مرداد ۲۶، ۱۳۸۹

دعاگو: حمله به بیوت مراجع و تفرقه بین نیروهای انقلابی کار انجمن حجتیه است

امروز: همشهری ماه به بهانه ایام شعبانیه با حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین محسن دعاگو، نماینده ولی فقیه و امام جمعه شمیرانات درباره مهدویت و انجمن انحرافی حجتیه به گفتگو نشسته است.

بخش‌هایی از این گفتگو که در همشهری ماه شماره 50 منتشر شده در ادامه می‌آید:

• مهمترین شرایط آستانه ظهور حضرت مهدی دلیل افزایش ظلم است. وقتی جامعه جهانی بیدار می‌شود، آگاه می‌شود، به اسلام گرایش پیدا می‌کند. یعنی می‌شود جامعه جهانی اسلامی. وقتی این جامعه شکل می‌گیرد امام زمان(عج) این جامعه را مدیریت می‌کند. وقتی که بیداری زیاد می‌شود، مقاومت هم زیاد می‌شود. مستضعفین با مستکبرین درگیر می‌شوند. معنی امامت متسضعفین نیز همین است. این آیه را دقت بفرمایید « و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین»(قصص آیه 5).

• این تصور که امام زمان(عج) باید بیاید و ما را نجات دهد و ما خودمان نباید هیچ تلاشی کنیم، تصور غلط و اشتباهی است. ما باید تلاش کنیم و بخواهیم که از دست مستکبرین نجات یابیم و امام زمان نیز این خواسته را مدیریت می‌کنند.

• آنچه در روایات وجود دارد بحث افزایش ظلم و جور است و نه فساد. اینکه گفته می‌شود دنیا پر از ظلم و جور شود، معنایش این نیست که مردم گناه کنند. اصلا ظلم و جور با گناه فرق دارد. آدمی هست که ظلم می‌کند به شخص خودش. منظور از ظلم و جور این است که یک عده مستکبر، بر عده‌ای مردم که همان مستضعفین نامیده می‌شوند، ظلم و جور می‌کنند. هرچه درگیری مستضعفین با مستکبرین بیشتر شود، درجه ظلم و جور نیز بیشتر می‌شود. ظلم و جور هم ظالم دارد و مردمی که به‌شان ظلم می‌شود. یعنی یه عده می‌شوند ظالمین و عده‌ای دیگر می‌شوند مظلوم. کثرت ظلم و جور هم زمانی به وقوع می‌پیوندد که مظلوم یا همان اکثریتی که به آنان ظلم می‌شود، برای اعاده حق خودشان قیام کنند. وقتی این مبارزه به انتها نزدیک می‌شود،‌ ظالمین کاسه صبرشان تمام می‌شود لذا هر چه در توان دارند علیه مظلومین به کار می‌گیرند. این لحظه، لحظه سقوط ظالمین است. وقتی از تمام امکانات‌شان برای نابودی طرف مقابل استفاده می‌کنند، دیگر لحظه شکست‌شان فرا می‌رسد و سقوط می‌کنند.

• کدام منطق می‌پذیرد کسانی که منتظر امام زمان(عج) هستند باید فساد کنند، گناه کنند تا ایشان ظهور کنند؟ شرط ظهور امام زمان(عج) گناه کردن است یا ثواب کردن؟‌ کسی که منتظر امام عادل است باید عدالت گرا، مبارز و پاک و ارزش‌گرا باشند تا شرایط ظهور حضرتش مهیا شود.

• از زمان غیبت امام زمان اروحنا فدا، بطور طبیعی در بین عوام دیدگاه‌های منحرفی شکل گرفت. بدین گونه که افراد کم سواد یا بی سواد مطالبی را بیان کردند و این باعث شد تا این انحرف گسترش یابد. بنابراین، انحرافات مذکور مبتنی بر توهمات ذهنی است و هیچ ریشه قرآنی و روایی ندارد.

• طرفداران انجمن حجتیه بیشترین انحرافات در این مورد را اشاعه کردند. یعنی کسانی که به ظهور امام زمان(عج) به عنوان نقطه آغاز همه خوبی‌ها فکر می‌کنند بدین معنی که قبلش باید همه بدی‌ها را انجام بدهیم و فساد به اوج برسد تا حضرت حجت بیایند و بعد از آن لحظه همه خوبی‌ها را بیاورد. این افراد معنی روایت «یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» را نفهمیده‌اند و تصور می‌کنند معنایش این است که مردم دنیا را پر از گناه وفساد کنند تا امام زمان بیاید و زمین را پر از ثواب کند. در حالی که معنی روایت این نیست. ما که منتظر امام زمانیم باید خودمان زمینه پر شدن زمین را از ارزش و پاکی و خوبی فراهم کنیم؛ نه بدی و زشتی.

• بنده معتقدم انجمن حجتیه جریانی انحرافی است، معتقدم دو تشکیلات را به طور غیرمستقیم آمریکایی‌ها و بیشتر انگلیسی‌ها در ایران طراحی کردند. یکی انجمن بهاییت و دیگری انجمن حجتیه برای مبارزه با بهاییت. معتقدم که هر دوی این تشکیلات را انگلیس طراحی کرد. نگاه من با مطالعاتی که درباره این دو جریان داشته‌ام، این است. نظام شاهنشاهی هم هردو جریان را حمایت می‌کرد. عده زیادی از مردم ایران مذهبی بودند لذا برای اینکه مردم را به لحاظ مذهبی تخلیه کنند، می‌بردند به انجمن حجتیه. انجمن حجتیه در دوران قبل انقلاب هرگز با حکومت شاه مبارزه نکرد. هرگز با ستم و استعمار مبارزه نکرد. چون معتقد بودند فساد و گناه باید در جامعه زیاد شود و حکومت شاه را به عنوان ابزار افزایش فساد قبول داشتند. پس معتقد بودند باید شاه باشد تا فساد باشد تا در نتیجه امام زمان(عج) زودتر بیاید. بنابراین انجمن حجتیه درست شد برای انحراف کردن ذهن جوانان مذهبی. انجمن بهاییت را هم درست کرده بودند برای افرادی که گرایش دینی ندارد. از طرف دیگر این دو را هم در مقابل هم قرار دادند و همزمان نیزاز هر دو حمایت می‌کردند. به نظرم در تاسیس هر دو انجمن انگلیسی‌ها به طور غیر مستقیم دست داشتند و اجنبی از آنها حمایت میکرد. هدف از تاسیس انجمن حجتیه هم این بود که جوان‌های ایرانی به جای مبارزه با ظلم و ستم شاهنشاهی، مبارزه با غارتگری و فسادگستری، یک نفر را پیدا کنند که بهایی باشد و او را ارشاد کنند تا دوباره مسلمان شود. انجمن بهاییت نیز فعالیت می‌کرد تا جوانان را از مذهب تشیع جدا کند. بنابراین کار طرفداران این دو انجمن چیزی جز این نبود. به عبارتی انجمن حجتیه و بهاییت به خاطر تخلیه انرژی مذهبی جوانان طراحی شد.

• معتقدم خطر حجتیه بسیار جدی است. انجمن حجتیه درحال حاضر فعال است و من نسبت به این مساله بسیار بدبینم چرا که معتقدم بسیاری از مشکلاتی که در داخل کشور به لحاظ سیاسی پیدا کرده ایم، مربوط به کسانی است که دارای تفکر مربوط به انجمن حجتیه هستند.

• در حال حاضر یک جریان به شدت افراطی و تندرو شکل گرفته است و بسیاری از درگیری های سیاسی موجود مربوط به این جریان است و تفکر مربوط به حجتیه، بسترساز تنشهای سیاسی و حتی اجتماعی و حتی خشونت‌ها شده است. این جریان در حال حاضر قصد دارد بین نیروهای انقلابی تفرقه ایجاد کند واز سوی دیگر به وحدت ما آسیب برساند. متاسفم که بگویم حتی برخی از عزیزان معمم ما نیز دراین قضیه دخالت دارند یعنی عملا دارند این تفکر را گسترش می‌دهند. شما هرکجا ترویج خشونت، بدانید که در زیرساختش انجمن حجتیه قرار دارد. این جریان دارد همان نقش استعماری خودش را اجرا می‌کند چون درگیری در داخل کشور، امنیت‌ملی ما را خدشه دار می‌کند. ایران ضعیف، انرژی هسته‌ای نمی‌خواهد، قدرت بازدارندگی نظامی نمی‌خواهد، قدرت سیاسی موثر در منطقه و جهان را ندارد و ایران ضعیف حتی به لحاظ اقتصادی هم به شدت مشکل پیدا می‌کند.غرب دنبال تضعیف ایران است و یکی از عواملی که قدرت ایران را تضعیف می‌کند انجمن حجتیه است. معتقدم در این مقطع یکی نهضت آزادی و جریان ملی گرایی و دیگری انجمن حجتیه در پی تضعیف ایران هستند. حجتیه جریان تندش است و نهضت آزادی جریان کندش است و در پی آن است تا ساختارهای دینی و ملی ما را تضعیف کند. حجتیه نیز در پی ایجاد اصطکاک است. لذا توطئه ای که در حال حاضر در کشور شکل گرفته و خطر محسوب می‌شود این دو جریان است. متاسفانه همان طور که عده ای همسو با جریان نهضت آزادی می‌شوند عده ای هم با جریان حجتیه همراه می‌شوند و در خیابان‌ها راه می‌افتند و حرکتهای افراطی انجام می‌دهند. از سوی دیگر انجمن حجتیه با تندوری‌های خود نیز در خدمت اثبات منطق ضد انقلاب درباره نظام جمهوری اسلامی هستند و تفکرات آنان را جا می‌اندازد.

• به نظرم احتمال ارتباط حامیان حجتیه‌ای‌ها و نهضت آزادی هست هرچند که طراحان این دو جریان حتما با یکدیگر در ارتباطند زیرا هر دو طرح خارجی است. به هرحال کار این دو گروه مانند آن است که عده ای در یک بستر غلط حرکت می‌کنند و برای اینکه این منطق غلط را جا بیندازند و بگویند که اسلام آیین خشونت است، نیاز دارند تا حرکات افراطی و تندی انجام شود تا از آن به عنوان سند و دلیلی برای اثبات ادعایشان بهره ببرند لذا این جریان تند را فعال می‌کنند تا منطق خودشان جا بیفتد.

• معتقدم اینها مزدورانی‌اند که غالبشان متوجه نیستند در یک بستر عاملیت خارجی، دارند فعالیت می‌کنند. یعنی این جریان طرح و برنامه غربی‌هاست و اکثر حامیان‌شان این را متوجه نیستند که با رفتارهای تندگرایانه خود فقط و فقط این تصویر را به وجود می‌آورند که نظام جمهوری اسلامی، نظامی مردمی نیست و با آزادی و منطق موافق نیست. برای همین جریان‌های مورد اشاره را خطرناک برای آینده انقلاب می‌دانم.

• جریان حجتیه قطعا طرفدار ولایت نیست؛ این گروه به باور من منافقند ارزش‌ها ولایت نفوذ می‌کنند و آنها را به تندوری تشویق می‌‌کنند چرا که امروز آنچه منافع غرب را تامین می‌کند وجود تندوری در داخل کشور است زیرا تندوری اعتبار، اقتدار و امنیت کشور را خدشه دار می‌کند.

• همان طور که گفتم رسالتی که آنها قبل انقلاب داشتند تخلیه انرژی جوانان مذهبی بود. چرا؟ برای اینکه جوان‌ها ذهنشان سیاسی نشود و درگیر با حکومت نشوند و کلا کاری به این مسایل نداشته باشند. پس هدف اصلی انحراف نیروی جوان کشور از سمت و سوی مبارزات سیاسی بود. این تاکتیک آن روزشان بود اما امروز دیگر این‌گونه نیست. امروز صحنه نظام جمهوری اسلامی است و به اندازه کافی انگیزه کافی برای ورود جوانان به صحنه سیاسی وجود دارد چرا که صدا وسیما، رسانه ها، انتخاباتی که هر ساله در کشور برگزار شده، به خودی خود انگیزه فعالیت سیاسی و بی تفاوت نبودن نسبت به مسایل را در مردم ایجاد کرده است. پس ذهن‌ها سیاسی است. به همین علت عرصه‌ای که حجتیه‌ای‌ها برای ادامه کار خود انتخاب کرده‌اند آن است که فضایی ایجاد کنند که امنیت ملی را آسیب پذیر کند. برای تحقق این هدف خود نیز به شدت مشغول کارند زیرا از یک سو بدین طریق در داخل کشور، تنش ایجاد می‌کنند و از سوی دیگر نگاه مردم جهان به ایران تبدیل می‌شود به اینکه در ایران آزادی نیست، امنیت نیست و این تمام خواسته آنان است.

• الان ملی‌گراها که وطن دومشان قطعا اروپاست درصدد این هستند که نظام فعلی را ناکارآمد نشان دهند و بگویند اسلام قابلیت این را ندارد که بر اساس آن بتوان نظام سیاسی - اجتماعی را شکل داد. برای همین تلاش دارند تا مسوولین حکومت را افرادی نشان دهند که بی‌تدبیر هستند و ناتوان در اداره جامعه. بنابراین این افراد در قالب بیانیه هایشان چنین استدلال می‌کنند و گروه دوم یعنی انجمن حجتیه، ماموریت دارند که شاهد و دلیلش را فراهم می‌کنند. برای همین حمله می‌کنند به بیوت مراجع، در قم و تهران بعد از نماز جمعه راهپیمایی راه می‌اندازند و شعارهای تند سر می‌دهند و شعارهایی توهین آمیزعلیه شخصیت‌ها کشور می‌دهند. این مواردی که به آنها اشاره کردم یک توطئه بزرگ است.

• تنها و بهترین راهکار آن است که باید به اجرای قانون برگشت. این اجرای قانون نیست که عده‌ای مقابل مجلس روند و یک سری شعارهای ساختارشکنانه سربدهند و بخواهند کار قانونی مجلس را مختل کنند. یا مثلا قوه قضاییه بخواهد کاری انجام دهد و عده ای بخواهند مقابل آن صف آرایی کنند، اینها قانون مداری نیست. باید بساط حرکات غیرقانونی اعم از تجمع مقابل مجلس یا بیوت مراجع و برچیده شود. دولت نیز باید قانون را اجرا کند. دولت نباید به جریان تندرو دامن بزند بلکه باید در چارچوب قانون، مجری قانون باشد. اگر بعد از امنیت ملی همه به قانون برگردیم؛ همه چیز درست می‌شود و اساسا حربه تندروی در جامعه کند می‌شود زیرا تندورها می‌فهمند که در جامعه مقبولیت و جایگاه ندارند. باید تندوری در نگاه مردم به ضد ارزش تبدیل شود و اعتدال به ارزش تبدیل شود. نظر مقام معظم رهبری نیز به باور من اعتدال است و نه تندوری یاکندروی.

متن کامل این مصاحبه به همراه گزارش‌ها و مصاحبه‌های دیگری درباره مهدویت و مدعیان دروغین آن را در همشهری ماه شماره 50 بخوانید.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...