فرزانه بذرپور
جرس: دادگاه عالي عراق يك شنبه 30 تير ماه حكم بازداشت 37 تن از اعضاي سازمان مجاهدين خلق را صادر كرد كه مسعود و مريم رجوي رهبران سازمان هم در اين فهرست بودند، اين دومين مرحله پا كسازي عراق از نيرو هاي سازمان است و سال گذشته پادگان اشرف كه سالها در اداره كامل رجوي و نيرو هايش بود پس از دو روز درگيري به كنترل نيروهاي عراقي در آمد و نام تازه ی كمپ عراق جديد را گرفت .
حكم دادگاه عراقي عليه سران گروه رجوي به اتهام جنايت عليه بشريت صادر شده و محمد عبدالصاحب سخنگوي دادگاه عالي عراق اعلام كرده كه اسناد و شواهدي در دست است كه رجوي و گروهش در كنار صدام در كشتار شيعيان و كردهاي عراق نقشي فعال داشته اند. اما در حال حاضر مسعود و مريم رجوي در عراق نيستند و مدتهاست كه متواري شده اند ، دادگاه عراق همچنين در نامه اي از پليس بين الملل خو استه است تا مريم و مسعود رجوي را به عراق تحويل دهد. از سوي ديگر زهرا رهنورد در مصاحبه اي در باره مجاهدين گفته است كه اين سازمان به گونه اي عملي نمي تواند جزئي از جنبش سبز باشد و تمام شخصيت هاي جنبش سبز با گروه رجوي مرز مشخصي دارند. زهرا رهنورد گفته است كه حكومت ايران تلاش مي كند كه مرده سياسي مجاهدين خلق را به عمد زنده كند تا رقيبي براي جنبش سبز بسازد . اين همه در حالي است كه رسانه هاي تبليغي نظام بارها آنچه در يكسال گذشته اتفاق افتاده است را به خرداد سال 60 تشبيه كرده اند و تظاهرات مردمي را مانند اغتشاشات گروه رجوي در سال 60 دانسته اند . قضات دادگاههاي انقلاب هم از هيچ تلاشي براي متهم كردن فعالان سياسي به ارتباط با گروه رجوي فرو گذار نكرده اند و به نظر مي رسد دستگاههاي امنيتي علاقمند هستند تا اين دشمن فرضي را بر جاي جنبش سبز بنشانند و برخورد سركوبگرانه خود با حركت مسالمت آميز مردمي در يكسال گذشته را توجيه كنند. درباره گروه رجوي با احسان نراقي جامعه شناس و عضو سابق و برجسته سازمان يونسكو به گفتگو نشستيم .
اهميت نراقي براي اين گفتگو به اين دليل بود كه اين جامعه شناس ايراني شكايتي عليه مجاهدين خلق كه او را متهم به جاسوسي كرده بودند تنظيم كرد و در دادگاههاي فرانسه مطرح نمود كه در فوريه سال ميلادي گذشته به نتيجه رسيد و حكم دادگاه عليه مجاهدين و جمع آوري كتاب توهين آميز آيت الله ها صادر شد . نراقي معتقد است اين پيروزي مي توانست براي دولت ايران مفيد باشد كه همواره در پي محكوم كردن گروه رجوي است ، اما اينگونه نبود و احمدي نژاد نامه خصوصي نراقي را بي جواب گذاشت و اين نامه خصوصي از تلويزيون گروه رجوي خوانده شد. مصا حبه جرس با نراقي را بخوانید:
نظرشما درباره تحت تعقيب قرار گرفتن سران سازمان از سوي دادگاه عراقي چه امتیازی برای دولت ایران است و فكر مي كنید اين اقدامات حقوقي چه تاثيري بر سرنوشت اين گروه كه بارها به تروريسم عريان متهم شده ، مي تواند داشته باشد ؟
من از اعمال دولت جمهوری اسلامی ایران خیلی متعجب هستم ، در زمان آقای خاتمی من 8 جلد کتاب به دست نویسندگان معروف ، جامعه شناس و حقوق د ان چاپ کردم و به وسیله یکی از شخصیتهای منزه و ممتاز فرانسه این کتاب ها را میان 700 نماینده مجلس فرانسه پخش کردیم و نتیجه این شد که دادگاه عمومی اروپا اینها را تروریست شناخت. دو سال قبل از پایان ماموریت خاتمی بود. ایشان هم به ما کمک کرد . بعد از آمدن آقای احمدی نژاد هر چه ما اصرار کردیم که باید موضوع مجاهدین دنبال شود ولی اینها اصلا توجهی نکر دند و یک آدمی که قبلا رییس جاسوسی فرانسه بوده است و خارجی ها را کنترل می کرده است. این آقا را وزیر کشور به خاطر تخلفاتش اخراج کرد. بعد صدام حسین برد عراق و تمام قتل های سیاسی داخلی را به او سپرد و بعد از مرگ صدام، مسعود رجوی این جاسوس را پیش خودش برد. ایشان مسائل عراق را به دست وی سپرد و بعد آقای رجوی را با خودش آورد و کتابی منتشر کردند به نام سرویس آیت الله و عکس آقای خمینی را روی آن چاپ کردند و دروغ هایی را گفتند و حتی من را هم به جاسوسی متهم کردند و من به دادگاه شکایت کردم و با شهادت های معتبر افراد بر جسته از جمله مدیر کل سابق یونسکو و سفیر سابق فرانسه در ایران و نماینده سازمان ملل و یونسکو در تایید من شهادت دادند و نهایتا با شهادت این افراد در دادگاه آن فرد محکوم شد و آقای بونه که نویسنده ظاهری کتاب بود. اما در واقع با کمال تعجب ولی دولت جمهوری اسلامی مانع انتشار این خبر در جمهوری اسلامی شده است . من نمی فهمم چرا کارهای جمهوری اسلامی اینقدر متضاد است .از طرفی اینها را تروریست می داند ولی در عین حال مانع از انتشار خبر محکوم شدن این گروه در ایران می شود. این تعبیر بنده است از انفکاک روحی که در دولت احمدی نژآد است.
چندی پیش در دادگاهی در ایران یک زوج سالخورده به نام دانشپور به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین به اعدام محکوم شدند. علت این اتهام تلاش خانواده برای دیدن تصویر ماهواره ای پسرشان در کمپ اشرف بوده است. در جریان حوادث بعد از انتخابات دهم برای بسیاری از فعالان سیاسی و حقوق بشری مثل شیوا نظرآهاری و بهاره هدایت و ... به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین احکام سنگینی از حبس و شلاق صادر شد. آیا سازمان مجاهدین برای دولت فعلی ابزار سرکوب معترضین و مخالفین داخلی از سوی حکومت است؟
می توان این فکر را کرد ولی کارهای دولت به قدری مغشوش است که آدم نمی تواند ایده روشنی درباره کارهایشان داشته باشد. اینها سالها صدمه به ایران زدند و بر علیه مصالح ملی ما برای صدام حسین جاسوسی کردند و هزاران کشته را برجای گذاشته اند و به داخل به عنوان ایرانی محرمانه وارد کشور شدند و باعث کشتار شدند و من نمی دانم وقتی برای اولین بار این جریان در دادگاه محکوم می شود اجازه نمی دهد دولت که خبرش در روزنامه ها منتشر شود من نمی فهمم چه کسی در ایران حکومت می کند.
شما در دادگاهی در فرانسه از مجاهدین شکایت کرده بودید و در آن دادگاه توانسته اید آنها را محکوم کنید .این دادگاه در چه تاریخی برگزار شده است؟ و ماجرا از چه قرار بود؟
این دادگاه در فوریه برگزار شد و شخصیت های به نام از جمله مدیر کل بین الملل یونسکو که من مشاور خصوصی اش بودم اتهاماتی که به من زدند را رد کردند . آنها به من اتهام زده بودند که من هم در دستگاه شاه و هم در زمان جمهوری اسلامی جاسوسی کردم. در حالیکه من دو سال و نیم در ایران زندان بودم. و این چقدر مسخره است. فردی با اینکه شخصیت دولتی شناخته شده و رئیس دستگاه جاسوسی در فرانسه بوده است .این بود ولی من از ایشان شکایت کردم. خیال کرده بودند که با همچنین کاروانی می توانند منویات خودشان را پنهان کنند. مجاهدین به قدری وقیح هستند همان شبی که حکم محکومیت این آقای بونه و ناشر کتاب صادر شد مجاهدین گفتند که من محکوم شدم . اینقدر اینها پررو وقیح هستند. جمهوری اسلامی باید این واقعیت را نشان دهد که مردم فریب نخورند وقتی یک دستگاهی اینقدر تقلب می کند . نامه ای را که من برای رئیس جمهور به صورت خصوصی ارسال کرده بودم نمی دانم از کجا به دست منافقین افتاده و مفسر مجاهدین نامه 5 صفحه ی را کرده 30 صفحه و پارگراف پارگراف آن را علیه من تغییر داده است . من نمی دانم رابطه میان دولت و مجاهدین چی هست. خود دستگاه ادعا می کنند که بدون اطلاع ما بوده و دنبال این هستیم که چگونه این نامه خصوصی به دست مجاهدین رسیده است. شما دارید با دنیای غرب مواجه می شوید و نمی توانید دستگاه خودتان را از دستبرد محفوظ دارید؟!
شما نامه به آقای احمدی نژآد نوشته بودید؟
بله من نامه ی به آقای احمدی نژاد نوشته بودم در آن نامه از عملکرد دولت ایشان به شدت گلایه داشتم. وکیل مجاهدین که یکی از صهیونیست های معروف است . این نامه را برای من آورد که آیا شما این نامه را نوشتید و من هم گفتم. بله . من در این نامه از خدمات اقای خاتمی تشکر کرده بودم و از رخوت دولت احمدی نژاد اظهار تعجب کرده بودم . من که امر شخصی با مجاهدین ندارم این یک موضوع ملی است. آقای احمدی نژاد دو جنبه دارد. یکی شخص احمدی نژاد که ممکن است که رفتار و گفتارش را ما نپسندیدم اما از جنبه دیگر ایشان رئیس جمهور فعلی ایران است و موظفست که به مسائل رسیدگی کند. یک بار شخص احمدی نژاد است که ممکنست حرفها و عملکردش را هم نپذیریم و از طرف احمدی نژاد رئیس جمهور کنونی ایران است. او باید به ما کمک کند، نه تنها کمک نکرد بلکه این حرفها هم علیه ما درآمده است. من نمی دانم چه بگویم .بی بند و باری اداری است. دستگاه نظم ندارد و کارمندان باتجربه دور کردند و کمی هم همه چیز مغشوش است.
وضعیت سازمان مجاهدین را د ر داخل ایران را چگونه می بیند؟ آیا این گروه پایگاه اجتماعی در میان مردم دارند؟
ابدا پایگاه ندارند. مجاهدین ممکنست اول کار یک سری از اینها خوششان آمد و در محضر علما از من پرسیدند که مجاهدین کی هستند و من گفتم که مجاهدین افکار آقای شریعتی است که وازلین اسلام مالیده و مارکسیسم است. مخلوطی از مطالب قرآنی و مارکسیزم که همگی اش برپایه دروغ است و بر من در دادگاه ثابت شد که اینها.در دروغ گفتن وقیح هستند و مردم بعد از همکاری اینها با صدام حسین از آنها متنفر شدند و مردم بعد از همکاری اینها با صدام کوچکترین احترامی برای اینها قائل نیستند. اینها کسی نیستند . از اینها صحبت کردن باطل است و هر روز تعدادشان کم می شود و حتی از دولت عراق خواستند که به ماوقت دهید که از اینجا برویم. همه دولت ها هم از اینها فراری اند و دولتهای اروپایی و خارجی هم شناخته اند اینها را که آدم های بی پروایی هستند و در دروغگویی و تحریف مطالب زبانزد شده است . همچنین آدم هایی هستند و در ایران به نظر من هیچگونه اعتباری ندارند .
دولت ایران حرکت های تروریستی موفق یا نافرجام را منتسب به مجاهدین خلق می داند. آیا این سازمان توانایی انجام چنین عملیاتی را در خاک ایران دارد ؟
من تصور نمی کنم چنین نیرویی داشته باشند. ممکنست انگیزه این آدم ها داشته باشند. مجاهدین بی اعتبارترین قدرت سیاسی اکنون هستند. مجاهدین در زمان قبل انقلاب و اویل انقلاب محترم بودند ولی به تدریج و بارفتنشان این وضعیت تغییر کرد. بنی صدر به من گفت که وقتی رجوی خواست برود به عراق به آنها التماس کردم که آقا نکنید این کار را الان عراق دشمن ایران است .درستست ما با دولت ایران مخالف هستم اما با مملکت مان مخالف نیستیم صدام ایران را نابود می کند. گفت شما نروید این بدنامی را رجوی به خود خریده است و اکنون بدنام ترین سازمان سیاسی ایران است.. من نمی بینم که این سازمان اساسا جاذبه داشته باشند.
