حکومت هایِ توتالیتر در طول تاریخ همواره سعی شان بر آن بوده است که از شکل گیری هر نوع نهاد و سازمانی بیرون از دایره ی قدرت شان در سطح جامعه بشدت جلوگیری کنند. غافل از اینکه چنین نهادها و تشکل هایی نه فقط مطالباتِ گروه های مختلفِ اجتماعی را نمایندگی می کنند بلکه آنها همچنین با باز نگه داشتن کانال های گفتگو و تعاملِ میان حاکمان و شهروندان در درازمدت برای حفظ و استحکام یک نظام سیاسی نقش مهمی بازی می کنند. مسدود کردنِ این کانال هایِ مهم تعاملی و ارتباطی برایِ تداوم هر نظام سیاسی ای بشدت خطرناک است. در چنین فضایی حاکمان کنترل چندانی بر اوضاع پیرامون شان ندارند و در نتیجه آنگونه که وانمود می کنند قدرتمند نیستند. نظام سیاسی ای محکم و استوار است که ریشه در قلوب مردم داشته باشد و از آنها و تشکل های متکثرشان ترسی نداشته باشد که هیچ، از آنها نیز استقبال کند. در جوامع دموکراتیک دولت ها حتی تسهیلاتی برای ایجاد و تقویت چنین تشکل هایِ سیاسی- مدنی ای هزینه می کنند. سعی این نظام ها بر آن است که با همامیزی بیشتر شهروندان شان در یک نظام سیاسی در سطح ملی، نفوذِ این نظام سیاسی را در دایره ی «ما» ی شهروندان تا آنجا که ممکن است امکان پذیر کنند، بطوری که در نهایت بُردِ ضمیر «ما»یِ شهروندان، نظام سیاسیِ حاکم را نیزشامل شود. برعکس در نظام هایی توتالیتر، نظام سیاسی در دایره ی «ما»ی شهروندان اش قرار ندارد و از آن بیشتر از سوی شهروندان به عنوان «آن» نام برده می شود. در این نظام ها درجه ی همذات پنداری شهروندان با حاکمانِ سیاسی شان بشدت پایین است و برعکس. بدون چنین الگویِ احساسی-رفتاری ای نمی توان شکنجه و کشتار گسترده شهروندان در این جوامع را فهمید و توضیح داد. عدم وجود این همذات پنداری مشترک در سطح ملی است که به تقسیمات «خودی» و «غیرخودی» اعضای آن جامعه منجر می شود. از سوی دیگر عدم وجود همذات پنداری عمیقِ مشترک میان حاکمان و شهروندان امنیت ملی را در یک کشور به شدت به خطر می اندازد. بدون چنین رابطه ی احساسی ای مبنای مشروعیت لازم برای دفاعِ از نظام حاکم از شهروندان اش سلب می شود. اصطلاح «ارتش بیست میلیونی» در اوایل انقلاب بصورت سمبلیک مبنای مردمیِ قدرتِ نظام حاکم در ایران را به نمایش می گذاشت که امروزه فاقد آن است.
برخورد نظام حاکم در ایران با تشکل ها و سازمان هایش از نوع نظام های توتالیتر است. این برخوردِ از روی ترس، بشدت امنیتی است. این نظام اعتمادی به شهروندانش ندارد چون آنها را نه «شهروند» بلکه «صغیر و مقلد» قلمداد می کند. همواره می ترسد که این «صغیران» دچار «شبهه» شوند و توسط «دشمنان» از راه بدر رانده شوند. چوپانِ گله همواره باید مواظب گوسفندانِ نابالغ اش باشد تا دچار چنین شبهه و شک هایی نشوند. این همیشه مواظب بودن هزینه هایِ زیادی به نظام حاکم تحمیل کرده است. در سایه ی چنین جوی است که تشکل های مختلف سیاسی-مدنی از جمله تشکل های دانشجویی مجبور به فعالیت هستند.
تشکل دانشجویی اما یک امتیاز دارد که سایر تشکل ها ندارند و آن امتیازِ مکانی است که نظام توتالیتر ناخواسته در اختیارش گذاشته است. مکان دانشگاه با تمام وجود کنترل هایِ امنیتی و گزینش های سلیقه ای، مکانِ ایجاد پرسش و شک است. این پرسش و شک نه تنها در رشته هایِ علوم انسانی بلکه در سایر رشته ها نیز ایجاد می شود. محیط دانشگاه این ظرفیت را دارد که نه تنها «انگاره ی از انسان» اعضایش، بلکه همچنین «انگاره ی از هستی» آنها را که در پیوند تنگاتنگ با هم قرار دارند دچار چالش قرار دهد. می توان علوم انسانی را ایدئولوژیک کرد ولی علوم طبیعی و پزشکی ایدئولوژی بردار نیستند. درست است که دانشگاه هایِ ما پس از انقلاب رشد کیفیِ بالایی نداشته اند ولی رشد کمی آنها در تغییر ساختار اجتماعی بی تاثیر نبوده است. اصطلاحاتی چون «جامعه مدنی»، «حقوق شهروندی»، «مشارکت سیاسی» و غیره از جمله توسط دانشجویان این دانشگاه ها بود که به اقصا نقاط کشور نفوذ کرد.
جنبش دانشجویی کنونی با رویکردی خودانتقادی و با پرداختن و درس گرفتن از تجربیات گذشته ی جنبش هایِ دانشجویی افراطیِ چپ و اسلام گرایِ قبل و بعد از انقلاب در ایران، عمل گراتر و عقلانی تر و تا حد بسیار زیادی ایدئولوژی گریز شده است. تجربیات خشنِ سی ساله ی بعد از انقلاب گرایشات انسان گرایانه و خشونت گریزانه را در درون جنبش بشدت قوی کرده است. جنبش همچنین پس از انقلاب با اسطوره زدایی از انقلاب اسلامی تکلیف اش را با مراجع بیرونی مانند فقیهانِ حوزه ای که در ابتدا به مریدی آنان می پرداخت روشن کرده و بیشتر از پیش «خودبنیاد» شده است. مطالعه ی تحولات «انجمن های اسلامی» و تشکل «دفتر تحکیم وحدت» گواه بر این «تغیر جهت و رهایی» به سمت بلوغِ بیشتر است. جنبش دانشجویی همچنین با نقد اسلام فقه محور و نشر گسترده افکار روشنفکران، بخصوص نوگرایانِ دینی در سطح جامعه به متمدن شدنِ «تصویر از خدای» انسان ها و فردی کردن دین در جامعه (سکولاریسم) کمک بزرگی کرده است. از آنجا که پیش شرط اصلی ایجادِ هر تشکل و سازمانی تعامل و ارتباط (کومونیکاسیون) است، جنبش دانشجویی به خاطر ماهیت وجودی اش در دانشگاه که بر این تعامل و ارتباط استوار است تا زمانی که دانشگاه وجود دارد به حیات خود ادامه خواهد داد [۱].
سعی دولت فعلی بر متلاشی کردنِ تشکل های سیاسیِ دانشجویی باعث فراموشی ایده آل ها و اهداف جنبش دانشجویی نشده است. جنبش سبز بسیاری از خواسته ها و شعارهایِش را از جنبش دانشجویی وام گرفته است. هم اکنون نیز«دانشجویانِ سبز» در تولید و انتقالِ ایده ها و راهکارهای نو در درون جنبش سبز نقش بارزی ایفا می کنند. از این رو جنبش دانشجویی به یکی از اهداف اصلی خود که اجتماعی کردن مباحث نظری اش بود، رسیده است. در خود آگاهی جدید سیاسی- اجتماعی شهروندانِ ایرانی در سطح ملی، جنبش دانشجویی سهم عظیمی داشته است. اینکه فعالیت جنبش در حال حاضر کم رنگ تر از سابق شده است، از یک سو به جو امنیتیِ شدید در سطح دانشگاه ها و دستگیریِ ها و ارعاب گسترده برمی گردد و از سویِ دیگر به اجتماعی شدنِ بیشتر بحث های آن در چارچوب جنبش سبز. جنبش دانشجویی همواره بر این نکته آگاه بوده که تاکید بر خواسته هایِ صنفی اش تنها می تواند در چارچوب یک «استقلال نسبی و نه مطلق» از مطالباتِ سایر گروه های و تشکل های مدنی-سیاسی حق خواه در سطح ملی عملی شود. زیرا دانشجویان نیز مانند اعضایِ سایر گروه ها و تشکل ها در درجه ی اول «شهروند» هستند و تنها در چارچوب مبارزه همگام با سایر تشکل ها و گروه ها است که امکان رسیدن به حقوق شهروندی و انسانی خود را خواهند داشت. تنها در چارچوب یک سیستم سیاسی دموکراتیک در سطح کلان است که خواسته هایِ صنفی دانشجویان و سایر تشکل ها در سطح خرد بهتر برآورده خواهد شد.
----------------------
[۱] از این زاویه می توان یکی از مهترین چالش هایِ پیش رویِ جنبش سبز در آینده را یافتن راه هایِ مستمر تعامل و ارتباط (کومونیکاسیون) با شهروندان در سطوح مختلف ملی دانست.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر