تیر ۲۸، ۱۳۸۹

كينه و نفرت، تنها دستاورد سياست امنيتي

سال ۱۶۱۰ گاليله به اتهام انتشار یافته‌های علمی اش در تاييد نظر کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید ، از سوی کلیسا مورد سوال قرار گرفت چرا كه نظریه گاليله مخالف نص کتاب مقدس بود و آباء كليسا نهايتا او را مجبور كردند تا توبه نامه‌ای با این مضمون را امضاء‌كند كه « در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده‌ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می‌کنم ، توبه می‌کنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می‌کنم و آنرا منفور و مطرود می‌نمایم و نقل است پس از آن ، محكم پايش را به زمين كوبيد و زير لب زمزمه كرد "با توبه گالیله نيز زمین از گردش خود باز نمی ایستد".

قصه پر غصه اين سنخ از محاكمات ، دير زماني است كه سنت جاري در اين مملكت است. كارشناسان مسلط مسايل قومي و جتماعي را تارانده ايم . عده اي در محبس و عده اي را راهي ديار فرنگ كرده ايم ، علوم اجتماعي را به هر بهانه اي سركوب كرده ايم ، جامعه را از جامعه شناس و جمعيت شناس خالي كرده ايم و به جاي آنان عده اي نظامي را كت و شلوار پوشانده و به جاي پوتين كفش به پايشان كرده ايم و بوق ها رد اختيارشان قرار داده ايم تا هر روز و شب از رسانه هاي دروغ ، خيالات واهي را به خورد مردم دهند.

مدتي است عادت كرده ايم ، مهمترين رخدادهاي مهم اجتماعي را در قالب تيترهاي نظير " اعتراضات جنبش سبز پايان يافت" ، " اعتصاب بازاريان به پايان رسيد" ، " پرونده هسته اي ، بسته شد" ، " اسراييل در حال نابودي است " و " كار گروه جند ا... پايان يافت" در رسانه هاي قلع و قمع شده پس از انتخابات بخوانيم .

اين گزاره هاي اخباري در بطن خود ادبياتي امنيتي - نظامي را پنهان مي دارد كه نماد و نتيجه سياستي است كه 5 سال تمام در شئون اين ملك جريان دارد.

سياست هاي ناشي از مهندسي آراي ملت به تدريج سياست و مديريت كشور را از محتوي كارشناسي خود خارج كرده است و امروز نظاميان و ادبيات آنها ، فعال ما يشاء‌ در عرصه سياسي است.

بر خلاف كارشناسان كه نسبت به ابراز نظر در مورد پديده هاي اجتماعي با تزلزل و احتمال صحبت مي كنند ، نظاميان و ادبيات آنان همواره با قطعيت همراه است . آنها ريشه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و تاريخي وقايع را جاهلانه ، ناديده گرفته و براي حل مسايل تنها به يك ابزار تمسك مي جويند و آن نيز قدرتي است كه از نوك اسلحه خارج مي شود.

امروز بر همگان روشن است كه نه اعتراضات سبزها پايان يافته است ، نه اعتصاب بازاريان خاتمه يافته ، پرونده هسته اي باز است ، اسراييل همچنان در جغرافياي خود مستقر است و جندا... نيز سبعانه تر و وحشيانه تر به اقدامات تروريستي خود ، ادامه مي دهد.

انفجار تروريستي در مسجد جامع زاهدان كه يكي از خونبارترين اقدامات گروه جند ا... است ، حدود 300 مجروح 27 كشته به دنبال داشته است و نمايندگان مردم استان در واكنش به عجز دولت در تامين امنيت استان تهديد به استعفاء كرده و يكي از نمايندگان نيز رسما استعفا داده است و گروههاي مختلف مردم فرياد انتقام سر مي دهند و بر روي هم اسلحه مي كشند.

بايد ديد چرا در استاني كه قريب به اتفاق مسئولان آن نگاه امنيتي و نظامي دارند و به طور مستقيم و غير مستقيم از وابستگان به نهادهاي امنيتي - نظامي هستند ، چنين وقايع خونباري رخ مي دهد؟

آيا همانگونه كه دولت مستقر در 5 سال گذشته تحليل كرده است ، مشكلات اين استان امنيتي است يا آنگونه كه در بيانيه جبهه مشاركت ايران اسلامي آمده است، این بحرانها ریشه در سیاست هایی دارد که ایرانیان را بطور نامساوی درجه بندی می کند و برای آنها حقوق متفاوت قایل است و به همين علت ، احساس تبعیض و نابرابری در آن سامان غوغا مي كند؟

چگونه است عواملي همچون فقر و بيکاری گسترده ، نابرابري هاي قومی و مذهبی منتج از اعمال سياست هاي ايدئولوژيک كه به طور نسبي در سراسر كشور كمابيش جريان دارد در اين سامان برخوردهاي ترور مي آفريند .

واقعيت اين است به رغم ادعاي حاكميت در اعمال اصل برابري حقوقي اتباع كشور ، قوم بلوچ كه اكثريت جمعيت آن سامان را تشكيل مي دهند ، شهروندان درجه يك در اين استان محسوب نمي شوند و آنگونه كه در نطق هاي نمايندگان اين استان هم مشهود است ، مسئولان غير بومي استان حتي در موقع حادثه هم در شهر حضور نداشته اند .

آيا به همراه اين حس شديد تبعيض ، نبايد منزوي و خانه نشين كردن افراطي داوران سنتي دعواهاي قومي در چند سال گذشته و خصوصا در يك سال گذشته و پس از آغاز اعتراضات ، حتي مولوي عبدالحميد را يكي از علل ضعف نهادهاي سنتي كنترل كننده جامعه دانست؟

اين ميانجيان و داوران همواره نقش نهادهای مدنی واسط بين دولت و مردم را در اين خطه بازي مي كردند وبه علت نفوذی که دربين عامه مردم داشتند ، درخيلی ازموارد نقش موثری در کنترل اعتراضات داشته اند.

در چنين شرايطي از فقر و مسكنت و احساس تبعيض مردم سيستان و بلوچستان و زمينگير شدن نهادهاي داوري سنتي و برخوردهاي خشونتبار با پديده هاي اجتماعي ، تخم كينه و نفرت در دسترس ترين بذري است كه در شوره زار كوير مي رويد.

انفجار خونبار مسجد جامع زاهدان نشان داد كه سیاست ارعاب، خشونت و سرکوب حتي چنانچه بتواند در كوتاه مدت اوضاع را آرام سازد ، به عنوان تنها دستاورد دولت کودتا ، سیاستی شکست خورده است و كالبد رو به احتضار جامعه ، نيازمند خون جديدي است كه بايد هرچه سريعتر به آن تزريق شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...