مرداد ۲۹، ۱۳۸۹

عریضه چهارم فخرالسادات محتشمی پور به دادستان

فخرالسادات محتشمی پور همسر مصطفی تاج زاده در ادامه نوشتن عریضه خطاب به دادستان تهران ، شرح حال چهارم خود را نیز منتشر کرد ، در متن این نامه وی از شرایط دشوار خانواده و باز پس گیری حقوق اولیه زندانیان سیاسی نوشت. متن کامل این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم ارزقنی فیه رحمةالایتام. و اطعام الطعام. و افشاء السلام. و صحبة الکرام. بطولک یا ملجأ الآملین.

عریضه چهارم در هشتم رمضان المبارک

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سه پنج روزه که بوی گل نیومه

صدای چه چه بلبل نیومه

سلام آقای دادستان

شما حالتان خوب است؟ حال ما خوب نیست از چند جهت : ۱- بی خبری از عزیز دربندظلممان ۲- غصۀ این که او در نظامی به بند کشیده شده که برای تأسیسش زحمت کشیده و برای پایداری اش خون دل ها خورده ۳- آلوده شدن بندگان خدا که ادعای مسلمانی دارند در این ماه امساک و خویشتنداری و تنزهّ طلبی به گناه ۴ و ۵ و ۶ و ...

حال ما ولی خوش است از چند جهت: ۱- قرار گرفتن در صف آزادی خواهان حق طلب بدون هرگونه عافیت طلبی و ملاحظه جویی ۲- تن ندادن به ظلم و شریک نشدن در گناه ظالم ۳- اطمینان وآرامشی که به لطف صاحب کریم این ماه عزیز ارزانیمان داشته شده ۴- ایمان به این که دست خدا بالای همه دست هاست و ایمان به این که حقیربندگانِ مستِ قدرت جز به خواست و اراده خالق یکتا، قدرت هیچ گونه عرض اندامی ندارند و آن چه موفقیت تلقی می کنند تنها فرصت هایی است که به آنان داده می شود برای امتحان و ایمان به این که آن چه رب اعلی برایمان مقدر نموده بی شک به خیر و صلاح ما بوده و هست و ایمان به این که ...

حال ما خوب است چون می دانیم همسرجان هم اینک در حصار دیوارهای بلند اوین، یوسف گونه حال خوشی دارد. نه فقط هنگام نماز و عبادت و دعا بلکه در همه لحظات حضور چرا که این حضورآگاهانه است و کاملا ارادی. به خلاف دوره قبلی که در یورشی شبانه ربوده شد و چشم بسته این مسیر را پیمود و ماه ها کینه توزانه در انفرادی کودتاگران ماندو... این بار او آن چنان با آرامش و طمأنینه این راه را پیمود که برای من هم که همسرش و همراهش و هم مرامش بوده و هستم، عجیب بود. آن چنان با شتاب گام بر می داشت که همه ما بدرقه کنندگان را جاگذاشت و آن چنان مشتاقانه ساک به دست وارد زندان شد که تحیر دوست و آشنا را برانگیخت. حالا همه آجرها و سیمان ها و آهن ها، آن محوطه سبز با درختان بلند کهنسال، آن حیاط، آن سلول ها و بندها و سالن ها و هرجایی که عزیز ما و دیگر میهمانان عزتمند اوین گذارشان به آن افتاده، حتی برای گرفتن فیلم های چند ثانیه ای دزدکی و ساختن و پرداختن آن برای تحمیق توده ها؟؟؟!!!، به وجود شریف آنان عزت و شرف یافته اند و ارج و قرب و منزلت پیدا کرده اند.

