مرداد ۱۷، ۱۳۸۹

نماینده ولی فقیه در سپاه: رهبری، ملاك حق است/انتخابات عرصه دعوای حق و باطل بود

امروز: نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با تاكید بر اینكه همه بابد زیر چتر ولی فقیه قرار گرفته و ملاك ریزش‌ها ورویش‌ها را ایشان بدانیم، تصریح كرد: تاریخ نشان داده هر گاه مردم حول محور رهبری حركت كنند، معجزات بزرگی را خواهند آفرید.


به گزارش فارس، علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، عصر امروز در اختتامیه پانزدهمین دوره آموزش مبانی اندیشه اسلامی (طرح ولایت) كه در دانشگاه شهید بهشتی تهران برگزار شد، با اشاره به موضوع رویش‌ها و ریزش‌ها در طول تاریخ، تاریخ را آئینه‌ای پیش روی انسان‌ها دانست و گفت: باید ببینیم این رویش‌ها و ریزش‌های افراد و امت‌ها تصادفی است یا قانومند.


وی تصریح كرد: در این خصوص سه نظریه وجود دارد كه عده‌ای حوادث تاریخ را تصادفی می‌دانند و عده‌ای دیگر آن را جبری اعلام می‌كنند و می‌گویند این رویش‌ها و ریزش‌ها در اختیار انسان‌ها نیست.
سعیدی افزود: اما نگاه قرآن یك نگاه قانونمند است و اگر ما بتوانیم قوانین حاكم بر تاریخ را كشف كنیم این امر بقای ما را تضمین خواهد كرد.


وی با بیان اینكه قرآن انسان را در حوادث مثبت و منفی تاریخ مؤثر می‌داند، در خصوص ملاك ریزش‌ها و رویش‌ها گفت: احزاب،‌امت‌ها و نخبگان ارزش ذاتی ندارند بلكه ارزش آنها با محوریت حق بستگی كامل دارد.


نماینده ولی فقیه در سپاه ادامه داد: در این خصوص نیز سه نظریه متصور است. عده‌ای قدرت را ملاك حق می‌دانند كه اینها زورمندان تاریخند اما عده‌ای دیگر قدرت ناشی از رای مردم را محور حقانیت اعلام می‌كنند كه كسانی مانند ژان ژاك روسو از این دست افرادند اما قرآن می‌گوید حق باید از منشاء ذیحق نشات گرفته باشد و ما می‌دانیم كه در هیچ دوره‌ای زمین خالی از نماد حق نبوده است.

سعیدی پیشوا و حجت خدا و شریعت و آئین‌ را دو نماد حق معرفی كرد و گفت: پیامبر اسلام نماد حق و ملاك روشنی برای انسان‌ها بود كه حقانیت حركت بستگی به نزدیكی او با پیامبر داشت و بعد از او نیز ائمه معصومین و زیرمجموعه‌های آنها نماد حق‌اند و امروز كه امام زمان در پرده غیبت قرار دارند رهبری باید محور حق باشد.
وی با بیان اینكه ما باید زیر چتر ولی فقیه بوده و میزان حقانیت افراد را در پیوستگی آنها با ولی فقیه بسنجیم شرایط امروز را یك شرایط حساس دانست و گفت: یكی از اشتباهات بزرگ خواص در گذشته این بود كه نتوانستند بین عصر علوی و عصر نبوی تفاوت قائل شوند ودیدیم پس از رحلت پیامبر یاران او به 4 دسته تقسیم شدند كه دسته اول سلمان‌ها،‌مقدادها و ابوذر‌ها بودند كه حول محوریت حضرت علی و به پرچمداری حضرت زهرا كه پرچمدار جهاد سیاسی در آن دوره بود در برابر فتنه‌گران ایستادند و در این مسیر تردیدی به خود راه ندادند.
وی ادامه داد: دسته دوم طلحه‌ها و زبیرها بودند كه در برابر نماد حق موضع گرفتند و دسته سوم متوقفین بودند كه فهم سیاسی نداشتند كه از نمونه‌های آن می‌توان به عبدالرحمن بن عوف و عبدالله عمر اشاره كرد.


نماینده ولی فقیه در سپاه ادامه داد: دسته دیگر كسانی بودند كه دو پهلو صحبت كردند و به اصطلاح مغازه دونبش داشتند كه شاید مشكل‌ترین قشر در خواص همین‌ها بودند.
سعیدی با اشاره به حوادث اخیر در كشور گفت: امروز هم شاهد همان دسته افراد به علاوه دسته دیگری هستیم كه این دسته جدید می‌گویند ما به رهبری ارادت داریم و طرف مقابل را قبول نداریم اما برای جذب آنها اینگونه حركت می‌كنیم.


اما دسته دیگر كسانی بودند كه در برابر ولایت ایستادند و اگر تا دیروز زیر سایه خط امام حركت می‌كردند امروز در مقابل آن ایستادند و دسته دیگر متوقفین بودند كه سكوت كردند و دعوا را تنها بین دو كاندیدا دانستند در حالی كه عرصه، عرصه دعوای حق و باطل بود اما دسته چهارم كسانی هستند كه در این معركه بازی دوگانه كردند و عده‌ای نیز در كنار ولایت ایستادند و عمارگونه از محور حق دفاع كردند.


