تیر ۱۱، ۱۳۸۹

جنبش دانشجویی ایران در گذر زمان (۱)

قسمت اول: گام‌های اول یک کودک عصیانگر


بیش از پنج دهه است که فضای سیاسی‌اجتماعی ایران شاهد حضور بازیگری جدید اما پر اثر است که نقش خود را در جای جای برگ‌های تاریخ این سرزمین زده، جنبشی دانشجویی که جنبشی است از تبار جنبش‌های اجتماعی زاده جوامع در حال گذر به مدرنیته که به مانند هر نقشی‌، آن را نباید از خطا‌های نقاش مبرا دانست، نوشته‌ای است که نگاشته شده و آثار خود را بر جای گذشته یا خواهد گذشت، ولی‌ این بدان معنی‌ نیست که نباید بازخوانی شود که مرور "آنچه رفته" اولین گام در اصلاح امور است. چیزی که واضح مینماید این است که بازخوانی پرونده جنبش دانشجویی بدون در نظر گرفتن ریشه‌های اجتماعی پیدایش و عمل آن، پیوستگی که با باقی‌ جنبش‌های اجتماعی دارد و تأثیری که از سایر جنبش‌های دانشجویی در سایر کشور‌های جهان گرفته، عملی‌ است ناقص، پس چه بهتر که از ریشه‌ها آغاز کنیم و در نهایت به میوه‌ها بپردازیم.


در تعریف، جنبش‌های اجتماعی را "هرگونه کوشش جمعی برای پیش‌برد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی" تعریف می کنند. این تعریف فصل ممیزه‌های واضحی دارد که آن را از سایر کوشش‌های اصلاحی یا دگرگون خواه اجتماعی که در بستر جامعه در جریان است جدا می سازد؛ جنبش های اجتماعی در عین اینکه روابط قدرت را به نفع مطلوب خود دگرگون می سازند، خود طمع دست اندازی مستقیم به اهرم‌های قدرت را ندارند و در عین اینکه میتوانند بانی‌ پیدایش یک ساختار شوند با آن عجین نمیشوند و هوّیت خود را در ذیل یا صدر هوّیت آن ساختار تعریف نمی کنند. جنبش دانشجویی نیز به مانند سایر جنبش‌های اجتماعی دارای چنین ویژگی‌‌هایی‌ است و در کنار اینها خصوصیاتی متمایز نیز برای خود تعریف می‌کند که شکل دهنده هوّیت ممتاز آن است. شاخص ترین ویژگی‌ جنبش های دانشجویی آرمان خواهی‌ آنان است؛ دانشجویانی به سبب شرایط سنی‌ و وابستگی کمتر به قید و بند‌های اجتماعی (مثل تجرد و وابستگی کمتر به خانواده) و همچنین عدم اشتغال (که خود منجر به پیوستگی بیشتر با هنجار‌ها و قوانین و رسومی که باید بر علیه آنها قیام صورت گیرد مش ود) بالهای قوی تری برای پرواز دارند و نتیجتا کرانه‌های دورتری را می توانند هدف قرار دهند. از همین روست که جمله منسوب به چگورا "رئالیست باشیم، ناممكن را بخواهیم!" بر بیرق‌های افراشته جنبش می ۶۸ پاریس نقش می‌بندد. از طرفی‌ افراد مظروف در جنبش های دانشجویی خاستگاه مشخص اجتماعی ندارند و معمولا گلچینی متوازن از طبقات مختلف اجتماعی هستند، این عدم برخورداری از خاستگاه مشخص ویژگی‌ منحصر بفردی به این حرکت می‌بخشد که شاید عبارت "عرصه سمبولیکی از عرصه عمومی‌ یک جامعه" هابرمارس بهترین بیان آن باشد.

جنبش دانشجویی ایران هم واجد تمامی‌ ویژگی‌‌های بالاست که در هر برهه ای، تحت تاثیر خواست‌های عمومی‌ جامعه و اقلیم سیاسی روز خواست‌های متفاوتی را ابراز کرده؛ زمانی‌ عدالت اجتماعی و توزیع متوازن ثروت را فریاد زده و زمانی‌ دیگر در سنگر مبارزه با استکبار قرار گرفته، دوره‌ای چپ را فریاد میزد و زمانی‌ به مهمترین خاستگاه فریاد‌های سکولار تبدیل شده، دوره‌ای تفنگ بدست گرفته و و خیابان‌ها را سنگر بندی کرده و دیگر بار مدعی گسترش گفتمان صلح طلبی شده، ملغمه ای نه چندان مترادف بلکه اتفاقا متضاد که شاید در پاره‌ای از موارد ویژگی‌ بعضی‌ گروه‌های سیاسی نیز باشد، ولی‌ انگیزه فرصت طلبی را نمی‌توان برای آن قائل شد. و جالب اینکه این صفت در انحصار جنبش دانشجویی ایران نیست که تقریبا خصیصه‌ای است که جنبش‌های هم عرض در دیگر جوامع نیز داشته اند که شاید تنها تفاوت تقدم و تاخّر زمانی‌ است که این ناظر بر ویژگی‌‌های زمانی‌ خود است. شاید آغاز کردن از آنچه آنها کرده اند و آنچه که عاقبت بدست آوردند اولین گام برای بررسی جنبش دانشجویی ایران و با کمی‌ احتیاط پیشبینی‌ آینده باشد.

