند که چنین میکنند. مگر او طی سالهای حضورش در وزارت صنایع سنگین در ایام سخت جنگ، سالهای سازندگی در وزارت نیرو، مجلس ششم،فدراسیون فوتبال و وزارت اموراقتصادی و داریی، کاری به غیر از خدمت کردهبود که امروز دیوارهای سرد زندان پاداشش شدهاست. امروز به نظرم میرسد که دشمنی با او به انتخابات دهم ریاست جمهوری هم مربوط نمیشود.
از قبل هم خیلی تلاش کردهبودند که محسن را بشکنند ولی او ایستادهبود. خیلی تلاش کردند تا هنگامی که از شرکت«مپنا» رفت برای او مدرکی بسازند و آبروی سالهای مدیریتش را بریزند ولی به لطف خدمت صادقانه او چنین نشد و تحقیقات یک ساله سازمان بازرسی کشور نشان داد که او تا چه اندازه در کارش سلامت داشتهاست. این پایان داستان نبود. او به فدراسیون فوتبال که رفت تنها دفتری متروک را تحویل گرفت ولی برای فدارسیون درآمدسازی کرد و باشگاههای فوتبال را به مرحلهای رساند تا قدری از زیربار بوجه دولتی بیرون بیاییند. این اقدام او هم ولی بیجواب نماند. بازهم تلاش کردند تا شاید مدرکی و دلیلی برای متهم ساختن او پیدا کنند ولی بازهم نشد. سازمان بازرسی مامور شدهبود تا حسابهای فدارسیون را بررسی کند بلکه دلیلی برای اتهامزنی به او پیدا کنند ولی تیر آنان به سنگ خورد. استفلال فدارسیون فوتبال مدیون تلاش ایشان بود ولی پاداش این همه خدمت...
شاید برای آنها غیرقابل باوراست که مدیرانی با اتکاء به توان خود و با سلامت اقتصادی هم وجود دارند. داستان روزهای مدیرت او را همه میدانند و خودش نیز راضی به بازگویی نیست چراکه خدمت را وظیفه خود میدانست و منتی هم برکسی نداشت. این راه و آرمان او بود و هست.
در این چند ماه هم که از زندان به مرخصی آمد بازهم او را رها نکردند. یک نهاد دستور کتبی و صریح داده بود که تمامی دستگاههای اجرایی کشور قرار دادهای خود را با شرکتی که او تنها سهامداری کوچک در آن بود، فسخ کنند. این اتفاق در حالی رخ میداد که او تنها یک سهامدار جزء در آن شرکت بود و چنین اتفاقی محسن را آزار میداد چراکه او میدید دیگرانی تنها به اتهام همراهی با او تاوان میدهند.
حتی دستور دادند آنها را در لیست سیاه قرار دهید درحالی که در آن مجموعه بیش از ۸۰۰ نفر کارگر و کارمند مشغول فعالیت بودند. برای آنها مهم نبود که کارگران سیاسی نیستند، مهم نبود که خیل بیکاران کشور اضافه میشود. مهم این بود که ایشان را در تنگنا قرار دهند. در این ماههای اخیر روزانه ۱۶ قرص اعصاب مصرف میکرد ولی بازهم ایستاده بود و مقاومت میکرد تا اینکه به بهانه شکایت از سردار مشفق به او گفتند یا شکایت را پس بگیر یا برو زندان و ایشان زندان را پذیرفت. او بازهم خواهد ایستاد.
منبع :پارلمان نیوز
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
این خانم که این همه ادعای پاکی می کند آیا حاضر است که ثروت شوهرش از ابتدای انقلاب تاکنون را طی لیستی اعلام نماید تا مردم ببینند که اگر فردی توانست از دست سیستم بازرسی رهائی یابد دلیل بر پاکی و بی گناه بودن نیست این خانم سعی دارد اعلام نماید که همسر ایشان بی گناه در زندان هستند حال اینکه بحث مسائل و دیدگاه های سیاسی را مطرح نمی کنند و اقداماتی که همسر ایشان در زمان انتخابات انجام دادند. ممکن است فردی سالها مدیریت در نظام داشته باشد ولی اگر همین فرد علیه نظام اقدام نماید سیستم قضا نمی تواند بی تفاوت باشد. به هرحال جای تاسف است که مدیران ما آنقدر در جمع کردن ثروت و مال اندوزی غرق شده اند که خانواده های آنهانیز احساس می کنند که این ثروت حق ایشان است و از آن دفاع می کنند این خانم که می خواهد افطار کند آیا از خود پرسیده است که با حقوق کارمندی چگونه شوهر من توانسته است این همه ثروت جمع نماید. به امید روزی که تمام حرفهایمان از روی صداقت و برای اصلاح جامعه و پیشرفت کشور بیان شود.
پاسخ دادنحذفشما که مدرک داری برای ثروت آقای فراهانی می تونی مدارکت را نشان بدهی تا ما را از سر در گمی نجات بدی یا اینکه مثل ارباب های خودت به هر کسی که موافقت نباشه همه جور تهمتی می زنی من برای امثال تو متاسف هستم چون کورید شما اگر جنوب کشور سری بزنید و ان وضعیت اسف بار قاچاق اجناس که همه ان زیر نظر مستقیم سپاه می باشد و انواع ضربه های اقتصادی را به مملکت وارد می کند قوه به اصطلاح قضائیه انجا کجاست انقدر درد زیاد که نمیشه تو یک خط دو خط ان را اورد
پاسخ دادنحذف