وی خاطرنشان كرد: ما باید در تمامی صحنه‌ها تابع رهبری باشیم چرا كه وی ملاك حق است و تاریخ نشان داده هر گاه مردم حول محور رهبری حركت كردند بزرگترین معجزات را آفریدند.



۱ نظر:

  1. سلام بخوانندگان گرامی و مسؤلین سایت
    کشور ما از آنجا که نام نظام خود را « جمهوری اسلامی » نهاده است ، عده ای را به خلط مبحث و سوء استفاده واداشته است و تصور می کنند که چون نام اسلامی پسوند جمهوری در کشور است ، پس کشور ایران بسان یکی از حوزه های دینی و یا یکی از کلاسهای دانشکدهء الهیات می باشد.
    قوام هر کشوری بر اساس قوانین اساسی و موضوعهء آن کشور است. مردم و حکومتگران باید آنها را بدانند و خود را پایبند آنها نمایند تا نظم و نسق جامعه قوام گرفته همهء امور بر اساس آن بگردش در آید.
    در کشور ما کسانی که نام اسلام را مستمسک سوء استفاده قرارداده اند که اگر نگوئیم کشور داری را با کلاس های دروس حوزوی و دانشگاهی اشتباهی گرفته اند اما می توان گفت از این سوء استفاده ، شدیدا" بوی استقرار حکومت فردی و استبداد دینی و حذف آراء و مشارکت مردم از سرنوشتشان ،مشام آدمی را می آزارد.
    از مشخصات اصول قانون اساسی یکی اینست که کوتاه ، صریح و بدون ابهام باشد.
    اما این حضرات برای تحقق نیت های پلیدشان ، هر روز محتوای تازه ای را بر این اصول تحمیل می نمایند. یک روز بر خلاف نص صریح اصول قانون اساسی که مجلس خبرگان موظف بر « انتخاب » رهبر می باشد بدنبال « کشف » او می گردند و باز بر خلاف نص صریح قانون اساسی که مجلس خبرگان موظف بر نظارت بر اعمال و کردار رهبری است ، بدنبال سیاست « کشف » با او « بیعت » می کند و وظیفهء قانونی خود را وا می نهد.
    چند سالی است که پا را از این هم فرا تر گذاشته اند و بجای آنکه ملاک « خدمت و خیانت » اجرا و یا عدم اجرای قانون اساسی باشد ،رهبری و ولایت را ملاک تشخیص « حق و باطل » قرار داده اند که صد البته هم اعمال و کردار « رهبری » قابل گفتگو های فراوان است و هم کلمات کش دار « حق و باطل » که کدامند.
    مشکلاتی که بخصوص از مجلس ششم به این سو در کشور مجال بروز و ظهور یافته است از همین جا است. رهبری برای خود « حقی » قائل شد که جائی در قانون اساسی نداشته و ندارد.در هیچ یک از اصول قانون اساسی ،اشاره ای وجود ندارد که به رهبری اجازه دهد که « حکم حکومتی » صادر نماید .
    با این سوء استفاده تا آنجا پیش رفتند که پایهء فتنهء 22 خرداد سال 1388را با تقلبی وسیع در آراء مردم و خیانتی بزرگ به اعنماد مردم این سرزمین ، با همکاری سه رأس مثلث رهبری ، شورای نگهبان و مافیای سپاه که بنا بگفتهء آقای کدخدائی ، خواست نظام یعنی مقام رهبری بود بنا گذاشتند و باعث خسارات انسانی و مادی فراوانی بر پیکر نحیف ملت وارد گردیدند که همچنان ادامه دارد و هروزه ناظر بر آنها می باشیم.
    استقرار کامل حکومت فردی و بی اعتبار ساختن قانون اساسی ،بطور مداوم توسط نمایندگان رهبری در نهاد های مختلف نظامی و غیره ، عقبه های آنان در حوزه های علمیه مانند شیخ محمد یزدی و مصباح یزدی و امامان جمعه پیگیری می گردد و چاشنی و حاشیهء امن این جماعت نیز قدرت نیروهای مسلح است و نه خدا و یا پیامبر و یا ائمهء اطهار.
    آقای سعیدی و دیگر همفکران ایشان از موضع حقارت و عقب ماندهء خود حرکت می کنند و با نادیده انگاشتن تمام ویژگیها و خصائل خدادادی در انسان که قابلیت رشد هم هست ، می خواهند این حقارت را بر دیگران هم تحمیل کرده ، بقدرت تفکر و تشخیص انسانها طعنه استهزاء امیز زده ،آنها رااز آحاد جامعه سلب نمایند و انسانی که قادر است با استفاده از خرد و عقلانیت ، متخلق به صفات خداوندی شده و در نهایت خلیفة الله بر روی زمین باشد به موجودات « انگلی و رشد نیافته » تبدیل نمایند.
    حرکت و تلاش این افراد حقیر ، نتیجه تفکر استبدادی وانحرافی از اسلام انسان سازی است که پیامبران و بخصوص پیامبر اسلام مأموریت انذار آنرا داشته اند که خنثی ساختن آنها تلاشهای مضاعفی را طلب می نماید.

    پاسخ دادنحذف

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...