مرداد ۲۴، ۱۳۸۹

قحطی دین و اخلاق




یکی از مختصات فرقۀ ناجیۀ امامیه به عنوان یک مذهب کلامی باور به اصل عدل است و ازهمینروست که شیعه را در کنار معتزله عدلیه می خوانند. ظاهر مسئله آن است که عدلیه برای خداوند در کنار دیگر صفات ثبوتی قائل به صفت عدالت نیز هستند اما واقع مطلب کمی دقیقتر و پیچیده تر است چرا که همۀ مسلمانان اعم از شیعه و سنی یا اشعری و معتزلی و غیر ایشان بنا به نص قرآن خداوند را عادل می دانند. مطلب از این قرار است که شیعیان و معتزلیان در تعریف خود از عدل الهی مبانی دیگری برگزیده و بالطبع نتایج دیگری گرفته اند بدینگونه که عدل را به عقل پیوند زده و برای افعال حسن و قبح ذاتی و عقلی قائل شده اند.

مطابق با این مبانی کلامی فلسفی هر فعل اختیاری صرف نظر از شرایط و مختصات عارضی ذاتا متصف به حسن یا قبح است و این حسن یا قبح نیز قابل تشخیص به توسط عقل است. از اینرو می توان در تعریف عدل الهی گفت که خداوند آنچه را عادلانه است انجام می دهد نه اینکه عادلانه همانست که او می کند. این البته بحثی است ظریف و با مبانی و فروع و نتایج مفصل و پیچیده اما از آنجا که هر مسلمان باید درکی ابتدایی از ضروریات اعتقادی خود از سر تحقیق داشته باشد به نظر می رسد طرح مسئله تا همین مقدار چندان نامناسب با حال و مقام نباشد.



بنیاد باور به اصل عدل و حسن و قبح ذاتی و عقلی افعال عبارت است از اصالت عقل در تشخیص ارزش های اخلاقی و انسانی و تقدم این ارزش ها در ذات خود بر احکام شرع. احکامی که ملازمه با حکم عقل دارند و برمبنای مصالح و مفاسد تشریع شده اند و اساسا پیامبران خدا به عنوان حجت ظاهری در کنار عقل به عنوان حجت باطنی شرایع الهی را به قصد امداد عقل بشر به ارمغان آورده اند.



از همین روست که خداوند در قرآن بارها و بارها مردم را برای تشخیص حقانیت دین به تفکر و تدبر دعوت کرده و به عقل ارجاع داده است و نیز از همین روست که در روز عاشورا امام آزادگان وقتی با افسارگسیختگی اخلاقی سپاهیان حکومت خودکامه و پلیسی ابن زیاد مواجه شد آنان را به ارزش های اصیل اخلاقی و انسانی مقدم بر شرع توجه داد و آز آنان خواست که اگر دین ندارند دست کم آزاده باشند و ابتدائیات فتوت و جوانمردی اخلاقی را لااقل در حد عرب روزگار جاهلیت که عاری از تربیت و تعلیم دینی بود به جای آورند.



با این همه و در نهایت شگفتی و افسوس سال ها و سال هاست که در رفتار دستگاههای خرد و کلان حکومتی که بنام دین و به قصد اقامۀ احکام شرع و اعتلای ارزش های اخلاقی بنیاد شده مواردی مشاهده می شود که نه تنها با اصول و مبانی دین و احکام شرع که با ارزش های اخلاق انسانی نیز منافات دارد. کافی است به برخورد دستگاههای امنیتی و قضایی با مخالفان و منتقدان توجه کنیم تا معلوم شود آبرو و جان مسلمان و غیر مسلمان و به تعبیر دیگر عرض و دم ایشان تا چه پایه و مایه محترم مانده است.

حوادث بازداشتگاه کهریزک تنها یک مشت نمونۀ خروار است که میزان پای بندی مدعیان دروغین حکومت دینی را به اصول و ارزش های دینی نشان می دهد. دقیقا در همین بزنگاه است که با کمی دقت می توان دریافت که اصلی ترین معضل جامعۀ امروز ایران نه دینی بودن حکومت بلکه بی دین بودن آن است تا جایی که بسیاری از دینداران دلسوز بیش از آن که نگران جمهوریت باشند در شرایط کنونی نگران اسلامیت هستند و بدعت های آشکار سیاست رسمی را بیش از هرچیز برای کیان دین خطرناک و مهلک ارزیابی می کنند.



یکی از نهادهای رسمی و حکومتی که در آن بطور عادی و روزمره و بی پروای حساب و کتاب و حشر و نشر اصول و ارزش های اخلاقی زیر پا گذاشته می شود روزنامه حکومتی کیهان است که غیر مستقیم زیر نظر رهبری نظام و با مسئولیت مستقیم نمایندۀ ایشان یعنی حصین بن نمیر شریعتمداری اداره می شود. در این روزنامه ایراد افترائات و اتهامات بی اساس به مخالفان و نشر اکاذیب و اباطیل بدون واهمه از بازخواست در دنیا و آخرت امری است که مکرر در مکرر اتفاق می افتد و مدیر مسئول که خود را معاذ الله لایسئل عما یفعل می داند در برابر هیچ یک از این تخلفات پاسخگو نیست.



حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که مسئولان روزنامۀ کیهان دین ندارند و از بازخواست روز بازپسین نمی هراسند و به سیاق همقطاران استالینیست و مائوئیست خود دهری مسلک شده اند حداقل این انتظار از آنان هست که به جهت بهره مندی از گوهر انسانیت و وجدان اخلاقی و نیز به جهت آشنایی با ارز شها و سنت های اخلاقی رایج در جامعۀ ایران یکسره دست از انسانیت و اصول اخلاق انسانی نشویند و بر وجدان باطنی خویش چار تکبیر نزنند. و این البته از روزنامه ای که خود را منتسب به حاکم اسلامی و فقیه عادل مبسوط الید می انگارد درخواست زیادی نیست.



یکی از شاهکارهای اخیر اخلاقی کیهان خبر ویژۀ چهارشنبۀ پیش است در بارۀ اعتصاب غذای جمعی از زندانیان سیاسی مظلوم که روز هاست در اعتراض به شرایط ناعادلانۀ نگهداری خود به تنها امکان برای مبارزه و اعتراض توسل جسته و با ایذای نفس قصد احقاق ابتدایی ترین حقوق خود را در زندان دارند و این امری است رایج و متعارف و البته تلخ و دردناک. در تاریخ معاصر ایران و جهان بسیار می توان مواردی یافت که زندانیان برای اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زده اند و این اقدام ایشان صرف نظر از آنکه در کدام طرف خط باشند هم نگران کننده است و هم قابل احترام. با این همه کیهان برای چندمین بار این واقعۀ تلخ را دستمایۀ هجو قرار داده و بی توجه به وضعیت روحی خانواده های این زندانیان چشم ها را بسته و دهان را یکسره به ناسزا و ناروا گشوده است.



این که جمعی از مخالفان و منتقدان وضع موجود بیش از یک سال است بی رعایت آداب و ترتیبات قانونی و شرعی در زندانند و ماهها نیز در انفرادی بوده اند و خانواده هایشان از طفل صغیر تا والدین سالخورده و پیر در حسرت چند دقیقه ملاقات ساعت ها پشت حصار های زندان صف می کشند چه جای شادی و سرخوشی برای حاکمان می تواند داشته باشد؟ یا اینکه زندانیانی محروم از ابتدایی ترین حقوق قانونی خود در اثر اعتصاب غذای خشک با خطرات جدی برای جان و تندرستی شان روبرو شوند و خانواده هایشان شب و روز در نگرانی و اضطراب به سر برند چقدر می تواند اسباب تفریح خاطر و بیدار شدن انگیزه شوخ طبعی و هجو گویی سردمداران باشد؟

مگر آنکه بگوییم این جماعت در مسیر رسیدن به قدرت افسارگسیخته چنان از ارزش های بنیادین و ابتدایی اخلاق انسانی فاصله گرفته اند که حتی کمترین تأثر و انفعال عاطفی نیز در آنان رخ نمی دهد. همینجاست که باید به مسئولان مستقیم و غیر مستقیم روزنامۀ کیهان تذکر داد که اگر به دین باور ندارید و به احکام شرع پای بند نیستید و از محاسبه در روزبازپسین نمی هراسید دست کم به ندای وجدان اخلاقی خود - اگر اثری از آن باقی مانده است - گوش فرا دهید و انسانیت و آزادگی خود را چون دین خود به ثمن بخس نفروشید.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...