تیر ۱۶، ۱۳۸۹

۱۸ تيرماه و نعل وارونه ستاد بحران برای مغشوش كردن تاريخ

اوايل هفته جاري نشريه "پنجره" نزديك به بخشي از اصولگرايان با بازكردن پرونده اي به نام " ايرنا " با چند تن از مديران اين رسانه سابقا ملي ، گفت و گوهايي انجام داد كه دريك مورد آن عبدالرضا داوري معاون سابق خبري ايرنا و قائم مقام جعفر بهداد ، مديرعامل سابق ، در آن مصاحبه به جعل و تحريف وقايع پرداخته اما بدون آنكه متوجه باشد ، روزنه هايي از روشنايي را به تاريكخانه تصميم گيري ستاد امنيتي - نظامي در آن روزها و امتداد آن در ساختارهاي حاكميت و تا خرداد 1388 تابانده است.

واقعه 18 تيرماه 1378 يكي از بحرانهاي جدي اي بود كه در دوران حاكميت اصلاح طلبان ايجاد شد و به مستمسكي براي پايان دادن به سياست حمايت از نهادهاي غير دولتي توسط ستاد بحران ساز ، تبديل گرديد.

واقعيت آن است كه آن بخش از دستگاه بحران ساز كه اتاق فكر 6 نفره اي را تشكيل داده بودند و اكنون همانها مصدر امور مختلف در كشور هستند، بر اين باور بودند كه موج توفنده اي كه برنامه ريزي آنها را براي انتصاب رياست جمهوري هفتم خنثي كرد ، به حركت در آمدن جنبش دانشجويي در حمايت از محمد خاتمي بود.

18 تير در واقع ، گردنه اي بود كه محفل بحران ساز در آن قصد انتقام گيري از جنبش دانشجويي را داشتند.

فارغ از اين تحليل كه بعدها به تدريج و خصوصا با سخنراني محمد خاتمي در پايان دوره اول رياست جمهوري اش نمايان شد ، 18 تير واكنش طبيعي جنبش دانشجويي به توقيف روزنامه سلام بود كه تيتر زد قانون مطبوعاتي كه به مجلس وقت ديكته شده توسط ستاد بحران و در راس آن قاضي مرتضوي يكي از اعضاي فعال ستاد تهيه شده است.

ايرنا از عصر جمعه 19 تير ماه به طور فعال و بنا بر سنت معمول خود نسبت به تهيه اخبار و گزارش ها از واقعه كوي دانشگاه و پيامدهاي ميداني آن اقدام كرد و جمعبندي گزارش يك خبرنگار از وقايع روز 18 تير چنان واقع بينانه و منطبق بر داده هاي نهادهاي قانوني نظارتي بود كه سند شوراي عالي امنيت ملي شد.

سردبير وقت ايرنا كه اخبار چند خبرنگار فعال را از وقايع بر روي خروجي مخابره مي كرد يكي از فعالترين سردبيران وقت ايرنا بود كه فارغ از گرايش سياسي فعاليت مي كرد و همين سردبير در دوران رياست جمهوري احمدي نژاد غالب سرمقاله هاي سايت ايرنا را تهيه مي كرد و ودر وبلاگ عبدالرضا داوري تحت عنوان استاد لينك شده است.

آنچه كه بعدها مشخص شد تصميم نهادهاي بحران ساز براي جمع كردن بساط فعاليت انجمن هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت بود، به دليل گزارشهاي عيني و ميداني خبرنگاران ايرنا مبني بر تلاش گروههاي فعال دانشجويي براي بازگرداندن دانشجويان و اعتراضات آنها به محيط دانشگاه ، نقش بر آب شد .

اما همانگونه كه عبدالرضا داوري اشاره مي كند يك ستاد با مبدا نامشخص نيز از روز 22 تيرماه در ايرنا فعال شد و كار خبررساني مستقل را كه تا صبح 22 تيرماه به صورت شبانه روزي و لحظه به لحظه ادامه داشت از دست ايرنائيان خارج كرد.

اين ستاد كه از مستقر شدن در اتاق خبر ايرنا - جايگاه هميشگي توليد و پردازش و انتشار خبر - امتناع كرد ، در طبقه اي پايين تر شكل گرفت. در اين اتاق كامپيوترهايي براي كاربران آماده شده بود و در اولين جلسه عده اي ناشناس با خبرنگاران ايرنا ، خطوطي روشن براي نحوه پوشش و نحوه تنظيم و بزرگنمايي ها و كوچك نمايي هاي امنيتي ترسيم شد كه مورد قبول برخي از خبرنگاران ايرنا قرار نگرفت و يكي از مسئولان امروز ايرنا نيز مسئول اجرايي ستاد مذكور شد.

اين مقام اجرايي همان موقع از زحمات شبانه روزي امثال ما خبرنگاران مستقل تشكر كرد و كار خبر رساني از همان تاريخ يعني صبح 22 تيرماه در كنترل همان اتاقي قرار گرفت كه از بيرون ايرنا به اين سازمان آمده بود و لازم به تاكيد نيست كه اين ستاد با خبرسازي ، زمينه را براي برخورد هاي خشونت بار روز 22 تيرماه و شب آن و نهايتا تظاهرات حكومتي 23 تيرماه فراهم كرد.

اما آنچه كه باعث شده است وقايع 18 تيرماه 78 همچنان در پشت پرده مظلوميت باقي بماند تهيه بولتني در دفتر سياسي يكي نهادهاي نظامي بود كه سفارش دهنده آن همان محفل بحران ساز بود.در اين بولتن نويسندگان توهم زده آن 18 تير را پروژه اصلاح طلبان براي خروج از حاكميت نشان دادند و نيازي به يادآوري نيست كه كيهان شريعتمداري و رسالت همان زمان با آب و تاب اين متن بي محتواي دروغ را به چاپ رساندند.

پس از تهيه اين بولتن ، بحران سازان سعي كردند تا ايرنا را از هژموني بي مناقشه آن به يك رسانه درگير بحران تبديل سازند و از آن پس بود كه ايرنا با تهيه هر گزارش و خبري از طرف اقتدارگرايان زير ضربات ناجوانمردانه قرار مي گرفت.

درست با اين حمله ناجوانمردانه به رسانه اي كه تا آن زمان بدون نگاه سياسي وقايع را براي ثبت در تاريخ و در چارچوب منافع ملي ، پوشش مي داد ايرنا و مديران و خبرنگاران آن گيج شده و سعي كردند در مخابره هر خبري ابتدا ملاحظات سياسي را در سر لوحه كار قرار دهند و شايد از همان زمان بود كه ايرنا و خبرنگاران شجاع و بي پرواي آن درگير يك محافظه كاري بدون حد و مرز هميشگي شدند.

كينه اي كه نهاد بحران ساز از ايرنا به دل داشت دقيقا به دليل عدم امكان بهره برداري از 18 تير براي حذف نهادها و مجامع دانشجويي تحت تاثير خبررساني بي طرف و فراجناحي متولد شد و پس از آن موجب شد ساختارهاي رو به گسترش اين رسانه معتبر با مانعي به نام كمبود بودجه و بحران سازي هاي بي وجه برخورد كند ، ضرباتي كه خبرنگاران و فعالان خبري مظلوم ايرنا هنوز هم آن را تحمل مي كنند.

اما واقعيت اين است كه همه اين تحولات نه در دوره عبدا... ناصري طاهري ، مديرعامل منصوب رييس جمهور اصلاح طلب بلكه در دوره فريدون وردي نژاد يكي از مقامات ارشد سپاه و مديرعامل قدرتمند ايرنا اتفاق افتاد ، دوره اي كه به اعتراف همگان ، طلايي ترين دوره به لحاظ مديريتي در ايرنا محسوب مي شود.

جالب است كه مسئولان بخش خبر ايرنا در همان زمان نيز كمابيش همانهايي هستند كه اكنون مديريت عالي اين رسانه را بر عهده دارند.

اما افاضاتي كه عبدالرضا داوري كه آن زمان احتمالا 24-25 داشت و به صورت عيني از درك تحولات خبري آن روز دور بوده در گفت و گو با نشريه پنجره بيان داشته ، نشانه چيست؟

عبدالرضا داوري با آمدن بهداد به ايرنا با تيمي از كار آموختگان مكتب كيهان و نشريات توهم زده سطحي وابسته به يك نهاد نظامي به ايرنا آمد و در ابتدا سعي كردند تمامي مديران ايرنا و خبرنگاران مستقل آن را از ايرنا خارج سازند و كار اطلاع رساني را به همان گروهي بسپارند كه امروز سايت هاي حقيقت نيوز ، صراط نيوز ، پيام خرداد ، پرچم و چند سايت بي محتوا و بي اعتبار ديگر را هدايت مي كنند.

اين گروه ، ستادي بحران ساز براي پشتيباني از طرحهاي ستاد كودتا در فاصله قبل از انتخابات 88 تا عزل بهداد و جايگزيني تيم جديد را در واحد پژوهش در بيرون از ساختمان ايرنا تشكيل دادند كه كارش "توليد اخبار و گزارشهاي هدايت شده براي سايت هاي زير مجموعه طرفدار احمدي نژاد در انتخابات" و " فلج كردن نهادهاي مدني و فعالان سياسي متمايل به رقباي احمدي نژاد از طريق پرونده سازي و خبرسازي عليه آنان" بود .

اخباري جعلي و بي پايه در اين دوره هم براي انتشار در سايتهاي وابسته توليد مي شد و پس از چند بار انتشار و با گم شدن مبدا آن بر روي خروجي ايرنا قرار مي گرفت. انتشار تحليل هاي سخيف بدون نام سفارشي كه برنامه هاي نظامي - امنيتي را پشتيباني مي كرد ، مصاحبه هايي كه اندكي بعد از انتشار منجر به تكذيب مصاحبه كننده مي شد ، هتك نامه هايي عليه مقامات ارشد نظام كه در تاريخ فعاليت هيچ رسانه اي در هيج جاي جهان سابقه نداشت و همه اينها ، باعث شد كه توجه به سايت ايرنا در در اين دوران در بدترين وضعيت خود قرار گيرد.

اما بايد به اين ادعاي سر تيم امنيتي - رسانه اي بحران سازان مبني بر اينكه در "دوره مديرعامل اصلاح طلب تمام سوابق خبری ایرنا که گاه سابقه 60 ساله داشت از ایرنا خارج و به یک سوله خارج از تهران منتقل شد" پاسخ داد ، چرا كه قصد از بيان آن ، اثبات ادعاهاي مريض گونه بحران آفرينان در كشور است كه گويي اسناد 18 تير از ايرنا خارج شده است !

ايرنا سالهاست كه داراي آرشيو ديجيتالي است و از سال 1365 كه سيستم كاغذي آن به الكترونيك تبديل شد ، سوابق اين رسانه قابل هدم و انتقال فيزيكي نيست كه كسي بخواهد آن را به سوله اي منتقل سازد و شايد در بدبينانه ترين حالت ، اسناد قبل از 1365يعني دوره دفاع مقدس دچار چنين بي سليقگي شده باشد.

اما بايد به يك نكته هم توجه داشت ، آرشيو عكس هاي جنگ و تصاوير قبل از انقلاب ، ايرنا را به انحصاري ترين دارنده اسناد تاريخي تبديل كرده بود.

در دوران ناصري قرار شد اين تصاوير به كتابخانه ملي براي نگهداري منتقل شود كه اين طرح اجرا نشد اما در دوره همين آقايان ، بنا به دلايلي مستند كه كاملا روشن است و قراين و شواهد نشان مي دهد به هزينه هاي تبليغاتي انتخابات رياست جمهوري 88 باز مي گردد ، اين آرشيو به نهادي نظامي به قيمتي بسيار ناچيز و ثمن بخس فروخته شد و گردانندگاني از كيهان براي انتقال آن تعيين شدند و اينگونه بود كه بي بديل ترين اسناد ايرنا توسط مدعيان دروغ پرداز به تاراج رفت.

اما پايان اين مقال كه ابتدايش با اشاره اي به مظلوميت دانشجو و جنبش دانشجويي ايران آغاز شد اين نكته است كه محفل كوچك بحران ساز در نهادهاي امنيتي - نظامي در طول دوره اصلاحات و در درون بخشهاي غير قابل نظارت نه تنها فعال بود ، بلكه فعاليت براندازانه داشت و نه تنها اين ، كه از بودجه ملي اعتبار مي گرفت تا چند انتخابات برگزار شده را با مهندسي آرا تعيين تكليف كند و حاكميت را از مردم ستاند و در انتخابات اخير نيز تير خلاصي به روح حاكميت ملي در قانون اساسي شليك كند و همه اينها اثبات مي كند مترقي بودن جنبشي را كه در 18 تيرماه 1378 با اولين انحراف در قانون اساسي آن را بر نتافت و محافظه كاري سنتي نهادهاي فعال در چارچوبه نظام را به كناري نهاد و به وظيفه تاريخي خود عمل كرد.

چه بسا اگر اين اعتراض در نطفه خفه نمي شد و آگاهانه با جامعه پيوند مي خورد ، طرح هاي ضد ملي و اقتدارگرايانه آن محفل 6 نفره بحران ساز ادامه نمي يافت و فجايه يك سال اخير هم اتفاق نمي افتاد.

و بايد تاكيد كرد كه اگرچه حكومتها در زمان خود هيچگاه به معترضان و منتقدان روي خوش نداده اند و آن ها را به چوب نواخته اند ، اما تاريخنگاران آينده در فصل يادآوري مجاهدتهاي جنبش دانشجويي و روزنامه نگاران مستقل منعكس كننده آن رخدادها ، به احترام به قربانيان راه آگاهي تعظيم خواهند كرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...