تیر ۲۱، ۱۳۸۹
اینها مساله سبز ها نیست
سال گذشته ، یکی از احزاب راستگرای سوئیس ، طرح « ممنوعیت ساخت مناره » را به دولت و پارلمان این کشور ارائه کرد که با مخالفت این دو نهاد حکومتی مواجهه شد . با اصرار این حزب و جمع آوری امضاء سرانجام این طرح به رفراندم گذاشته شد . در نتیجه ی این رفراندم ، با رای اکثریت مردم سوئیس- ۵۲ درصد - ساختن مناره در این کشور ممنوع شد .
اکنون ، برای لحظاتی فرض کنید که این رفراندوم در ایران برگزار شود . چه پیش بینی می کنید ؟ من بر این باورم که نزدیک به ۱۰۰ درصد مردم ایران با این طرح مخالفت خواهند کرد و یک نگاه واقع گرا ، این « نتیجه ی طبیعی » را هیچ گاه انکار نخواهد کرد و برای اثبات این باورها ، از هیچگونه مراجعه ای به افکار عمومی هراسی ندارم .
برای آنکه به حاشیه مبتلا نشویم ، اجازه دهید به یک «کشور فرضی » بیاندیشیم . در این کشور فرضی ، با یک قانون اساسی دموکراتیک - فراموش نکنید که دموکراتیک بودن همواره نسبی است - طرح « ممنوعیت ساخت مناره و اقامه ی اذان » به رفراندوم گذاشته می شود . تا زمان برگزاری رفراندوم اشخاص و نهادهای مختلف درخصوص ماهیت و عواقب این « طرح » به اظهار نظر و یا ابراز وجود ! می پردازند . با یک دسته بندی ساده ، می توان این اشخاص را در چهار نگرش ِ عمومی جای داد .
نگرش اول، اعتقاد دارد که حکومت حق ندارد این امر دینی را به رفراندوم بگذارد ، زیرا این امر موجب محرومیت گروهی می شود که با صدای اذان خو گرفته اند و شنیدن و بهره گیری از آن را برای سعادت دنیا و آخرت خود موثر و مفید می دانند و چه بسا با حق آزادی دینی آنان مغایر است . در این نگرش ، بانیان این «طرح » ، از آگاهی کافی در خصوص اذان و مناره و ماهیت دین اسلام و سعادت بشری برخوردار نیستند و البته با گسترش آگاهی ها ی « صحیح » ؛ دیگران و حتی طراحان ، به «حقانیت آنان » پی خواهند برد . این نگرش ، رویکرد حکومت را مخالف با روح دموکراسی می داند و آن را نوعی از استبداد تعبیر می کند .
نگرش دوم، علیرغم « مخالفت » با مفادِ طرح ، بر این باور است که این رفتار حکومت ، کاملاً دموکراتیک است ، زیرا رفتار حکومت در این خصوص نشان می دهد که « حقِ » ساختن مناره و اذان گفتن را به رسمیت شناخته است ، اما برای آن که این حق را به یک هنجار عمومی ( یا رسمی ) تبدیل کند ؛ آن را به رفراندوم گذاشته است و با مخالفت و یا موافقت اکثریت مردم با این طرح ، مسئولیت اخلاقی ِ اجرای آن متوجه ی دولت نخواهد بود . این نگرش به موضوع منازعه احترام می گذارد و در کنار آن به نتایج قانون اساسی بسان یک میثاق ملی پای بند است و البته نسبت به عواقب دیکتاتوری اکثریت هشدار می دهد .
نگرش سوم، نسبت به مفاد طرح « بی طرف » است و نه تنها از برگزاری رفراندوم و رفتار حکومت دفاع می کند بلکه اعتقاد دارد ، اساس ِ حکومت دموکراتیک و قانون اساسی پیشرفته ، محصول ایده و روشی است که بر گزاری این گونه رفراندوم ها را جایز می داند . این نگرش به روش های دموکراتیک و نتایج طبیعی آن ، بسان یک ارزش می نگرد و اساساً سعادت و حقیقت را یک امر دموکراتیک و متکثر می داند و استبداد اکثریت را شر لازم می خواند .
نگرش چهارم، اصرار دارد که حکومت برای پرهیز از دینی شدن ، این گونه امور دینی را به رفراندوم نگذارد، زیرا دین به عنوان یک امر شخصی نباید در امور حکومتی و سیاسی دخالت داده شود . بر این اساس ، حکومت برای آن کئه دموکراتیک بماند ، لازم است راساً اقامه ی اذان و ساخت مناره را ممنوع کند و با این گونه خطاها ، سیاست ( رفتار حکومت ) را دینی نکند .به عبارتی ، دینی شدن رفتار حکومت همان و یکی شدن نهاد حکومت و نهادِ دین همان . بانیانِ این نظر ، اعتقاد دارند که دیگران در خصوصِ اذان و مناره و ماهیت ِ سعادت گریزِ دین اسلام ، از اطلاعات « کامل » برخوردار نیستند و در صورت گسترش « آگاهی ها ی صحیح » ؛ دیگران و حتی مسلمانان به حقانیت آنان پی خواهند برد . این نگرش ، این روش را مقدمه ی استبداد دینی می خواند .
اکنون، به نگرش اول و چهارم دقت کنید . این دونگرش ، با مقدمات کاملا متفاوت ، به نتایجی مشابه ( و چه بسا یکسان در عمل ) رسیده اند . علیرغم آن که هر کدام از این دو نگرش ، در «بنیاد » دیگری را نفی کرده و رقیب را به انحراف در سعادتِ بشر متهم می کند ، اما «هر دو با برگزاری رفراندوم مخالف اند » و هر دو بر این باورند که با دادن اطلاعات «صحیح » و« آگاه شدن دیگران » و اصلاح انحرافات فکری و ذهنی ، مردم با آنها همراه خواهند شد . در حالی که نگرش اول ، محدود ساختن مناره و اذان را یک توطئه می داند که محصول ترس از حقانیت اوست و ایمان دارد که با اطلاع « ناب » از مرامِ آنها ، اذان و مناره فراگیر خواهد شد ، نگرش دیگر ، معتقد است که چنانچه مردم از نادانی در آیند و از ایدئولوژی های کاذب رهایی یابند و اطلاعات آنها «تصحیح » شود ، از اذان و مناره هم روی گردان می شوند .
الغرض ، نگارنده قصد ورود به نگرش های دوم و سوم را ندارد و بر نامگذاری نگرش های اول و چهارم هم اصراری نمی ورزد و البته در داوری هم « ناتوان » است ، تنها می خواهد با طرح دو سوال ، منازعات در خصوص سکولار نبودن و بودن ِ ، منشور سبز را شفاف تر کند .
به نظرِ شما - با علم به این که نگرش های چهارگانه ، در درون خود از طیف های گوناگونی برخوردار اند -
۱٫ راز ، «یکی شدن» ِ دیدگاه اول و چهارم « در عمل » چیست ؟
۲٫ « منشور سبز » به کدام نگرش نزدیکتر است ؟ چرا ؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر