تیر ۱۴، ۱۳۸۹

مصاحبه منتشر نشده ای از علامه فضل الله /کار اصلی اصلاح طلبان، روشن کردن ابهام هاست


گفتگویی کوتاه با مرجع تقلید شیعیان لبنان علامه سید محمد حسین فضل الله که با نکته ظریفی در باب "کار اصلی اصلاح طلبان" آغاز شده است؛ "روشن کردن ابهام ها" که ترجمه فارسی آن برای نخستین بار منتشر می شود.‬

صبح یک روز زمستانی سال 87 بعد از پایان درس خارج فقه در محضر علامه سید محمد حسین فضل الله نشستم تا ضمن گفتگویی کوتاه و صریح (والبته نه برای انتشار) کتاب تازه نوشته ای که از سوی آیت الله منتظری به من رسیده بود را با پیام محبتِ ایشان اهدا کنم؛ بسیار شادمان شد و "آزادگی، تقوی و شجاعت" آیت الله منتظری را ستود و گفت: ایشان همیشه در یاد من است و دعایش می کنم.


آنچه می خوانید ترجمه آن گفتگوی کوتاه است:


در این گفتگو بنایی ندارم جز روشن کردن پاره ای از ابهام ها که درباره شما وجود دارد و پیشاپیش از سعه صدر شما ممنونم


روشن کردن ابهام ها کار اصلی اصلاحیون است!... بفرمایید



اول اینکه شنیده ام شما در یک دوره، از منتقدان تسامح و تساهل امام موسی صدر و نوآوری های فقهی و سیاسی وی بوده اید؛ ولی حالا می بینیم که خودتان از جمله فقیهان متفاوت با آراء و سنت مشهور هستید... آیا آن شنیده ها درست است و حالا تغییر کرده اید؟


او انسانی روشن بین و دور اندیش بود... ما با هم در نجف بودیم و حالا مبتلا شده ام به همه آنچه که روزگاری او گرفتارش شده بود.


نوعی تضاد وجود دارد انگار؛ شما به انسان و اخلاق ملتزمید و نگاه فقهی و سیاسی شما هم بر این التزام گواهی می دهد اما در سیره سیاسی تان از جنبش حماس حمایت می کنید در حالیکه آنها اخیرا در اطلاعیه ای از ابومصعب زرقاوی تروریست القاعده در عراق به عنوان شهید یاد کرده اند و شما هم که عملیات انتحاری از نوع القاعده را مجاز و مشروع نمی دانید...


"القاعده" از تفکر گرفته تا عمل بر خلاف آیات صریح الهی عمل می کنند و خون بی گناهان را می ریزند... من با اسامه حمدان نماینده حماس درباره این اطلاعیه و این مواضع حرف زدم؛ عملیات انتحاری که در آن افراد بیگناه کشته می شوند و خارج از محیط جنگ است را نیز تحریم کرده ام اما جهت گیری کلی ما باید در حمایت از حرکت های مقاومت در برابر اسراییل باشد و البته تا می توانیم همه جریان های مقاومت را به مراعات اخلاق و قواعد انسانی دعوت کنیم.



پس به همین دلیل شما با همه اختلافاتی که با جمهوری اسلامی و حزب الله دارید از آنها حمایت می کنید؟


دقیقا... من از اوضاع ایران بی خبر نیستم؛ هم از اصلاح طلبان و هم از محافظه کاران اخبار به من می رسد. حزب الله هم بسیاری از تخلفات را به نام تکلیف شرعی از سوی ولی فقیه انجام می دهد؛ اما جبهه مبارزه با اشغال و غصب سرزمین فلسطین نباید آسیب ببیند.


