مرداد ۲۴، ۱۳۸۹

سال ۹۰، دقیقه ۹۰

ابراز نگرانی پی در پی و سخنان بی پرده مقام های بلند پایه لشگری و کشوری در آمریکا، روسیه و اروپا پیرامون تهدید جدی صلح و ثبات منطقه و جهان در سایه پیشبرد برنامه های اتمی ايران، تأکید جدی و هماهنگ آنها بر فوریت پیشگیری و ضرورت برخورد قاطع و بی درنگ با هر گونه امکانی که به جریان افراطی در ایران فرصت و توان ماجراجویی دهد و نیز هشدارهای چهره های شاخص بین المللی درباره نزدیک شدن به مرحله رویارویی و خشونت اجتناب ناپذیر، این نگرانی را برجسته می سازد که " ایران در خطر است".



باری دیگر پس از شصت سال سرنوشت ملت ما گره خورده است به حیثیتی شدن آرزویی چالش برانگیز؛ هدفی که بالقوه می تواند امنیت و منفعت کلان و دراز مدت ما را تضمین کند اما اکنون در سایه کشاکشی غیر ضروری و غیر عقلایی با بخش بزرگ و توانمند جهان می رود تا همین مقدار قابلیت های محدود ما را بر باد دهد. ناگفته پیدا است تاکتیک دیپلماتیک و شیوه پیگیری این آرزوی مقدر از سوی بازیگران کنونی سیاست ایران، در نفس هدف و رویکرد پیشبرد آن، با نوع هدف مدنی و خواست ملی و به ویژه با شیوه مماشات و عمل سیاسی بزرگان آن روز ایران در برابر دولت ها و سازمان های سیاسی تأثیر گذار جهان، زمین تا آسمان فاصله دارد.



سیر پر شتاب تحولات نا خوشایند و نا میمون گواهی می دهد اگر امسال سال درگیری نباشد؛ سالی است که دولتمردان در ایران و جهان عزم را جزم کرده و در راه بدون بازگشت قدم گذاشته اند. گویی مانورهای نظامی، تبلیغاتی و رسانه ای و ابتکارات سیاسی، همه به گونه ای ترتیب داده می شوند که حوزه بازی و کنش سیاسی محدود و محدود تر شده و هماوردان دو سو به نقطه تحول و آخر خط نزدیک تر گردند. شاید بتوان از هم اکنون دید سال90، دقیقه 90 این بازی سگ و گربه و ترفند هویج و چماق است. پرروشن است چنین بازی خطرناکی بازی برد- برد نخواهد بود. اگر خیلی خوشبینانه- بهتر است گفته شود خیالبافانه- ببینیم دست کم ‌این روند، بازی باخت- باخت خواهد شد. هرآینه، شواهد روشن از قابلیت های نظامی در دو سو، دستیابی رقیب به اجماع جهانی در کنار تردید آشکار درباره توان دولت مستقر ایران برای بسیج مردمی به ما می گوید باخت طرفی که از درون منفعل و مستأصل و آسیب پذیر تر است به مراتب و به گونه ای غیر قابل مقایسه سهمگین تر از باخت طرف متشکل تر و قوی تر خواهد بود.



اگر یک درگیری شتابزده تنها 8 روز طول بکشد همه خواهند دید تا چه سان ویرانگر تر از از جنگ 8 ساله خواهد بود. از این رو، بر آنها که دستی بر آتش دارند فرض ملی و دینی و وجدانی است که بیش از پیش محتاطانه عمل کنند و نگذارند ماجراجوها فرصت ریسک کردن بیابند؛ چه که خسارت باخت احتمالی، گذشته از بر باد رفتن آبروی جهانی کشور و نابود گشتن زیر ساخت های کنونی، از بین رفتن جسارت و غرور ملی و بروز یأس عمیق در فکر و جان مردم ما خواهد بود که معلوم نیست تا چند سال و یا چند دهه ادامه یابد. خوب است بیاندیشیم که چرا اروپا با این انسجام و تشکل سیاسی و اقتصادی خود که براستی بی نظیر است؛ هنوز در خود اراده غالب سیاسی در کنشگری جهانی نمی بیند و چرا حتی از احساس خطر جنگ چنین سراسیمه می شود. مگر نه همین اروپا تا قرنی پیش یکه تاز عرصه استثمار ملل و بکارگیری زور در اقصی نقاط جهان بوده است. آنها طعم تلخ و جبران ناپذیر جنگ را با همه وجود احساس کرده اند. افسوس که برخی در کشور ما هنوز از رجز خوانی دست نکشیده اند. آیا آنها به جنگ به عنوان راه حل و البته تنها راه حل می اندیشند؟ باید مراقب و نگران باشیم که مبادا گروهی معدود در اینجا به جنگ دلخوش کرده باشند.