آقای دادستان

در هشتمین روز این ضیافت بزرگ حال شما خوب است؟

حال ما خوب است و خوب نیست. خوب است چون برکت این ماه در همین آغازین روزها نصیبمان شده است با «رحمةالایتام و اطعام الطعام و افشاء السلام و صحبة الکرام». چه میزبانان خوبی بودیم آن گاه که بهترین بندگان خدا با حضور در کلبه کوچک خوشبختی مان و با تلاوت آیات نورانی قرآن و ادعیه پرنغز و متعالی، گوشه گوشه این خانه را متبرک کردند و ما عاجزانه همۀ تلاشمان را کردیم تا خانواده شهداء و ایثارگران و آسیب دیدگان اخیر را که به واقع میهمان خدا بودند، خدمتگزاری کنیم. و نیز توفیق آن یافته ایم که در همین ماه منورمیهمان خانه هایی باشیم که هنوز عطر شهیدانشان پس از گذشت سالیان همه جا را خوش بو کرده و یاد آن یاران بی ادعایی که احیانا باید برای شما آشنا باشند، هم آنان که اجساد تکه تکه شده و بی سرشان نردبان ترقی ناجوانمردانی دین فروش شد، لحظه ای از خاطرها دور نمی شود. آری حالمان خوب است و خوب نیست.

حالمان خوب نیست چون هنوز گرد نسیان بر خاطرات نه چندان دورمان ننشسته و چون بار دیگر ازنزدیک شاهد ناله های سوزناک مادران و همسرانی بودیم که خون خواه مظلومان پرپر شده شان هستند و هنوز جوابی نگرفته اند. حالمان خوب نیست چون تحمل دیدن چهره تکیده پدران و مادران زندانیان سیاسی و حزن و اندوه نوعروسان جدا شده از همسر و بی تابی کودکان محروم از آغوش گرم پدر،برایمان سخت است. حالمان خوب است که رمضانی دیگر رسیده و ما از آسفالت های خیابان مقابل اوین خوشبخت سفره های سبزمان را به داخل خانه هایمان کشانده ایم تا مبادا به خانواده های اسراء عزیز کوچکترین بی حرمتی شود توسط مدعیانی که با اخلاق بیگانه شده و خدای مظلومان را فراموش کرده اند. ما خوشیم چون رمضانی دیگر رسید و ما پرخروش تر از قبل ندای حق طلبی مان را سرمی دهیم و به گوش خدای رمضان و میهمانان رمضان می رسانیم.

آقای دادستان امیدوارم در هشتمین روز ماه رمضان شما هم حال خوشی داشته باشید با اقداماتی که برای رهایی عزیزانمان از بند هرچند دیرهنگام انجام شده و با تدبیری که برای رفع مشکلات عموم زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی باید اتخاذشود و با لختی تأمل و اندیشیدن به حال خانواده های چشم انتظارو با ...

آقای دادستان

راستی حالا که سعه صدرتان در این ماه گشایش و رحمة زیاد است و عرایض مرا که یک شهروند درجه چندم هستم، می خوانید و آشفته نمی شوید و به عکس، طبق وظیفه قانونی، انسانی و شرعی در آن ها تأمل و تفکر می کنید و لابد به موقع آن را پاسخ خواهید داد، به این سؤال هم پاسخ دهید: اگر روزی به این نتیجه برسید که ستاندن «داد» مردم از بی دادگران در هر رتبه و مقام و وابسته به هر نهاد و ارگان که باشند، کار سختی است و از عهده چون شمایی بر نمی آید، باز هم مایلید که ما مظلومان شما را دادستان خطاب کنیم؟ بی شک همسر سید مصطفی تاجزاده از طرح این سؤال مقصودی دارد که در عریضه های بعدی به شما و مقامات عالی تر قضایی اعلام خواهد کرد. اما در پایان این نوشتار یادتان می آورم که داد ما را از خودتان یا هر مقام مسئولی که بیش ازپنج شبانه روز است مانع تماس همسرم با خانواده اش شده، بستانید . ما بی صبرانه منتظر دادن حقوق حداقلی زندانی سیاسی خود که لابد برای اجرای حکم ناعادلانه اش و در پی یک شکایت حقوقی ساده، به زندان رجعت داده شده، هستیم .

والسلام علی من اتبع الهدی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...