مرداد ۱۳، ۱۳۸۹

موسوی در جمع اصحاب رسانه: تعدد روزنامه نگاران زندانی، نشان حقانیت جنبش سبز

مهندس میرحسین موسوی در آستانه روز خبرنگار، با جمعی از مدیران مسئول،
خبرنگاران و خانواده های روزنامه نگاران دربند، دیدار و گفت و گو کرد.

به گزارش خبرنگار کلمه، میر حسین موسوی در ابتدا با اشاره به اهمیت
فعالیت های خبرنگاران در آگاه سازی جامعه گفت: مساله اطلاع رسانی و
مطبوعات آزاد از مهمترین مسائل ما در صدسال اخیر بوده است و این خواسته در
انقلاب اسلامی هم به جد دنبال شد. از این جهت چنین جلسه ای و حضور در جمع
کسانی که اقدام به روشنگری می کنند، برای من بسیار مغتنم است.


مهندس موسوی ادامه داد: باید صدای ما به دوستان دربندی که برای رسیدن
به حقوق ابتدایی خود اعتصاب غذا کرده اند، برسد و آنان بدانند که جنبش
سبز، آزادی خواهان و کل آحاد ملت ما پشتیبان آنان برای رسیدن به خواسته
های به حق شان است.


وی گفت: وجود این تعداد زیاد روزنامه نگار در زندان هم تاسف انگیز است،
هم خیلی با معناست ونشان می دهد گسترش آگاهی به ضرر عده خاصی است. تعدد
روزنامه نگاران دربند، حقانیت راهی که جنبش سبز برگزیده است را نشان می
دهد چرا که بخشی از قشر آگاه، روشن و حق طلب جامعه به دلیل مخالفت با رویش
مجدد استبداد در زندان به سر می برند.





اطلاع رسانی؛ مهمترین ابزار مشروط کردن قدرت


سردبیر اسبق روزنامه جمهوری اسلامی ادامه داد: کلیدواژه هایی از انقلاب
مشروطه در ادبیات ملت ایران وجود دارد و دائم به آن رجوع کردیم که مهمترین
آن عدالت طلبی و آزادی خواهی و حکومت قانون است. در میان این کلیدواژه ها،
ظاهرا کمترین توجه را به خود واژه مشروطیت داشته ایم. تجربیات یک سال
گذشته نشان داد که مهمترین خواسته های فعلی ما، مشروط کردن قدرت است و اگر
موفق شویم که قدرت را مشروط کنیم، بسیاری از مشکلات بنیادین کشور حل می
شود. به نظر من مقاومتی که امروز در برابر پیشرفت کشور وجود دارد از همین
ناحیه است و بهایی که امروز خبرنگاران می پردازند به این دلیل است که رکن
اطلاع رسانی و گسترش آگاهی، مهمترین ابزار مشروط کردن قدرت است.


وی گفت: حساسیت بسیاری که به کار خبرنگاران و فعالیت رسانه ها وجود
دارد و دلیل اصلی حمله به روزنامه ها و روزنامه نگاران همین است که
مهمترین مسئله کشور را هدف گرفته اند.


مهندس موسوی با اشاره به وجود بیشترین تعداد روزنامه نگاران زندانی در
ایران، گفت: به نظر می رسد همان طور که جنبش سبز کم کم بر مسائل اساسی
تمرکز پیدا می کند، بیش از همیشه برمسئله آزادی بیان تاکید کند. وقتی بحث
انتخابات آزاد یا اجرای بدون تنازل قانون اساسی هم مطرح می شود، ناظر به
مشروط کردن قدرت است و به همین دلیل مورد پذیرش قرار نمی گیرد.


میرحسین موسوی ادامه داد: به نظر می رسد برای بعضی از دست اندرکاران
فعلی امور، صحبت کردن با خارجی ها و کوتاه آمدن و کمی پیشرفتن و عقب
نشستن، از براورده کردن حقوق ملت، برگشتن به قانون و بازکردن راه ساده تر
باشد. در حالی که این روش می تواند بسیاری از مشکلات ملی ما را حل و ریشه
های بحران را به تدریج خشک کند و ما را به وضعیت عادی برگرداند.


