سیزده سال می شود که پدر بزرگم علامه محمد تقی جعفری را از دست دادم .
چقدر این ایام دلم برای ایشان تنگ شده است .نمی دانم از چیست ؟ شاید از این است که بزرگان و الگویمان در این زمانه ناچیز شده اند .
چقدر خوشحالم که ایشان در قید حیات نیستند تا حال و روز این ایام را که بر ما می گذرد را ببینند.
ایشان همیشه بر این نکته تاکید داشتند که انسانها سه دسته هستند .
۱- آنها که با بزرگی به دنیا آمده و با بزرگی هم از این دنیا رخت برمی بندند.
۲- آنها که به دنبال بزرگی هستند و با تلاش به آن دست پیدا می کنند.
۳- آنها که مانند لاشخور به دنبال بزرگیند و هر جور هست حتی با کشتن دیگران می خواهند به آن دست پیدا کنند.
خوشحالم که ۳۰ سال از عمرم را کنار بزرگمردی گذراندم که براستی با بزرگی به دنیا آمد و با بزرگی هم از این دنیای خاکی پرکشید و رفت. واقعا در این ۳۰سال چه چیزها که از این مرد ندیدم که شایداگر بخواهم آنها را بگویم برای کسانی غلو آمیز به نظر آید ، چه افراد سود جویی بودند که می خواستند ایشان را به طرف مسا ئل کاذب سیاست بازی خود بکشند و از ایشان به نفع خود سوء استفاده کنند. که همیشه ایشان نقشه های این افراد فرصت طلب را نقش بر آب می کرد.
یادم می آید اشخاصی دوروبر ایشان میآمدند و از مرحوم دکتر شریعتی و مرحوم بازرگان بدگویی می کردند که همیشه ایشان آزرده دل شده و به این افراد کوته فکر خاطرنشان می کردند که به جای بد گویی از آفریده های خداوند به مطالعه و تحقیق بپردازید، که در پیشگاه خداارزشمند تر است.
هیچکس به یاد ندارد، علامه محمد تقی جعفری از کسی بد گویی کرده باشد. و یا کسی را آنقدر بالا ببرند که در جایگاه خداوند بنشانندش . خیلی ها همین مسئله را برای ایشان بزرگ کرده بودند که چرا شما در آخر سخرانی هایتان از فلان کس و بهمان کس اسم نمی برید و آنها را دعا نمی کنید؟ که ایشان در جواب گفته بودند که من حقیر چه کاره هستم که برای خدا تعیین تکلیف کنم ، هر کس در پیشگاه خداوند جایگاه خودش را دارد.
ایشان همانگونه که باید باشند بودند ، و جلوی هیچکس هم ماسک نگذاشتند. در سفری که به قم داشتند با ایشان به دیدن بزرگ مرجع شیعیان مرحوم آیت الله منتظری رفتیم ، به خیلی ها بر خورد و جوجه ها و کو ته فکران و بهتر بگویم آتش بیاران معرکه این بزرگ مرد را بسیار سرزنش کردند که چرا به دیدن ایشان رفتید؟ و در جواب این کوته نظران فرمودند که شما نمی خواهد برای من تصمیم بگیرید . مگر من می توانم تمام زندگیم را آنگونه که شما می خواهید انجام دهم . در اینصورت من نباید با هیچکسارتباط بر قرار کنم ، یک روز می گویید بازرگان بد است .یک روز می گویید طالقانی مشکل دارد. روز دیگر شریعتی را بدنام می کنید.
یک سالی بود که احمد شاملو در غرب به نقد فردوسی پرداخته بود و تمام هوچیها و بی سوادان در مطبوعات و رسانه ها به نقد و بی احترامی به او پرداخته بودند. از پدر بزرگ در این رابطه سوال کردم و ایشان در جواب گفتند که نمی گویم شاملو درست می گوید یا نه ولی این حق را به او می دهم که چون شاملو در ارتباط با ادبیات سررشته دارد . نظراتش را بگوید ، مگر فردوسی خداست.
واقعا هر چه که از اندیشه های این اندیشمند شرق بگویم کم گفته ام ، روزی استاد شجریان برای دیدن ایشان به منزل پدر بزرگ آمد و استاد شجریان تعجب کرده بود که چگونه است که یک روحانی تمام دستگاهای موسیقی را به خوبی می شناسد و به خوبی هم آن دستگاههارا اجرا می کند.
علامه جعفری هیچگاه خود را ارجح تر از کسی ندانست ، از اینکه از ایشان اسطورسازی کنند به دور بود. ایشان به تمام معنا روحانی بود ،نه روحانی نما .
روزی شخص جوانی پیش ایشان آمد که بسیار آدم متعصبی بود و ضمنا روی پیشانیش جای مهر بود ، آقا جون به ایشان گفت: فرزندم من هفتاد سال است که نماز می خوانم روی پیشانیم حتی به اندازه یک نخود جای مهر نیست ، چگونه شما با این سن کمتروی پیشانیت جای مهر حک شده ؟ که این جوان در جواب ایشان هیچ نداشت که بگوید.
ایشان همیشه از مراحل ساخت فیلمها و فیلمهای جشنواره از من سوال می کردند و برایم تعجب برانگیز بود که بهترین فیلم از دیدگاه ایشان، فیلم آهنگ برنادت بود.
چرا باید در این زمان روحانیان و مذهبیون آنقدر از جوانها و مردم به دور باشند. کاش به جای اینکه این افراد آنقدر در کائنات سیر کنند در همین کره خاکی سیر می کردند و می دیدند که اندیشه هایشان چه افرادی را از دین و مذهب زده کرده است.
پدر بزرگ بد ترین مسئله را این می دانستند که روحانیت وارد سیاست شود. چون ایشان به این دید رسیده بودند که کار سیاست اینگونه است که باید چشم خود را بر روی خیلی از مسائل ببندی و همین مسئله باعث می شود که دروغ را نیز باید چاشنی آن کنی و در این صورت از دید مردم یک دروغگو شناخته خواهی شد. در هر صورت حرفها زیاد است و وقت کم ، امیدوارم در فرصتی مناسب خیلی از مطالب نگفته از ایشان را که هیچگاه فرصتش پیش نیامد و افرادی هم نمی گذاشتند که این صحبتها مطرح شود چون موقعیتهای دروغینشان به خطر می افتاد را برایتان باز کنم.
چقدر خوشحالم که ایشان در اوج محبوبیت رفتند و مانند افرادی به دام سیاست بازان و فرصت طلبها نیافتادند . و وقتی به فکر نجات خود برآمدند که از چشم ملت افتاده اند. به راستی که در این زمانه چقدر از پروازت خوشحالم.
منبع: صفحه فیس بوک نویسنده
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
مخلص استاد بی همتای فلسفه، شعر، و... مرحوم استاد جعفری بودم هستم و خواهم بود. رونش شاد
پاسخ دادنحذفبرای ساختن جای مهر روی پیشانی ته بادمجان را داغ کنید و روی پیشانی بگذارید . به تجربه ثابت شده است . الاحقر طالب
پاسخ دادنحذف