آیا فکر نمی کنید این توجیه به سکوت در برابر ظلم های جمهوری اسلامی و سایر شاخه های آنچه که "جبهه مبارزه با اسراییل" خوانده اید بینجامد؟


مسئله اصلی من الان لبنان است و تهدید دائمی این کشور توسط اسراییل و حمایت دائمی آمریکا؛ وگرنه از اوضاع ایران تأسف می خورم که چرا با انقلابی که امید حرکت های مبارز و مستضعفان جهان اسلام چنین می کنند؟ به آقای خاتمی هم که به دیدارم آمد گفتم از ظلمی که بر آزاد اندیشان ایرانی می رود و حتی درباره فقیهی مثل آیت الله علی پناه اشتهاردی هم حرف زدیم که به او هم رحم نمی کنند؛ آقای اشتهاردی در سند یک زیارتنامه تردید و تشکیک کرد؛ درسش را تعطیل کردند و هتک حرمت اش کردند و مجبورش کردند عقب نشینی کند.


شما از سویی مسئله "دولة الانسان" را به جای "دولة الاسلام" مطرح می کنید و همسو با رأی استادتان مرحوم آیت الله خویی با ولایت فقیه هم مخالفید و از سوی دیگر برای حکومت اسلامی در ایران، اهمیتی فوق العاده ای قائلید...


بله! در لبنان وقتی جامعه متکثر و متنوعی داریم باید به جای حکومت اسلامی به دولتی اندیشید که وجه مشترکش با همه گروهها، انسان و کرامت انسانی باشد نه شریعت اسلامی؛ اسلام فراتر از شریعت است؛ شریعت همه ی اسلام نیست، اسلام هم بر خلاف برخی ادیان موجود، منفصل از زندگی سیاسی و اجتماعی مردم نیست؛ البته ما تمام سعی مان را می کنیم تا رحمانیّت و عقلانیت اسلام را به هموطنان مان نشان دهیم. ... بله! من معتقدم فقیه باید بر انطباق قوانین با اسلام نظارت کند.


از همین جا اجازه بدهید موضوع آقای خامنه ای را مطرح کنم؛ آیا شما با مرجعیت ایشان مخالف بودید؟ این انتقادی ست که حزب الله به شما وارد می کنند.


اولا بحث من مرجعیت ایشان نبود، اصل فقاهت ایشان بود؛ اطلاع دارم که در برخی از امور تا اواخر عمر امام خمینی مقلد بودند و حتی در بحث موسیقی هم پیرو و مبلغ نظر آیت الله منتظری بودند (که نظر ما هم هست؛ یعنی حرمت برخی مصادیق موسیقی تابع محتوای لهو آن است نه آهنگ آن) خوب کسی که تا چند وقت پیش مقلد است ناگهان فقیه می شود؟ چه رسد به مرجعیت...

ثانیا: مرجعیت در برخی زمینه ها به زمان و مکان هم بستگی خاص دارد ایشان لبنان را و حساسیت ها و ضرورت های فرهنگی اش را نمی شناسد.


و آخرین سوال درباره اتهام شما درباره تاریخ زندگی فاطمه زهرا (س)؛ آیا بنای گفتگو با برخی از فقهای منتقدتان در قم را ندارید؟


نظر من درباره فاطمه زهرا (س) در کتابم روشن است سایر نظرات فقهی و اعتقادی ام هم در کتاب هایم در ایران ترجمه شده توسط آقای مجید مرادی؛ من درباره بخشی از تاریخ زندگی فاطمه زهرا (س) تردیدم را مطرح کردم؛ آقایان در برابر یک نظر تاریخی تکفیرم کردند یکی از آنها (نوری همدانی) هم آمد و از نزدیک با من صحبت کرد و قانع شد و رفت و از من هم حمایت کرد؛ بعد از شدت فشار حمایت خود را پس گرفت فقط آیت الله منتظری به صراحت از حرمت و آزادی عقیده ما دفاع کرده است...

البته به خیلی از آنها اطلاعات غلط دادند؛ ما الان با مرجعیت مستقل مواجه نیستیم و به نوعی گرفتار "مرجعیة الاولاد و الآصهار" هستیم یعنی مرجعیت گاهی تحت تأثیر اطلاعاتی است که از فرزند و داماد و دفتر به او می رسد.

بگذریم... از کتاب جدید آیت الله منتظری سپاسگزارم به ایشان سلامم را برسانید و بفرمایید با توجه به وضعیتی که در آن هستم برای ایشان دعا می کنم و امیدوارم در ظلمی که بر ایشان شده مأجور باشند.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...