مهندس موسوی گفت: قدرت همیشه میل به اطلاق دارد و کشورهایی موفق بوده
اند که توانسته اند قدرت یا به قول هابز، لویاتان را در چارچوبی قرار دهند
و آن را مهار کنند اما ما نتوانسته ایم قدرت را محدود و مهار کنیم. دائم
از ما خواسته می شود که به طور کامل از کسی یا حرفی تبعیت کنیم در حالی که
در اسلام هم چنین چیزی نداریم و انقلاب اسلامی هم این هدف را دنبال نمی
کرد. خود امام بارها گفتند که حکومت فرد نداریم، حکومت فقیه نداریم، حکومت
رییس جمهور نداریم و فقط حکومت قانون داریم. قانون را هم در مفهوم محدود و
مشروط کننده قدرت به کار می برد.


راه جنبش سبز مسالمت آمیز است


میرحسین موسوی در بخش دیگری از سخنانش به ظهور و سقوط تمدن ها اشاره
کرد و گفت: جنبش سبز باید بتواند زندگی کند تا بتواند پیروز شود، یعنی هر
نوع اقدامی که تمام نیروهای نظامی و امنیتی را یکپارچه در مقابل مردم قرار
دهد و فشارها را افزایش دهد، به ضرر جنبش سبز است و باید از آن پرهیز کنیم.


وی به وضعیت تایلند اشاره کرد و گفت: یک سرکوب گسترده، وسیع و همهجانبه
میتواند مدتهای مدید پیروزی این حرکت حقطلبانه مردم را به عقب براند. برای
همین ایستادگی روی جنبه های مسالمتآمیز به نظر من حیاتی بوده و بهترین راه
برای رسیدن به مطالبات به حق مردم است.


وی افزود: هدف اصلی ما مشروط کردن قدرت، رسیدن به عدالت و آزادی، زنده
شدن ارزشهای بنیادین و رفتن به سمت جامعهایست که در آن فشار و تهدید
نباشد. این احتیاج به زمان دارد و یک سال مدت زیادی برای رسیدن به این
اهداف نیست. گرچه در این یک سال آگاهیهای جامعه ما بسیار گستردهتر شده
است. به نظرم ایدهای اگر خوب متولد شود، پیروزی آن قطعی است و من بر این
باورم که ایده تغییر در کشور متولد شده است.


موسوی اظهار داشت: در دانشگاه تهران جشن بزرگ ولایت برگزار شد که یک
روحانی در آن سخنرانی می کرد و می گفت: اگر در جامعه ای دو دستگی به وجود
بیاید و یک گروه بر گروه دیگر حاکم شد، می تواند همه آن دیگران را اعدام
کند. سوال اینجاست که چرا این تفکر در یک جشن که برای شادی و سرور و وحدت
باید برگزار شود، مطرح می شود. دلیل آن ترس از ریزش نیروها و تولد ایده
ایست که به آن اشاره کردم.


از فشار بر کشور خشنود نیستیم


مهندس موسوی در بخش دیگری از سخنانش گفت: مسئله کشور ما تنها پیروزی
جنبش سبز و اهداف آن نیست. حفظ وحدت ملی، منافع بلندمدت، یکپارچگی و وحدت
ملت از مسایل اساسی کشور است که هم جنبش را متعهد می کند و هم همه کسانی
را که در این عرصه فعالیت دارند تا دست به اقدامات بی مهابا نزنند. وی
افزود: ما بر پیروزی جنبش سبزبه هر قیمتی باور نداریم و می خواهیم کشور و
منافع ملی حفظ شود. ما به هیچ وجه از این تحریم ها و فشارهای بین المللی
خشنود و راضی نیستیم.


نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به متن استعفای منتصب به خود در
سال ۶۸، اظهار داشت: من در همان زمان نسبت به ضایعاتی که در اثر افراط و
ماجراجویی در عرصه بین الملل دچار آن می شدیم هشدار داده بودم و اعتقاد
دارم ما از رجوع به اصول و پایبندی به ارزش های بنیادین در سیاست داخلی و
خارجی ضرری نکرده ایم و لطماتی که خوردیم، اغلب از نادانی و ماجراجویی
بوده است.


