تیر ۱۷، ۱۳۸۹

ابوزید؛ متفکر دگرگونی جهان اسلام

نصرحامد ابوزید یکی از برجسته‌ترین متفکران جهان اسلام است. او در بین جریان‌های فکری مختلف جهان اسلام گرایش انتقادی داشت. کوشش او بر این بود که سنت‌های فکری، سیاسی، اجتماعی جهان اسلام را با جریان انتقادی پیوند دهد. ابوزید از آن دسته متفکرانی بود که تلاش می‌کرد برخی از متدهای جدید تفکر در غرب همانند هرمونتیک را با اندیشه‌های دوره میانه پیوند بزند و تحلیل‌های جدیدی ارائه دهد. از این رو ابوزید در نقطه خوبی ایستاده و البته به این جهت هم مورد انتقاد نیروهای سنتی قرار می‌گیرد و هم جریان‌های مدرن نقدهایی به ایشان وارد می‌کنند.

می‌توان گفت ابوزید در جریانی قرار دارد که به پست سکولار معروف است. این جریان یک جریان مذهبی است که سنت‌های مذهبی را مورد بررسی انتقادی قرار می‌هند.

ایشان کتاب‌های بسیار خوبی به رشته تحریر در آورده است. از جمله آنها باید به کتاب تاثیرگذاری که در مورد امام محمد شافعی با عنوان «امام شافعی و تاسیس ایدئولوژی دوره میانه» نوشته اشاره کرد. شافعی در واقع موسس ایدئولوژی دوره میانه است و برای دنیای سنتی نقشی شبیه کانت برای غربی‌ها و دنیای مدرن دارد. هیچ متفکر غربی نیست که ارجاعی به کانت نداشته باشد. کانت بودن شافعی به اعتبار عقل‌گرایی او نیست بلکه به خاطر بنیانگذاری متدلوژی دانش‌‌های اسلامی ‌است. بسیاری معتقدند که اصول فقه - چه شیعه و چه سنی- کم‌ وبیش معیارهای شافعی را قبول کرده‌‌اند. ابوزید در واقع سراغ نقد بنیانگذار رفته، کاری که فوکو به نحو دیگری درغرب انجام داده بود. او به خوبی رساله‌های شافعی دیکانستره کرده است و نشان داده است که شافعی چگونه علمی ‌را پیشنهاد می‌کند.

بحث‌های بعدی ابوزید که در کتاب مهم دیگرش آمده به معنای متن مربوط می‌شود. او در کتاب «النص، السلطه، الحقیقه» (متن، قدرت و حقیقت) توضیح خوبی در برداشت و تاویل از متن داشت. این نوع نگاه را در نگاه او به قرآن می‌بینیم. معنای این بحث را در مواجه با برداشت‌های کلاسیک ازنص می‌توانیم به خوبی ببینیم. در برداشت‌های کلاسیک ازنص مجمل و مبین مطرح است و براساس مبین‌ها به برداشت مجمل‌ها پرداخته می‌شود ولی ابوزید متن را در فضای هرمونوتیک می‌بینید و نوعی تکثر در تفسیر وارد می‌شود. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه نص در سایه قدرتی خاصی مولد حقیقتی خاصی می‌شود.

به نظر من ابوزید جزء متفکران انتقادی است و به دلیل برخی مواضع خود مورد غضب نیروهای سنتی قرار گرفت اما یادش همیشه برای جهان اسلام خواهد ماند.

ابوزید متفکر دگرگونی جهان اسلام است. جهان اسلام به رغم بسیاری از ویژگی‌های مبتنی بر ثباتی که دارد، در حال دگرگونی است. در این مورد 3 نکته مهم است. یکی این که به هر حال جهان اسلام در حال دگرگونی است. دوم این که این دگرگونی معطوف به غرب است حال چه این نگاه مثبت باشد و چه منفی. و سوم این که آینده این دگرگونی مشخص نیست و البته این نکته خود اضطراب آور است که در نهایت این دگرگونی به کدام سمت است؟ به این جهت ابوزید متفکر این دگرگونی و دوران انتقال است و شاید به یک معنا موتور محرک این دگرگونی فکری است.

ارسطو جمله مهمی‌ دارد به این معنا که روشنفکران در جامعه شبیه خرمگس هستند. کارشان این است که نگذارند جامعه به خواب رود. این خرمگس‌ها جامعه را اذیت می‌کنند و جامعه هم آنها را می‌زند اما به هر حال تاثیر خود را می‌گذارند و نمی‌گذارند جامعه به خواب رود. نقش ابوزید هم این گونه است. با ادبیات گزنده‌ای که دارد نمی‌گذارد جامعه به خواب رود و جامعه مجبور است عکس‌العمل نشان دهد. متاسفانه این سرشت جامعه ماست که نمی‌گذارد افکاری که می‌توانند نقش برجسته‌ای داشته باشند رشد کنند. همانطور که افکار ابن رشد نتوانست در جهان اسلام رشد کند. در واقع دیدگاه‌های انتقادی درصدد نقد همین رفتارهای جامعه است.

به هر صورت آینده به هر سمت و سویی که حرکت کند ابوزید از جمله کسانی است که در این انتقال نقش به سزایی داشته است. فارغ از این که نیت ابوزید چه بوده به هر حال نتایج عمل او مثبت است. او حساسیت‌هایی را برانگیخته و موجب تامل دوباره در برخی مسائل شده و همین کار او را برای تاریخ جهان اسلام ماندگار کرد.

منبع: دیپلماسی ایرانی


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...