تیر ۲۷، ۱۳۸۹

خشونت محکوم است

۱- در دیدگاه جنبش سبز، بمب گذاری های اخیر زاهدان به هر اسم و نامی که انجام شده باشند محکوم است. عده ای این بمب گذاری ها را نشانه رفتارهای خشونت آمیز حکومت در منطقه بلوچستان و سیاستهای سنی ستیزی آن می دانند (همانطور که جند الله نیز این دسته از رفتارهای تبعیض آمیز را هدف مبارزات خود قرار داده). در منشور جنبش سبز ذیل سرفصل "ارزش های جنبش سبز"، اهمیت کرامت انسان ها و پرهیز از خشونت تصریح شده است. در آنجا می خوانیم: "جنبش سبز یک جنبش مدنی است که پرهیز از خشونت و حرکت در چارچوب موازین مبارزه مدنی را سرلوحه خویش قرار می دهد. این جنبش با اعتقاد به اینکه «مردم» تنها قربانی خشونت در هر زمینه ای خواهند بود، گفتگو، مبارزه مسالمت آمیز و توسل به راهکارهای غیر خشونت آمیز را ارزشی خدشه ناپذیر می داند".

۲- همانطور که در نقل قول بالا مشاهده می شود، مردم تنها قربانیان تزریق خشونت در اعتراضات سیاسی خواهند بود. وقتی گروههای تروریستی شروع به ناامن کردن منطقه ای مانند بلوچستان می کنند، حاکمیت به هدف حفظ امنیت اجتماعی وارد مبارزه خشن با گروهها می شود و در این میان به دلیل فضای ملتهب منطقه، صدای معترضان قانونی نیز یا از ترس یا به زور اسلحه و تهدید نیروهای امنیتی خاموش می شود.

۳- در پاره ای از رسانه ها بعد از اعدام عبدالمالک ریگی مصاحبه هایی با فعالان بلوچ خارج مرزهای کشور صورت پذیرفت (به طور ویژه به مصاحبه بی بی سی فارسی با آقای حسین بر رجوع کنید). در این مصاحبه ها، به طور شگفت انگیزی مبارزات مسلحانه جندالله در کنار اعتراضات قانونی و غیرخشونت طلبانه جنبش سبز قرا گرفت. لازم به یادآوری که هیچ گروه شبه نظامی که اسلحه در دست دارد نمی تواند سبز باشد و از لحاظ فکری کاملا در دنیایی متفاوت از سبز اندیشان طبقه بندی می شود. در منشور جنبش سبز یکی دیگر از ارزش های این جنبش "قانون گرایی و مذاکره" معرفی شده است. لازم است سبز اندیشان برای محکومیت هر چه بیشتر این جنایات قیام کنند تا این تفکرات بنیادگر که در تاریخ معاصرمان آفات زیادی را دست اندر دست حاکمیت اقتدارگرا به جامعه تحمیل کرده اند، در این برهه از تاریخ نتوانند ثمرات و پیروزی های دموکراتیکمان را بر باد دهند.

۴- در عین حال، جنبش سبز نباید از تاثیر منفی سیاست مشت آهنین حکومت بر عفونی تر شدن زخمهای اقوام ایرانی، غافل شود. اقلیت های قومی و مذهبی در طی ۳ دهه اخیر تحت فشار مضاعفی از جانب حاکمیت اقتدارگرا بوده اند که این فشار و سرکوب صدای گروه های خشونت طلب را تقویت و موضع قانونگرایان را تضعیف کرده است. لذا لازم است که جنبش سبز از ظرفیت های سیاسی، اجتماعی و رسانه ای خود برای تضعیف و به حاشیه راندن خشونت طلبان و تقویت فعالین قانونمدار اقلیت های قومی و مذهبی استفاده کند تا با پیوست آنها به حرکت سبز مردم ایران در آینده نیز شاهد از دست رفتن جان بی گناهان و افتادن به دور باطل انتقام جویی و خونخواهی نباشیم.

۵- با کمدی های اقتدار امنیت-اطلاعاتی نظیر آنچه که در دستگیری ریگی شاهد آن بودیم، نمی توان مسائل اقلیت های قومی و مذهبی را در ایران حل کرد. زیر چشم شهروندانی که هر کدام به مثابه یک رسانه عمل می کنند، حاکمیت اقتدارگرا دیگر نمی تواند، بدون پرداخت هزینه هنگفت خشونت طلبانه با اعتراضات قانونمند برخورد نماید. تنها با یک سیاست آشتی و دوستی است که می توان این مناطق را به امنیت و آسایش واقعی و عمیق رساند. امنیتی که می تواند منجر به رشدهای اقتصادی و فرهنگی در این مناطق شود و کمی از خشکی اقلیمی این مناطق محروم بکاهد. این آشتی نیز میسر نخواهد شد مگر اینکه حاکمیت در سطح ملی بتواند آشتی برقرار کند. مشکل امنیتی نیز همانند مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه به دیگر مشکلات گره خورده و تنها حکومتی با پشتوانه ملی است که می تواند به کار زار حل این مشکلات وارد شود.

۶- سبزی و صبر و استقامت واژه هایی است بهم گره خورده. سبز باید در برابر هر گونه خشونت حاکمیت، کظم غیظ کند و استخوان در گلو با توسل به صبر و استقامت، همگان را به قانونگرایی و مبارزه قانونی و پرهیز از خشونت دعوت کند. سبز هر روز می خواند "صبر کن و الله اعلم بالصواب".

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...