مرداد ۰۴، ۱۳۸۹

تحليلی بر نظر سنجی جهاد دانشگاهي

يافته هاي نظر سنجي جديد "جهاد دانشگاهي " نشان مي دهد كه قريب 70 درصد جمعيت ايران اميد به آينده را از دست داده اند و تنها 28 درصد از پرسش شوندگان در اين نظر سنجي آينده كشور را توام با اميد به بهبود اوضاع ارزيابي مي كنند.

در نوشته حاضر ، قصد باز نشر يافته هاي يك نظر سنجي نيست اما با نگاهي به برخي از آن يافتهها ، تصميم داریم نقبي به رخدادهايي و فريادهايي داشته باشم كه در طول 14 ماه گذشته از حلقوم ايرانيان همچنان شنيده مي شود و گوش شنوايي براي آنان نيست.

در برهه هايي از مقاطع تاريخي كشور، شاهد اوج گسترش بحران نوميدي در كشور در برخي از سطوج بوده ایم و شايد بدترين آن اعلام پيروزي محمود احمدي نژاد در انتخابات دوره نهم رياست جمهوري بود، دوره اي كه پس از يك تلاش چند ماهه روشنفكران و روزنامه نگاران براي آگاه كردن مردم ، به ناگاه خبر از پيروزي پر حرف و حديث محمود احمدي نژاد در رسانه ها منتشر شد.

پس از اين اعلان موجي از نوميدي خصوصا در فضاي رسانه اي و روشنفكري جريان يافت . شايد براي مخاطب اين نوشتار عجيب به نظر رسد اما به واقع اعلان پيروزي محمود احمدي نژاد 8 سال پس از حاكميت اصلاح طلبان از آن دست ضربات نوميد كننده به اجتماع بود كه در نظر سنجي هاي همان زمان در ميان اقشار فرهنگي نيز ثبت است.

اما چرا مقطع 22 خرداد 1388 را نبايد به عنوان نقطه عطف در اين زمينه به حساب آورد ؟ و حركت ملي در اعتراض به اين واقعه را نمي توان به عنوان حركتي از سر ياس و نوميدي تلقي كرد؟

واقعيت اين است كه بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات ، روز شنبه 23 خرداد ، اولين بيانيه ميرحسين موسوي منتشر شد ، بيانيه اي كه موج خشم ملي را از خيانت به آراي مردم نه در كانال نوميدي ، كه در شاهراه اميد به تغيير رهنمون ساخت.

آن زمان كه موسوي در بيانيه اول خود فرياد بر آورد كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهد شد، در واقع فريادهاي در گلو خفه شده ميليونها ايراني را به يكباره سر داد .

مير حسين در همان بيانيه به روشني فضايي را ترسيم كرد كه آن را "نتیجه عملکرد متصدیان بی امانت دیده كه جز تزلزل ارکان جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد ، ثمري به بار نخواهد آورد" ، عنوان نمود.

آن زمان كه مير حسين اعلام كرد : " خائنین به آراء مردم ابایی از آن ندارند که ايران این خانه پارسایان به آتش کشیده شود ، اما ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت به اهل بیت پیامبر(ص) است با تمامی شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه می کنیم " ، خبر از روندي متفاوت از روندهاي اينچنيني در كشور مي داد.

مير حسين با نگاشتن " و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما اذیتمونا و علی الله فلیتو کل المتوکلون" ، مهر بطلان بر روح نوميدي زد كه مطابق سنت چند ساله پس از هر انتخاب ، آماده در نورديدن آحاد كشور بود و اينگونه بود كه موج توفنده سبز اميدوارانه به حركت خود ادامه داد.

پس از آن مير حسين هر از گاهي بيانيه اي صادر كرد و در بيانيه هايش پيش بيني كرد كه اوضاع كشور با چنين رويكردي هر روز به محاق بيشتري خواهد رفت و همزمان اين بيانيه ها ، روح اميد را به نسلي از معترضان انتقال مي داد كه با هر هزينه اي در ميدان حضور داشتند.

اينكه با بلند كردن هر باتوم در هوا و كوبيدن آن بر فرق مردمي كه به سرنوشت كشورشان علاقمند بودند ، چه ميزان از اعتبار و مشروعيت نظام فرو ريخت و با كشته شدن هر فردي در خيابان يا در زندان به چه ميزان از اميد به تغيير مسالمت آميز بر باد رفت و زمزمه هاي درز كرده وحشت از اردوگاههاي نظير كهريزك تا چه ميزان فضاي آينده را توام با نگراني و ابهام كرد ، هماني است كه نتيجه اش امروز از نظر سنجي " جهاد دانشگاهي " نمايان است.

با اينحال نوميدي موجود همانگونه كه جامعه آماري نشان مي دهد نه از آن جمعيت معترض همچنان فعال ، كه مربوط به كساني است كه باه احمدي نژاد راي داده اند يا نسبت به تحولات موجود جامعه كمتر فعال بوده اند.

جامعه آماري كه 60 درصد از افراد آن داراي مدارك زير ديپلم هستند و يا 53 درصد از آنان فاقد شغل هستند مصدق اين ادعاست.

كاهش 56 درصدي از محبوبيت رييس دولت مستقر كنوني نيز دليلي ديگر بر حقانيت اين تحليل مي تواند باشد چرا كه به احتمال زياد سلب اعتماد از احمدي نژاد در اين بخش از نظر سنجي از جمعيت آماري مي تواند وصف حال جامعه آماري باشد.

اينكه به احتمال زياد ؛ رويكرد نوميدانه موجود مربوط به آن دسته از جامعه آماري است كه انتخابشان در انتخابات دهم محمود احمدي نژاد بوده ، تحليلي گزاف نيست چرا كه امارهاي مستخرجه از اين تلاش ميداني نشان مي دهد در بحث پيگيري رخدادهاي سياسي اجتماعي كشور ، تفاوت معني داري ميان ديماه 1388 و خرداد 89 بوجود نيامده است و معني اين يافته مي تواند اين گزاره باشد كه روح اعتراض و پيگيري در ميان دنبال كنندگان رخدادهاي كشور همچنان زنده است .

در جاي ديگر با نگاه به جمعيت 22 درصدي جوانان جامعه آماري در مقابل جمعيت افزون بر 78 درصدي گروههاي سني بالاتر مي توان دريافت همچنان كه از وقايع 22 خرداد 1388 دورتر مي شويم ، جمعيت زيادي از مردم كه به دليل بالا رفتن سن و سال روحيات محافطه كارانه تري دارند به موج آگاهي سبز مي پيوندند و همين نتيجه را نيز مي توان از افزايش محبوبيت ميرحسين موسوي دريافت.

اما يكي از مهمترين يافته هاي اين نظر سنجي با توجه به جامعه آماري آن ( افراد فاقد مدارك بالاي دانشگاهي ، بيكاران و سنين بالا ) ، را مي توان توجه به توسعه سياسي و تمناي آزادي هاي سياسي و اجتماعي از سوي جامعه آماري دانست كه رديف دوم بعد از مشكلات اقتصادي و معيشتي را از آن خود كرده است و همين نشان دهنده است كه تلاش سبز سايت هاي اطلاع رساني در بعد آموزش سياسي و اجتماعي بسيار چشمگير بوده است.

آمار 65 درصدي باورمندان به تداوم اعتراضات مردمي به رغم سركوب ها ، آمار 50 درصدي خواستاران اصلاحات تدريجي و آمار 34 درصدي خواستاران تغيير اما ، شايد مشعشع ترين نتيجه عملكرد جنبش سبز از يك سوي و نتيجه شكست سردمداران سركوب و كودتا از سوي ديگر بوده است.

بي اعتباري نهادهاي مثل انتخابات متقلبانه ، روندهايي چون مشاركت ، دستگاههاي تبليغي ( صدا و سيماي ميلي ) نيز از مهمترين يافته هاي اين نظر سنجي است كه به درخواست نهادهاي امنيتي انجام شده است و طي آن تمامي پيش بيني هاي دلسوزان و رهبران جنبش سبز در مورد روند معيوب و ضد ملي 14 ماه گذشته محقق شده است.

اين يافته ها همان مواردي است كه چندي پيش مير حسين موسوي در ديدار با جمعي از جوانان اصلاح طلب بر آن تاكيد كرد كه " نظام ما دچار مشکلاتی شده است که بازتاب آن فقط در تظاهرات خیابانی محدود نمی شود، مسائل و مشکلات خیلی عمیق تر از اینهاست".

وي افزود: "تمام مسائل و مقوله هایی که پایه های اعتبار و مشروعیت یک نظام را تشکیل می دهد در حال از بین رفتن است و این جای تامل و توجه بسیار دارد. اصلی ترین عامل که باعث تثبیت و حفظ نظام بوده و آن اعتماد مردم به حاکمیت بوده است از بین رفته است. مسائل اخلاقی ، عدم کارآمدی، سیاست خارجی، فساد فراگیر، ... همه اینها یک نوع بی اعتمادی نسبت به حاکمیت و نظام ایجاد کرده است."

وی در همان سخنراني تاكيد مي كند: پایه هر تغییری در جامعه تولد یک ایده است و این ایده در جامعه ما متولد شده و میل به تغییر و باز بینی همه گیر شده است .

اكنون با اين نظر سنجي كه به درخواست نهادهاي امنيتي پشتيبان دولت مستقر صورت گرفته است ، جامعه ايران به جزء محدوده ترسيم شده توسط فعالان جبهه سبز ، در چشم اندازي از بي اعتمادي به سرنوشت كشور ، بيم از حمله نظامي و تهديدهاي فرامرزي ، نوميدي نسبت به اينده و بي اعتمادي به دستگاههاي نظام قرار گرفته است و اين همه يعني همان فرجامي كه از ابتدا براي خروج كنندگان بر مردم پيش بيني مي شد.

جامعه نوميد و افسرده نه توان حركت به سوي اصلاح را دارد ، نه همت مقابله با تهديدات را ، نه به حرف مسئولان اعتمادي دارد و نه حتي از پيگيري مسايل فردي و خانوادگي خشنود خواهد بود. نه چنين جامعه بيماري ، فخر سياستمداران حاكم بر آن است و نه ناظران خارجي فريادهاي "هل من مبارز" معدودي از آنها را جدي تلقي مي كند. جامعه نوميد خدا را فراموش مي كند و اين يك دروغ بزرگ است كه " حكومتي كه يك جامعه اخلاقي و اميدوار را كه تا بيش از 80 درصد مشاركت سياسي را تجربه كرده است ، تا به چنين حضيضي از نوميدي سوق دهد ، هرگز حكومت ديني و انساني نيست .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...