متأسفانه زمانیکه جهان- نه تنها جهان غرب که اینبار غرب و شرق با هم- نگران آن است که این رقابت - به اصطلاح- حیثیتی برای منطقه و جهان خطرساز و مایه دردسر جدی خواهد شد؛ گروه کوچکی موهوم گرا در ایران که از بد حادثه دست بالایی هم در بازی و این ترک تازی دارند نه تنها نگران خطر نیستند که به استقبال آن هم می روند؛ هرچند به گمان پوچ خود به هزینه ملت. درست است که اروپا، چین و به ویژه روس ها طی این سال ها با کارت ایران بازی کردند و تا توانستند از این و آن امتیاز گرفتند؛ اما این بدان معنا نیست که پیشکش کردن امتیاز دست و دل بازانه دیگری از سوی حاکمیت مستقر در ایران، در اجماع آنها و هم صدایی با آمریکا خلل وارد سازد. واقعیت آن است که تصمیم گیری آن یاران تاکتیکی در این سطح و با چنین قاطعیت و روشنی، فراتر از جذابیت های یک امتیاز فریبنده، بازخورد ضرورت های آنی و حقیقی است که هر امتیاز مقدری را به حاشیه می راند. این همپیالگان دیروز، امروز براستی نگران آتش گرفتن این منطقه حساس هستند؛ بحرانی خانمان سوز که آن همه سود دست یافته شان را خواهد سوخت. فراموش نکنیم که همین قدرت ها، در نیمه دهه 60 خورشیدی با آنکه در جنگ سرد به سر می بردند، با رقبایشان یک دست شدند تا از ادامه بحران در خلیج فارس جلوگیری کنند. نگرانی امروز آنها از آن روز به مراتب بیشتر و جدی تر است. گذشته از این، چه هدیه بزرگ و وسوسه کننده ای در کف سیاستگذاران ما مانده است که بتواند دغدغه امروز و فردای دوستان روسی و چینی را در ایران و منطقه پاسخگو باشد؟



در پایان، غرب امیدوار است فشار هدفمند و فراگیر تحریم ها و انزوای جهانی تهران، در یکسال پیش رو، دولتمردان ما را ناگزیر سازد که کوتاه آمده و مصلحت گرایانه عمل کنند. در غیر این صورت نه تنها افکار عمومی در غرب و احتمالا" اجماع جهانی آماده واکنش نظامی خواهد بود؛ چه بسا پیش از بروز درگیری و با بحرانی شدن اقتصاد کشور، سخت تر شدن زندگی و وضع معیشتی اقشار متوسط و ضعیف و نیز با گسترش احساس نا امنی در مردم و نگرانی از بروز جنگی دیگر و البته اینبار خطرناک تر، ناسازگاری و نافرمانی بصورت اعتراضات فراگیر موجب تغییر روش دولت مستقر و یا شرایط سیاسی کشور گردد. این در حالی است که در ایران برخی با وقوف به خطر، صلاح می بینند کمی بیشتر ریسک کنند تا به مرحله مطمئن تری از توان فنی اتمی برسند و از موضع محکم تری مذاکره و معامله کنند. اما نباید این خطر را نادیده انگاشت که شاید زمان با ما یار نباشد. خوب است فارغ از هر پیشینه ذهنی بررسی شود که هزینه این ریسک چه فایده قابل اتکایی برای ملت و یا حاکمیت دارد؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...