الان جوان هایی در سازمان مجاهدین هستند و حرفهایی را می زنند. شما فکر می کنید تا جایی که پسر دانشپورها برای خوشایند سیستم به استقبال اعدام پدر و مادر خود می روند تا تبلیغات سازمان را پوشش دهند، چطور سازمان توانسته این شسشوی مغزی را ایجاد کنند؟
من اخیرا یک کتاب منتشر کردم به نام پایان یک رویا، و منظورم لنینیزم و مارکسیزم بوده و اثرات مارکسیزم را در نقاط و مسائل مختلف گفتم و یکی از این اثرات مارکسیزم در سازمان مجاهدین است و مجاهدین را در مسائل مختلف گفتم و یکی از آنها اثرشان در سازمان مجاهدین است.
از نظر جامعه شناسی تاثیر سازمان مجاهدین را بر اعضا و نیروهایش چگونه تحلیل می کنید؟
من در سال های اولیه انقلاب دو سال به زندان افتادم و از نزدیک با مجاهدین در ارتباط بودم . من با مطالعه روحیه افراد در زندان به این نتیجه رسیدم دو الگو می توان برای این سازمان ها شناسایی کرد. یک الگوی مافیایی اطاعت از رییس و آمادگی برای انجام هر جنایتی برای سازمان انجام دهند. رازداری و حفظ اسرار سازمان و قطع ارتباط معنوی با افراد حتی نزدیک ترینشان. الگوی دیگر رفتار جمع معتادین است.جوان های معتاد به محض اینکه وارد حلقه معتادین می شوند دیگر اعضای خانواده، پدر، مادر، برادر خواهر برای ایشان مهم نیست، افراد غیر معتاد برای اینها افراد غیر خودی و غیر قابل اعتماد هستند . و آنها به شدت وحشت و نگرانی نسبت به افراد غیر خودی دارند. وقتی در زندان با اینها برخورد داشتم در اینها روحیه وابستگی به دیگران شبیه به کودکان ایجاد کرده بودند . به قسمی که تنها تعادل خودشان را با تایید سازمان به دست می آوردند و شخصا نمی توانستند درباره موضوعات فهم مستقلی داشته باشند. آنها از هر نوع بلوغ فکری به دور بودند و در زندان با یکی از این افرادآ شنا شده بودم . به کلی حرفهایش غیر عادی بود. به کلی مشهور به آدم های معتاد می شود ولی رهبران بسیار دورو و با حواس جمع و دروغگو هستند. سادگی را در پایین رواج می دانند و آنها را فریب می دانند و رهبرانشان با روحیه وقیحانه ی با مسائل مواجه می شوند و دربند هیچ چیز هم نبودند.
عملیات مسلحانه سازمان مجاهدین در قبل و بعد از انقلاب تجربه شده است. فکر می کنید خواست جنبش اعتراضی سبز ایران که بر مشی مسالمت آمیز است چقدر احتمال موفقیت دارد؟
در مبارزه سیاسی وقتی اسلحه وارد می شود ، دیگر کار از دست فرماندهان و رهبران خارج می شود . اینها تقلیدی از جریان تروریست های دنیا کردند و نتیجه هم نگرفتند و خیلی از اینها هم اعدام شدند. مطلقا ثابت شده که به جایی نمی رسد. در جلسه ی دعوت شده بودند که بعد از استقلال الجزایر عده ای به عنوان مسلمان جنبشی راه انداختند و شروع به کشتار رهبران الجزیره شدند که حدود 250 نفر را کشتند این اتفاقات در جاهای مختلف رخ داده است ولی اساسی ندارد و تا کنون هیچ جنبش انقلابی که با تهدید بوده است به جایی نرسیده است . در دنیا اشخاصی که می بینیم کسانی که رهبری سیاسی داشتند و علیرغم تحمل زندان های طولانی دست به سلاح نبردند نهایتا موفق شدند .هرگونه حرکت مسلحانه محکوم به زوال است . هیچکدام از حرکت های تروریستی به نتیجه نمی رسد . مردم اعتراض و انقلاب می کنند اما اسلحه و آدمکشی در کار نیست . این رفتار آدم هایی هستند که تحمل و صبر برای تغییر ندارند ودنیای امروز اگر بهره ای برده است از جنبش های دموکراتیک بوده است . حتی اگر فرانسه هم تندرویی های در زمان روبسپیر رخ داد اما قانون و اصول حقوق بشر را آورد و کشتن معنایی ندارد و به هیچ نتیجه ای نمی تواند برسد.
آنچه که در ایران رخ داده است، اصلاحات است و انقلاب نمی تواند باشد. سه پیشنهاد را آقای خاتمی مطرح کردند به حکومت که بحران سیاسی ایر ان فروکش کند: آزادی زندانیان سیاسی،آزادی فعالیت احزاب و آزادی انتخابات است. شما فکر می کنید اگر این سه پیشنهاد در زمان شاه مطرح می شد، شاه آنها را می پذیرفت ؟
در آن زمان فکر نمی کنم محمدرضا شاه آمادگی داشت. ولی با وقایعی که در این 6 سال رخ داده است . به نظر من مسیر دموکراسی با آرامش و صلح فراهم است و مردم هم به لحاظ فرهنگی رشد کرده اند. جمهوری اسلامی با وجود خطاهایی که داشته خدماتی هم کرده است از جمله توسعه آموزش پرورش. الان میزان دیپلم های ما از 12 میلیون هم تجاوز کرده است و خیلی ها هم از این کار پشیمان هستند این جمعیت باسواد و بافرهنگ به دنبال خونریزی وخشونت نیستند اینها به دنبال حکومت دموکرات ومردمی و آزادی خواه هستند. آینده ایران هم همین خواهد بود . من شک ندارم.
بخش های از نامه ی که به احمدی نژاد نوشته بودید را برای ما نقل می کنید؟
من فقط بخش های مهم نامه را برای شما می خوانم. هیچ کس بی دامن تر نیست، اما دیگران باد می پوشند و ما در آفتاب افکنده ایم که دامن تر ما خشک شود. من نامه را نوشتم خواستم که رییس جمهور را مسئول بدانم و بگویم شما مسئول هستید و به آن شخصی که من نامه را به او دادم اظهار محبت به من کرده بود اما هیچ نظر مساعدی ندیدم.
بیش از چهل سال است که این سازمان و وابستگان آنها را می شناسم به ویژه دو سال و نیم همنشینی کامل در زندان اوین مرا با خصوصیات و روش های اخلاقی و سیاسی آنها آشنا نمود. به خوبی می دانم که اینان در ابتدا جوانان فریب خورده ای بودند که با روش آنها(رهبران سازمان) فر یب دیگران را آموختند و این اتفاق مرا به تفحص انداخت و پبیشینه علمی آنها را ملاحظه نمودم . بعد از انتخاب آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهور برای معرفی صحیح جمهوری اسلامی، من به عنوان مشاور مدیرکل یونسکو به او پیشنهاد کردم که در کنفرانس دوسالانه ی که شخصیت های برجسته دعوت می شود ، این بار از آقای محمد خاتمی دعوت شود تا دیدگاه هایش را در مسائل مختلف بیان کند و ایشان پذیرقتند و آقای خاتمی سخنرانی بسیار جالبی در آن روز ارائه کردند و چهار ریاست جمهور ایتالیا و اسپانیا و آلمان و اتریش از ما خواستند فقط برای شنیدن نطق اقای خاتمی بیایند و روزنامه ها بازتاب بسیار گسترده ای دادند.
و آقای خاتمی صحبتهای خیلی دلنشین و جالبی در آن جلسه داشتند. این درحالی بود که مجاهدین بنای تخریب گذاشته بودند خیلی تند و رفتارهای خشنی را داشتند در یک اقدام سنجیده آقای خاتمی قبل از ترک پاریس پیشنهاد کردند که برای مبارزه با این افراد ناشایست طرحی بریزم و من با کمال میل پذیرفتم و شروع به تهیه کتابی کردم که منجر به رای پارلمان اروپا مبنی بر تروریست شناخته شدن این افراد شد. خلاصه من در نامه مفصلم به دادگاه و کتاب آیت الله ها که مجاهدین منتشر کرده بودند هم اشاره کردم و تاکید داشتم که باید این اقدامات از سوی دولت جمهوری اسلامی پیگیری شود. این نامه گویا به آقای احمدی نژاد رسیده بود و ایشان هم در پاسخ گفته بوند که حتما پیگیری می کنند اما نه تنها هیچ پیگیری نشد بلکه با کمال تعجب نامه خصوصی من به احمدی نژاد در تلویزیون مجاهدین توسط مفسر برنامه با اضافات طولانی خوانده شد. و من از بی در و پیکری دستگاه امنیتی کشور شگفت زده شدم.
آیا آقای احمدی نژاد نسبت به موضوع مجاهدین و نامه شما اقدام عملی هم کردند؟
من نمی فهمم رئیس جمهور یک موضوع را می گوید بعد به گونه ای دیگر عمل می کند. در 4 سال اخیر پیگیری موضوع سازمان مجاهدین را نمی کند و حتی در تهران چند وقت پیش واقعه ماجرای دادگاه من و محکوم شدن مجاهدین را در گفتگو با یک روزنامه مطرح کردم و مصاحبه مفصلی هم انجام شد اما مدام در انتشار آن تعللی می شد که نهایتا به من گفتند که دستور از بالا رسیده که این مصاحبه منتشر نشود. آنچه در مصاحبه بود کاملا رد انتقادات و اتهامات و دروغ هایی بود که مجاهدین به من و دیگران نسبت داده بودند و باید موفقیت ما در دادگاه باید مورد تایید و استقبال دولت جمهوری اسلامی قرار می گرفت اما این دولت خواسته یا ناخواسته با ندانم کاری اجازه انتشار و اطلاع رسانی اخبار و وقایع آن دادگاه را نداد.
هم اکنون شرایط اعضای مجاهدین خلق در عراق و دیگر کشورهای اروپایی چگونه است؟
من نمی توانم حقیقت را نگویم. آنها دست از ترور برداشتند . آنها در کمپ عراق حق ندارند روزنامه بخوانند یا تلویزیون و رادیو ببینند و بشنوند و در اختیار و مطیع اوامر و خواست رهبرانشان هستند. رهبرانی که تنها برای پیشبرد منافع و خودخواهی های شخصی شان چنین وضعی را موجب شده اند. آنچه که من در اروپا و فرانسه در معرفی مجاهدین انجام دادم چون معتقدم باید روحیه و شخصیت مجاهدین شناخته شود ولی الان این افراد مسئله ی خطرناکی نیستتند. و دست از اقدامات تروریستی برداشته اند. اینها در داخل ایران که اصلا اعتبار ندارند. در خارج هم به دلیل رفتار و بی سیاستی دولت جمهوری اسلامی باعث شده گاهی سازمان مجاهدین با انگشت گذاشتن بر رفتارهای حکومت تحرکاتی داشته باشد چون به هرحال اینها به عنوان مخالف سیاسی حکومت جمهوری اسلامی گاهی کارهای می کنند اما در حدی نیستند که بتوانند تاثیرگذاری در اروپا داشته باشند. به نظر من مماشات با این جریان بیشتر بهانه ی برای حکومت است که کارهایی را منتسب به آنها کنند و سرکوب های را انجام دهند. و چشم بسته هر اقدامی را به مجاهدین نسبت دهند و از این طریق برنامه های خودشان را پیش ببرند.
فرانسه و آمریکا همچنان تروریست بودن مجاهدین را نپذیرفتند؟
وقتی من از دادگاه بیرون آمدم ، یک گروه 200 نفره در خیابان مقابل تجمع کرده بودند. من از محافظان پرسیدم اینها چه کسانی هستند که به من گفته شد اینها اعضای مجاهدین هستند که دولت فرانسه به آنها اخطار شدید کرده است که حق ندارند دست به لباس یک ایرانی بزنند و چنانچه هرگونه تعرضی به ایرانیان در فرانسه داشته باشند با فوریت همگی از فرانسه اخراج می شوند. در عراق هم شرایط بسیار نامناسب و سختی را دارند. چون عراق هم بارها اخطار کرده که باید کشور را ترک کنند . من عقیده ام این است که دولت ایران باید اجازه بدهد که اینها به ایران برگردند.به جز آن دسته از رهبران و افرادی که پرونده ترور، قتل و غیره دارند که محاکمه باید شوند. وگرنه اینها در زمانی از سر نادانی و حماقت اشتباهی انجام دادند اگر به ایران بازگردند و از خانواده و قوم و خویش خود بشنوند که اشتباه کردی دیگر می توانند در ایران زندگی کنند. به هرحال این جمعیت مردان و زنان همین آب و خاک هستند و الان هم 1000 نفر از آنها به ایران برگشتند و می توان ترتیب بازگشت عده ای دیگر را نیز فراهم کرد.
منبع: جرس
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر