تیر ۲۹، ۱۳۸۹

كارشناس يا سياستمدار؟

اين روزها هر وقت به رسانه‌ها و مطبوعات نگاه مي‌كنيم، با انبوهي از رديه‌ها و انتقادات از سوي افراد و نمايندگان و فعالان جناح غالب مواجه مي‌شويم كه نسبت به اظهارات مقامات دولتي يا رييس دولت واكنش منفي نشان داده‌اند. ممكن است كه براي يك ناظر بيروني اين پرسش مطرح شود كه اين مجادلات به كجا مي‌انجامد؟ آيا طرفين قادرند كه از خلال اين مباحث راه و شيوه و سياستی ثمربخشي را براي اداره امور پيدا كنند؟ آيا اصولاً اين مجادلات ثمربخش هست؟ به عنوان يك ناظر معتقدم به همان ميزان كه گفتگو و نقد دوجانبه براي جامعه نعمت و مفيد محسوب مي‌شود، مجادله نيز منشاء نقمت و ضرر است.

در جوامع جديد، طبيعي بودن تكثر و تنوع در ديدگاه‌ها يك اصل پذيرفته شده است، اما براي آنكه اين تنوع و تكثر منجر به گسست ميان افراد و گروه‌ها و در نهایت در جامعه نشود، گفتگو و نقد نيز رواج دارد و همه مردم و گروه‌ها از طريق كاربرد اين دو شيوه، يعني گفتگو و نقد، مي‌كوشند كه تفاوت‌ها و فاصله‌ها را كم كنند و اجازه نمي‌دهند كه اين تفاوت‌ها به حدي برسد كه طرفين با يكديگر بيگانه و دشمن شوند و رودرروي يكديگر قرار گيرند. اين نتيجه، محصول طبيعي گفتگو و نقد است، حتي اگر دو نفر يا دو گروه با قصد منكوب كردن يكديگر وارد گفتگو و نقد شوند، در عمل و پس از مدتي اين قصد آنان نسبت به يكديگر تعديل مي‌شود. زيرا از خلال آن طرفين تا حدي متوجه برخی از نكات درست طرف مقابل و نکات نادرست خود مي‌شوند و همين امر باعث نزديكي آنان مي‌شود.

اما گفتگو و نقد قواعد و شرايطي دارد، و مثل ساير تعاملات اجتماعي از جمله ورزش است. قواعد ورزشي براي طرفين رقابت يكسان است. مثلاً در كشتي، هر دو طرف از قاعده مشخصي تبعيت مي‌كنند و نمي‌توان مسابقه‌اي برگزار كرد كه يك طرف مشمول قواعد مشت‌زني و جودو شود و طرف ديگر ملزم به تبعيت از قواعد و شيوه‌هاي كشتي باشد. در سياست و جامعه هم رعايت اين قاعده الزامي است. اينكه يك مقام مسئول از موضع سياسي سخن بگويد يا از موضع كارشناسي، پاسخ‌هاي متفاوتي بايد به او داد. مشكلي كه اين روزها با آن مواجهيم آن است كه رييس دولت در مقام كارشناس وحید و منحصر به فرد دولت اظهارنظر كرده و براي تمام اظهارات خود نيز قبلا محاسبات لازم را انجام داده است، هرچند يك برگ از اين محاسبات منتشر نمي‌شود و کسی هم صرافت درخواست انتشار آنان را ندارد.

مثلا مشكل اين نيست كه رييس دولت با دو بچه كافيه، مخالف و طرفدار افزايش جمعيت است، مشكل اين نيست كه رييس دولت دوست دارد به هر نوزادي كه متولد شود يك ميليون تومان بدهد، مشكل اين نيست كه محاسبه نموده و معتقد است كه حداقل 5 ميليون نفر از تهران بايد بروند و نيز مشكل اين نيست كه طرفدار اجراي طرح تعديل قيمت انرژي با مبلغ 40 ميليارد دلار هست، و ده‌ها مورد ديگر از اين دست نيز هيچكدام مشكل جامعه نيست. مشكل آنجاست كه اين نظرات و ديدگاه‌ها ابتدا بايد از طرف كارشناسان طرفدار دولت مطرح شود، تا منتقدين نيز بتوانند از موضع كارشناسي پاسخ آنان را بدهند، و طرفين در يك ميدان گفتگو و نقد مشابه و يكسان وارد رقابت و تعامل شوند. قرار نيست كه رييس دولت از موضع كارشناسي سخن بگويد، اگر چنين شود، آيا ساير كارشناسان مي‌توانند از موضع رد و نقد آن وارد ميدان شوند يا بايد سكوت پيشه كنند؟ دولتي كه بيش از هزاران كارشناس دارد، بايد آنان را وارد ميدان گفتگو كند و اگر يكی از كارشناسان این دولت سخني بيهوده گفت، ديگران اين امكان را دارند كه لغو و بيهودگي آن سخن را براي مردم ثابت كنند، اما اگر يك مقام سياسي چنين كرد، كدام كارشناس جرأت دارد كه در نقد آن وارد شود؟ و حتي اگر جرأت هم داشته باشد، ورود به بحث را مفيد نمي‌داند، زيرا طرف او كارشناس نيست و با ادبيات و منطق كارشناسان آشنا نيست تا بتواند حرف او را درك كند. از همه گذشته رسانه های اصلی هم برای رعایت مقام سیاسی حاضر به دعوت از این کارشناسان برای شنیدن نظرات آنان نیستند.

سياستمداران بايد برنامه‌هاي مهم خود را در زمان انتخابات عرضه كنند تا مورد نقد و ارزيابي قرار گيرد نه آنكه اين موارد مسكوت گذاشته شود، اما پس از انتخابات و در فضاي غير آزاد و مه‌آلود طرح و قبل از آنكه فرصت نقد و بررسي به جامعه داده شود براي اجراي آن اقدام شود. به نظر می رسد که كشورداري با پول نفت سهل و ممتنع است. ظاهراً تا وقتي كه پول بي‌حساب نفت در دست است مي‌توان وعده و وعيد داد، و نه تنها نيازي به مطالعه و كار كارشناسي نباشد، بلكه نيازمند به تصويب قانون نيز نداشته باشد و با سوار شدن بر موج پول بتوان هر سخني را گفت و اجرا كرد، و تا چنين است اين انتقادات نيز گوش شنوايي نخواهد داشت. اما بهتر است گروه‌ها و اشخاص مسئول و معقول جناح غالب را مخاطب قرار داد كه بيش از اين سكوت جايز نيست. چه بخواهيم و چه نخواهيم، همه ما سوار بر كشتي ايران هستيم، سوراخ شدن و نفوذ آب به درون آن، همه را با خطر مواجه مي‌كند. ظاهراً همه در ایران ياد گرفته‌ايم كه استخوان لاي زخم بگذاريم به اميد آنكه بعدهاس گشايشي حاصل شود. اينگونه اميدواري خوب است، به شرط آنكه هيچ كاري از دست ما برنيايد، اما اگر كاري مي‌توان كرد نبايد تعلل ورزيد.

تأثير برخي تصميمات و سياست‌ها، چنان گسترده و عميق است كه آثارش تا سال‌هاي زيادي برجاي خواهد ماند. موقعيتي كه به دليل تعامل مثبت و خيرخواهانه منتقدين در چند ماه گذشته ايجاد شده را قدر بدانيد و آن را فرصتي براي اصلاح امور تلقي نماييد و اجازه ندهيم كه سرنوشت اين كشور و انقلاب به رفتارهاي كساني گره بخورد كه مسئوليت چنداني در برابر رفتارها و گفتارهاي خود ندارند.


۱ نظر:

  1. اقا اكر اين شيوه مديريت باشه جي يعني سياست دولت اين است

    پاسخ دادنحذف

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...