جنبش دانشجویی می سال ۱۹۶۸ فرانسه شاید نقطه‌ای باشد که تاریخ هیچگاه از یاد نبرد، جوانانی که با موهای بلند و ظاهری نه چندان مرسوم خیابان‌های پاریس را سنگر بندی کردند و بر علیه هنجار‌های زمان خود شوریدند. حرکتی که به سختی بتوان آن را "جنبش محض دانشجویی" نام نهاد و مشکل تر بتوان فرانسه و پاریس را صاحب آن نامید. شاید درست تر این باشد که این جنبش را محلی برای تلاقی جنبش‌های مختلف اجتماعی، همانند جنبش کارگری فرانسه بنامیم که در قالب حرکت دانشجویان، خود را سازمان داد و در تسلسل دیگر تحرک‌ها مانند آنچه که در قالب حرکت‌های دانشجویی در آمریكا، آلمان، ایتالیا و سایر كشورهای اروپای غربی و حتی اروپای شرقی (بهار پراگ و اشغال چكسلواكی توسط ارتش شوروی) در جریان بود قرار گرفت. شاید تنها دلیلی‌ که نام فرانسه را بیشتر سر زبان انداخت این بود که این حرکت در آنجا منجر به یک اعتصاب سراسری شد که به زعم بسیاری از جامعه شناسان مهمترین حرکت فرانسه مدرن لقب گرفت (۱). ولی‌ چه می‌خواستند؟ این جوانان که در مطبوعات آنزمان به "مشتی هرج و مرج طلب ریشو کثیف" تعبیر می‌شدند چه هدفی‌ را دنبال میکردند؟

جواب‌های زیادی بر این سوال نگاشته شده که شاید بتوان آن را در این عبارت خلاصه کرد: شورشی بر علیه همه هنجارهای اجتماعی با هدف زیر سوال بردن همه مناسبات مرسوم در سطوح مختلف با اعتقاد به نوعی رهایی بخشی عمومی‌. جنبشی که در پی فضای بسیار بسته دانشگاه‌های اروپا آغاز گشت و به یک شورش بزرگ اجتماعی منتهی‌ شد، تا آن حد بزرگ که بزرگانی همانند هابرمارس و مارکوزه و سارتر هم به آن دل بستند (۲). زمانی‌ بود که جّو دانشگاه‌ها خفقان آور بود و کمیته‌های انضباطی به شدت فعال بود، کار سیاسی مترادف بود با تعلیق از تحصیل و گاها اخراج و روابط جنسیتی در دانشگاه‌ها کنترل می شد. گزینش در دانشگاه‌ها فعال بود و مسئولین هیچ صدای دانشجویی مزاحم را برنمی تافتند، بطوریکه جرقه درماه مارس در پی‌ محاکمه انضباطی هشت دانشجو و اخراج یکی‌ از آنها به اتهام فعالیت سیاسی در دانشگاه نانتر زده شد و آتش اصلی‌ در حیات تصرف شده دانشگاه سوربن خود را به جهان نشان داد. جنبشی که در نهایت شکست خورد، بطوریکه بلافاصله بعد از سرکوب گسترده پلیس، مارشال‌ دوگل و آندره مالرو تجمعی عظیم در پاریس ترتیب دادند و تحت عنوان نجات موجودیت جمهوریت فرانسه بسیج عمومی‌ بزرگی‌ براه انداختند. البته شاید سطحی نگری باشد که کارکرد‌های یک جنبش اجتماعی را تنها در عواقب آنی‌ و مقطعی آن جستجو کنیم که همین قیام دانشجویی در نهایت منجر به برکناری دوگل و کسب آزادی‌های مطروحه و رفع قید و بند‌های سخت در اجتماع و دانشگاه‌های اروپا و رفع سانسور عمومی‌ شد و از طرفی‌ دیگر تا کنون دامنه اثر گذاری خود را حفظ کرده، نتایجی که به تعبیر بسیاری منجر به پیروزی جنبش می ۶۸ فرانسه می شود (۳)

(ادامه دارد)

------------------
پانوشت:

(۱) شهروند امروز، شماره ۴۶، گفتگو با دکتر احسان شریعتی‌، سراج الدین میردامادی

(۲) گفتگوی سارتر با دانیل كوهن: شما می‌خواهید پهنه ممكن را در سیاست بسط دهید و روش‌های جدیدی را در مبارزه ابداع كنید و سعی می‌كند همدلانه این جنبش را همراهی و تئوریزه كند، مجله نوول ابزرواتور

(۳) وبلاگ شخصی‌، در مهٔ ۶۸ پاریس چه گذشت، سید ابراهیم بنوی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...