نخست وزیر امام خاطره ای از دوران جنگ بیان کرد: روز بعد از حمله صدام
به حلبچه، به آنجا رفتیم و آن صحنه های فجیع را از نزدیک دیدیم. با دعوت
از خبرنگاران و انتشار فیلم ها و عکس ها، جو جهانی از نظر تبلیغات کمی به
نفع ما تغییر کرد. درست در همان زمان - حالا نمی گویم توسط که و چگونه-
هواپیمایی ربوده شد و می خواست در مهرآباد فرود بیاید. ما به دوستان گفتیم
فرودگاه را ببندند و این هواپیما به مشهد رفت. این وضعیت برای ما قابل
دفاع نبود و ضرباتی را بر ما تحمیل کرد.


موسوی ادامه داد: اما گفتن این مسایل با جزئیات به نظر من جز در مواقعی
که ضرورتی وجود دارد، به نفع جنش سبز نیست. ما باید نیرو جذب کنیم و همه
نیروهای دلسوز انقلاب را با هر اختلاف سلیقه و دیدگاهی کنار هم جمع کنیم.
برای ما مهم است که اصول گرایان منصف و علاقمند به حرکت کشور در مسیر درست
را در کنار خود داشته باشیم و به آنها بگوییم ما هدف و حرف مشترکی داریم و
آن اصلاح امور است.


ناگفته های زیادی از دوران دفاع مقدس وجود دارد


نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه به مباحث جدیدی که درباره ادامه
جنگ مطرح شده اشاره کرد و گفت: من احساس کردم که این حرف ها در چارچوب یک
پروژه است. در سالگرد انتخابات چند مجموعه مطبوعاتی اقدام به چاپ مطالب و
ویژه نامه هایی کردند که درجهت قلب تاریخ بود. در سالگرد پذیرش قطعنامه
۵۹۸ هم همان مجموعه ها، شروع به درج مطلب درباره دفاع مقدس کردند. حتی
شنیدم که کسی گفته اگر دولت در آن زمان امکانات خود را در اختیار ما می
گذاشت، در سال پنجم جنگ بغداد را فتح می کردیم که به هیچ وجه چنین نبود.
من اشاراتی داشتم که این مباحث کنترل شود و البته اگر ادامه پیدا کند، ما
حرف های زیادی از آن دوران داریم.


موسوی افزود: غیر از مسئله جنگ، احساس من این است که همه ارزش های آن
دوره مورد هجمه قرار گرفته است و در این خلال هم تلاش می شود اختلافی بین
ما و دوستان ایجاد شود. ما باید متوجه این برنامه ها باشیم و اسیر جوی که
طرف مقابل ایجاد می کند، نشویم.


دهه اول انقلاب را نمی توان یکپارچه نقد کرد


مهندس موسوی درباره ابهامات موجود درباره دهه اول انقلاب نیز گفت: من
بارها گفته ام که آن دوره بی عیب و نقص نیست. اما در فضایی که امروز ایجاد
کرده اند، همه ارزش های سی سال انقلاب مدفون می شود و این بسیار خطرناک
است.


وی ادامه داد: در مورد همه موارد مبهم می توان بحث و گفت و گو کرد، حتی
درباره تصفیه های اوایل انقلاب. بنده شاهد بودم که دولت جناب آقای
بازرگان، به دست خود ش، خودش را از جریان مدیریت منفک کرد. من در شورای
انقلاب از نزدیک شاهد حوادث بودم. با ایشان و اعضای نهضت هم دوست بودم و
رفاقت داشتم. بسیاری از کسانی که دولت موقت دشمن خود می پنداشت، سعی کردند
که مانع سقوط دولت موقت شوند.


وی در ادامه گفت: بعد از استعفای مهندس بازرگان، آقای بهشتی عنوان
کردند که اعضای جدید شورای انقلاب به زودی معرفی می شوند و من می خواهم به
امام اصرار کنم که اسم ایشان باقی بماند. این در حالی بود که در روزنامه
های این دوستان به ایشان، بهشتی جهنمی می گفتند و من هنوز آن تیترها را به
یاد دارم. ایشان فردی بود که رفت و با اصرار، امام را راضی کرد که به
مهندس بازرگان حکم دهد.


موسوی اظهار داشت: بنابراین سخن گفتن درباره دهه اول انقلاب، ممکن است
و حتما نقدهایی هم وجود دارد اما آن را نباید یکپارچه دید و باید هر حادثه
ای را تحلیل کرد. انقلاب در وضعیتی بود که از روز دوم استقرار، بندر لنگه
شلوغ شد. چند روز بعد بندر ترکمن مشکل پیدا کرد. بلوچستان شلوغ شد.
خوزستان و کردستان مسئله پیدا کرد. این فضاها را باید دید و درک کرد و نقد
کرد. من از مجموعه اصول و ارزش هایی که در ابتدای انقلاب مطرح شد و کلیت
حرکت مردم دفاع می کنم.


قدرت جنبش سبز در اخلاقی بودن آن است


میرحسین موسوی به سئوالات بسیاری که درباره سال ۶۷ وجود دارد اشاره کرد
و گفت: مسئله سال ۶۷ را باید در منظر تاریخی خود باید بررسی کرد و بعد هم
دید آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آیا اصلا
امکانی برای دخالت داشته است؟ آیا در احکام و اسناد، نامی از دولت وجود
داشته است؟ دولت که نقشی در این مسئله نداشته است. خیلی از کسان دیگر هم
اطلاع نداشته اند. اما برای مطرح کردن این مسائل با ذکر جزئیات، من هم
محذوراتی دارم.


مهندس موسوی اظهار داشت: قدرت جنبش سبز در اخلاقی بودن آن است؛ در این
که سفید را سفید گفته و سیاه را سیاه گفته است. ما چیزی که بد بوده را
قبول نمی کنیم اما اگر کسی در جایی سکوت می کند، معنای آن موافقت و همراهی
با آن نیست و باید این حق را برای افراد قائل باشیم.


نخست وزیر دوران دفاع مقدس، به نحوه انتشار گفتمان ها در جامعه اشاره
کرد و گفت: در همان روزهایی که من استعفا دادم، متن آن منتشر شد اما جامعه
نسبت به هواپیماربایی واکنشی نشان نداد. این شاید برای این باشد که آن
زمان، چنین کاری یک مطلوب اجتماعی محسوب می شده است. این به این معناست که
ما باید به تاریخ انقلاب اسلامی خودمان دقت بیشتری داشته باشیم. برخی از
ایستادگی ها و خون دل خوردن ها، در چارچوب یک تحلیل درست از موقعیت کشور
معنا پیدا می کند.


قائم مقام شهید بهشتی در حزب جمهوری اسلامی به سیره شهید بهشتی اشاره
کرد و گفت: ایشان انسان بسیار با اخلاق و آزادی خواهی بود و یکی از دلایل
عظمت شخصیت ایشان، این است که بسیاری از ارزش هایی که ما امروز به دنبال
آن هستیم، در آن زمان هم در زندگی شخصی و هم در کار، بر آن استوار بود.
اعتقاد بر آزادی طرح افکار بود که باعث شد آن مناظره های تلویزیونی با
کیانوری یا نماینده فدائیان خلق به اصرار ایشان برگزار شود.


موسوی ادامه داد: من که چنین شخصیت والایی را درک کرده ام و به آن
اعتقاد دارم، نمی توانم از این شخصیت به دلیل عدم همراهی یا شناخت جامعه و
به اصطلاح فضا، دل بکنم. به دلیل آنکه بد عمل کرده ایم، به دلیل آنکه یک
روحانی در یک جشن می گوید نیمی از جامعه را می توان اعدام کرد، این را به
پای بهشتی و امام و انقلاب هم می نویسند.


مهندس موسوی گفت: این حرف ها زده می شود که اگر روزی قتل عامی در زندان
ها یا جاهای دیگر رخ داد، بگویند یک سابقه تاریخی در زندگی حضرت امیر (ع)
دارد. کما اینکه می گویند چنین کاری در جنگ نهروان سابقه داشته است، اما
باید ببینیم جنگ نهروان چگونه شروع شد و چه شرایطی به وجود آمد و چگونه می
توان حضرت امیررا به چنین کاری متهم کرد.


ایستادگی بر مطالبات


مهندس میرحسین موسوی با اشاره به مطالبات جنبش سبز گفت: تاکید بر
استقلال مجلس، یک خواسته کلیدی است. الان افکار پیش از رسیدن به مجلس
تصفیه می شود. یکی از امامان جمعه گفته شورای نگهبان، یک صافی است و این
صافی مورد رضایت امام زمان هم هست. من می گویم کجا مورد رضایت ایشان است و
مدارک آن را نشان دهند که ما هم تسلیم شویم. در انتخابات مجلس ششم، آن قدر
رای ها را جا به جا کردند که آقای رجایی حذف شد و آقایی که رییس فرهنگستان
ادب! شد وارد مجلس کردند.


وی گفت: استقلال مجلس و انتخابات آزاد، یک خواسته کلیدی است که برای
مردم هم ملموس است. به نظر من به عنوان یک همراه جنبش سبز، ایستادگی بر
خواسته های انضمامی و روشن، باعث می شود بسیاری از مسائل دیگرمان حل شود.


در پایان این مراسم، لوح هایی از طرف حضار به مهندس موسوی و دکتر رهنورد اهدا شد.



۵ نظر:

  1. خداوند حیله های رهبری را و روحانیت دور و برش را و فرماندهان خونخوارش را بخودشان باز خواهد گرداند این سابقه ی تاریخ است. من فکر می کنم که گر چه بهای پرداختی برای عزل و هضم این ملغمه ی حکومت دینی بسیار گران بود، اما مرگ تمام عیار این خواست در دل بیش از نود درصد مردم ایران هدیه یست مبارک. خامنه ای و روحانیت دور و بر او، که اینک و طبق اخبار موثق در حال دور شدن از او هستند ـ اما چه دیر ـ خودشان را تبدیل به آن لکه حیضی معروف کردند، و تبدیل به همان خلط گلوی آن بزی کردند که در اشارات امام علی آمده. من که در شهر های مختلف ایران جاری هستم دیده ام که چگونه تنفر بی نظیری که در تمامی تاریخ ایران سابق ندارد را رهبری و روحانیت برای خودشان خریده اند. و حیف زیرا روحانیت می توانست یکی از اجزای مشارکت ساختمان ایران باشد و اینهمه را با دست خودش تبدیل به تصویری کرد که از نظر زنندگی و ضدیت با ایران و ایرانیت و ضدیت با آزادی و آزادی اندیشی در تمامی تاریخ ایران یگانه است. بی نظیر است. دستان ناپاک خامنه ای و مشاورانش اسلام را چنان آلود که پاک کردن آن، اگر شدنی باشد، احتیاج به قرنها وقت و زمان دارد. و این ضرری ست هنگفت!

    پاسخ دادنحذف
  2. آری پرنده ٍروتهای مادی و معنوی ایران همین طور می پرند و می روند به غرب ، و تو نیز در ایران می پری تا۱۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱:۰۰

    خامنه ای و یارانش ایران ما را بر لبه دو پرتگاه مهیب برده اند، اولی اضمحلال اخلاق و شرافت است در کلیه ی شئون زندگی. رشوه دادن و رشوه گرفتن از خود رهبری گرفته که با بخشندگی پول نفت به روستاییان و فقرای ِ سفره ی فقیر پروری خودش صدقه می دهد، تا آن چاپلوسان دور و برش که همچون دربار شاه سلطان حسین شاباش میدهد برای آنها که رشوه ی شعر و تملق و چاپلویسش می گویند می دهند. تمامی شهرداران ، تمامی نفرات شهرداران، تمامی مراکز آموزشی، تمامی مراکز اداری، تمامی مراکز گمرکی، تمامی مراکز بیمه و درمانی، تمامی راه و ترابری، کلیه ی نیروهای نظامی و انتظامی و هر جا نام و عکس این رهبر فرزانه هست از صدر تا ذیل هم رشوه می دهند و هم رشوه می گیرند. از نظر فحشاء سرتاسر ایران پر از فاحشه است، ایرانی را که در زمان شاه بد، شاه فاسد، شاه طاغوتی بدستان نامبارک روحانیت سپرد و رفت این ایران بود؟؟؟ نه!! این ایران نبود!!! ایرانی بود که حتا کسانی که طرح ساختمان سپاه پاسداران و بسیجش را هم پی ریختند کسانی بودند همچون چمران، همچون باکریها، همچون سید محمد بهشتی، همچون همت و... اما امروز نگاه کنید قداره بندان را، جعفری را، رحیم صفوی را، طائب را، نگاه کنید سید احمد خاتمی را، نگاه کنید پاسداران و بسیجیان را، نگاه کنید دست پروردگان رهبری را، و خواهش می کنم اندکی تخیل کنید و تصور که جنگی بشود که البته خواهد شد، با این همه فساد و فحشاء پرورده ی روحانیت، با این همه فساد پرورده سپاه و بسیج، با اینهمه ظلمی که به مردم شده، با اینهمه تجاوزی که به دختر و پسر ایرانی شده در مکانهای امن جنایت ولایت فقیه، با اینهمه کشتار و سرکوبی که شده کدام مردم از کدام سپاه و کدام مردم برای کدام ارتش برای کدام نیروی انتظامی برای کدام نظام پیشتیبان خواهد شد. شما دنبال یک سپاهی چون همت بگردید، دنبال یک بسیجی چون همت و باکری بگردید دنبال یکی از آن اولین ها بگردید یافت می نشود!!!
    مردم ایران! بگوش، مردم ایران بهوش! ما لحظه به لحظه وارد مرحله برگشت ناپذیر حمله نظامی می شویم. بدانید و آگاه باشید که اگر شماها بصورتی یکپارچه از خانه هاتان بیرون نیایید این رهبری جنایت کار، این سپاه پاسداران خون بر لب ـ که خون شماست این خون بر لبان او بازش بشناسید ـ اری اگر شماها از خانه هاتان بیرون نیایید اگر تکلیف این رهبری را و این سپاه را و این بسیج را بهر قیمت ، بهر قیمت، بهر قیمت آری بهر قیمت یکسره نکنید خواهید دید که اگر بال هواپیماهای ب پنجاه و دوی آمریکایی، و موشکهای بالستیکی و و دیگر بمبارانها بر آسمان و زمین ایران رسید چنان دماری برای صد و پنجاه سال دیگر و بیشتر از شما در آورند که خود نفرین کننده ی خود شوید. شما مردم بنشینید و محاسبه کنید که سی سال آزگار است که جهان در پای شما صبر کرده است، شما امروز سخنان احمدی نژاد ملیجک رهبری را در برابر همایش دانشجویان و ایرانیان خارج ار کشور شنیدید و ادا و اطوار جنایتکارانه و تحریک کننده ی او دیدید آری دیدید. شما می دانید که اگر شما در این شاید یکی دوماهه، شاید هم در همین یکی دو هفته و شاید هم همین یکی دو روز کاری کردید، کردید وگرنه هیچ کس را مگر خودتان سرزنش نکنید. رهبران جنبش خصوصا آقای موسوی هشدار، هشدار، هشدار، آقای موسوی هشدار، هشدار، هشدار!!! حمله بیش از آنی که شما حسابش را بکنید نزدیک است! من به شما هشدار می دهم. هشدار را بگوش همه برسانید!

    پاسخ دادنحذف
  3. 13 مرداد 1389
    infos@peiknet.com
    در اوین و از جمع زندانیان جنبش سبز
    آن زندانی که سرش را
    درتوالت کردند، فرمانده سپاه بوده
    میرحسین موسوی در سخنان 11 مرداد 89 خود با جمعی از ایثارگران گفت: آیا اسلام قبول می کند که از یک انسان هتک حرمت شود یا با فروکردن سر یک زندانی در توالت از او اعتراف گرفته شود؟"
    جرس: منابع آگاه نام این زندانی سیاسی را حمزه کرمی اعلام کرده اند. وی از فرماندهان سپاه در دوران جنگ بوده و آخرین سمتش در سپاه رئیس ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان تهران بوده است. کرمی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴، فرماندار ورامین و از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰، مدیرکل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بوده است. وی در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، مسئول ستاد مطبوعاتی هاشمی رفسنجانی بود و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مدیریت وبسایت جمهوریت را بر عهده داشت و در ستاد میرحسین موسوی فعالیت داشت.
    حمزه کرمی در جریان حوادث بعد از انتخابات دستگیر شد. بیش از هفتاد روز در سلول انفرادی بوده و بدون وکیل در سوم شهریور ماه 88 در دادگاه محاکمه شد. کرمی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ۱۶ سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شد. وی با ارائه لایحه تجدید نظرخواهی، تمامی اعترافات خود را در بازجویی ها و دادگاه اولیه تکذیب و اظهار کرده است که تمامی این اعترافات تحت فشارهای شدید از او اخذ شده و فاقد هرگونه ارزش حقوقی و اخلاقی است. شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران، حمزه کرمی را به ۱۱ سال حبس قطعی و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم کرد.
    حمزه کرمی که در24 اریبهشت ماه 89 با تودیع وثیقه سنگین دو میلیارد تومانی به طور موقت از زندان اوین آزاد شده بود، 29 اردیبهشت به اوین بازگردانده شد. ماموران امنیتی از وی خواسته بودند که علیه هاشمی رفسنجانی مصاحبه تلویزیونی کند اما وی این درخواست را رد کرد و به همین دلیل با تمدید مرخصی پنج روزه وی موافقت نشد و به زندان بازگردانده شد.
    کرمی در اوایل مرداد جاری در حالی که برای دومین بار به مرخصی پنج روزه آمده بود در اثر حمله قلبی در بخش سی سی یو بیمارستان طالقانی تهران بستری شد. دکتر هادی منافی وزیر اسبق بهداشت ودرمان به نمایندگی از هاشمی رفسنجانی یکشنبه سوم مردادماه از وی عیادت کرد. یکی از بستگان وی اعلام کرد که وی در حالت نیمه هوشیار قرار دارد و پزشکان او را ممنوع الملاقات کرده اند.
    حمزه کرمی که به خاطر شکنجه های زیاد دچار بیماری های گوناگون شده گفته است: مرا انواع شکنجه کردند. از جمله بیش از بیست بار سرم را در کاسه توالت فرنگی پر از کثافت کردند و می خواستند که آنچه را آنها می گویند اعتراف کنم! هرگاه فریاد "یا زهرا" سر می دادم، به آن حضرت جسارت می کردند! وقتی می گفتم: "یا الله"، می گفتند: خدایت امروز ماییم که هرکاری بخواهیم با تو می کنیم!

    پاسخ دادنحذف
  4. در زمان حسنک وزیر ، حسنک ها را دست کم هم قد مستبدین زمانش سر دار می کردند،
    گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند
    جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد
    این را حافظ گفته! آری قد و بالای مستبدین زمان بلند بالا بوده که دار داشته اند! اما این قد رعنای رهبری را ببین که در پستوهای امنش به مخالفین ادیبش، فیلسوفش، شاعرش، سینما سازش، نویسنده اش، روزنامه نگارش ، ساسیتمدارانش و حتا دوستان سابقش نجاست می خورانند! در مورد احمد باطبی به لطفلک و جوانک آن زمان نجاست خوراندند و حتا گفتند که نجاست خود رهبر است. عجب امامی عجب پیامبر دورانی و عجب خود خدایی و عجب قد و بالای رعنایی که سر مخالفینش را در مستراح ِامنگاه ِ اسلام ناب فرو می کنند... نجات دهید اسلام را از این دستان نجس، اسلام سزاوار چنین رهبر پلشتی نیست! مسلمانان!

    پاسخ دادنحذف
  5. ‫آقای موسوی را داستان اعدامهای دهه ۶۰ پیشکش. در خصوص قضایای نظام پزشکی در نیمه دهه ۶۰ توضیحاتی بفرمایند و نقش و موضع دولت خود را تبیین بفرمایند.

    پاسخ دادنحذف

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...