امروز: محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت درست یکسال پیش در چنین روزی در خیابان ربوده شد و چند روز بعد خانواده اش توانستند با پیگیریهای مکرر، مطمئن شوند که در اوین به سر می برد. محسن میردامادی بعد از ۱۰۷ روز زندان انفرادی و مجموع ۲۷۱ روز حبس در بند ۲ الف زندان اوین، در ۲۶ اسفندماه سال گذشته تحت عنوان مرخصی آزاد شده بود اما پس از ۶۹ روز و در پی استقبال گسترده شخصیتها و چهره های اصلاح طلب از عروسی فرزندش، به زندان اوین فراخوانده شد.
متن زیر حاصل گفتگو ی کلمه ، با زهرا مجردی همسر دکتر محسن میردامادی است که از همان سال گذشته چهره ای آشنا برای خانواده های زندانیان سیاسی است.
حدود یکماه قبل آقای میردامادی به اوین بازگردانده شد. ارزیابی شما ازبازگرداندن آقای میردامادی به اوین چیست ؟
میردامادی روز سوم خرداد ماه احضار شد و به ما گفته شد که حکم ایشان نهایی شده و دادستان با تمدید مرخصی مخالفت کرده؛ این در حالی بود که حکم دادگاه تجدید نظر هنوز صادر نشده بود و توافق با تمدید مرخصی در صلاحیت شعبه دادگاه بود و نه دادستان. بعد از اطلاع از این موضوع، مجدداً تماسی داشتند و اعلام کردند که قاضی دادگاه هم مخالف تمدید مرخصی است. همین شد که آقای میردامادی از وکیل خود خواست لایحه تجدید نظر خواهی را پس بگیرد، چون دیگر کمترین تردیدی نبود که به هیچ وجه قرار نیست پرونده ایشان طبق آئین دادرسی مورد رسیدگی قضایی قرار بگیرد
آیا از اتهامات که مبنای صدور حکم شده اطلاع دارید؟
اصل اتهامات مربوط می شود به دو بیانیه جبهه مشارکت در تاریخ های ۲۵ و ۲۶ خرداد، که در آنها از مردم دعوت شده با رعایت موازین قانونی و مدنی و بصورت مسالمت آمیز، پیگیر خواسته هایشان باشند و حتی اشاره شده که مردم نباید مجالی به فرصت طلبان برای به اغتشاش کشاندن اعتراضات مسالمت آمیز دهند.
جالب اینجا است که قاضی دادگاه به راحتی از کنار همه این موارد گذشته و به خاطر همین دو بیانیه، شش سال زندان به او داده اند. کافی است شما نگاهی گذرا به آن دو بیانیه بیاندازید تا مبنای متزلزل صدور احکام اینچنینی را که در دادگاه تجدید نظر بدون چون و چرا تأیید هم می شوند ، ببینید. باید خدا را شاکر بود که از ۳۰ خرداد سال گذشته به این طرف، ایشان و دوستانشان در زندان بوده اند و هنوز آقایان متمسکی برای وصل کردن رخدادهای بعد از آن تاریخ به اینان پیدا نکرده اند!
آخرین ملاقاتتان با آقای میردامادی در چه زمانی بوده؟
از زمان بازگرداندن ایشان به اوین در حدود یکماه قبل، تا امروز که دقیقاً سالروز ربایش غیرقانونی ایشان در خیابان است ملاقاتی نداشته ایم. چون ملاقاتهایی که می دهند یا بصورت کابینی است که حس بسیار ناخوشایندی به طرفین دست می دهد، و یا برای ملاقات حضوری، آقای دادستان شرط تعیین کرده که در هر نوبت فقط یکنفر از اعضای خانواده، و فقط هم فامیل درجه یک حق ملاقات دارند، و این نوبتها را هم حدوداً هر ماه یکبار تعیین می کنند. گویا هرچه بیشتر می گذرد آقایان بیشتر از مرزهای اخلاقی فاصله می گیرند و شرایط را بر خانواده هایی که یکسال تمام این همه سختی گذراندند را سخت تر می کنند تا مثلاً اقتداری به نمایش بگذارند. این هم نصیب رجال سیاسی بیگناه و خانواده های آنان از مهرورزی آقایانی است که فریاد عدالت طلبی شان گوش فلک را پر کرده است.
چرا به ملاقات آقای میردامادی در این یکماهه نرفته اید؟ ملاقات کابینی مگر چه اشکالی دارد؟
ایشان راضی نیستند که به این صورت به ملاقات شان برویم چون فکر می کنند ما به زحمت میفتیم و با توجه به این شرایط یعنی زمان کم ملاقات و شلوغی زیاد، ترجیح می دهند که تلفنی تماس داشته باشند.
درحال حاضر وضعیت جسمانی ایشان چطور است؟
متأسفانه این روزها آرتروز گردن ایشان شدیدتر شده است. البته قبلا بنا بر توصیه دکتر قرار بود اگر فیزیوتراپی نتایجی در پی نداشت، عمل جراحی انجام شود که با بازگرداندن ایشان به زندان، برنامه فیزیوتراپی هم فعلاً منتفی شده است بیماری دائم درحال پیشروی است.
بطور کلی در زندانها مشکلات زیادی وجود دارد از جمله مسئله بهداشت. مثلاً قارچ پوستی که بعضی از زندانیان از جمله ایشان مبتلا به آن شده اند ناشی از فقدان اولیه ترین ضروریات بهداشتی یک محیط عمومی است. هرچند خود ایشان هرگز در تماسها شکایتی از وضع آنجا ابراز نمی کنند تا ما کمتر نگران باشیم، اما خب از این قرائن می توانیم به قسمتی از واقعیتها پی ببریم. نمونه دیگر آن، کمبود شدید فضا است بصورتی که الان در یک فضای حدوداً ۲۴ متری، ۲۰ نفر زندانی نگهداری می شوند. حتی زندانیان مجبورند در راهروها و کف زمین بخوابند. البته شنیده ایم وضعیت بندهای دیگر بدتر از این هم هست.
از موارد دیگر، کمبود مواد غذایی و همچنین غذای نامناسب زندان است، البته برای کسانی که از غذای زندان استفاده می کنند. گویا هر از چندگاه هم با قطع گاز، امکان پخت و پز و استفاده از آب گرم برای استحمام از زندانیان گرفته می شود.
خانم مجردی !ایا اصل تفکیک رائم در نگهداری زندانیان در اوین رعایت می شود ؟
نه . درخصوص بسیاری از زندانیان مطلع شده ایم که برخی از آنان درکنار قاتلین و یا مرتکبین جرائم مواد مخدر نگهداری می شوند. این برای خانواده واقعا نگران کننده است که مسببین این وضعیت برای بعضی از زندانیان، چه هدفی را از این همه نقض قانون و اصرار به انجام ظلم و ستم در حق زندانیان بی پناه و خانواده های آنان دنبال می کنند.
نمونه دیگر اینکه در یکی از خبرها دیدم که گویا این روزها بخاطر عملیات عمرانی داخل زندان در بند ۳۵۰ ، گویا زندانیان مجبورند اوقات خود را در این گرما در حیاط بگذرانند. این موارد در کنار هم واقعاً شرایط دشواری برای زندانی ایجاد می کند.
آیا قصد دارید برای رسیدگی به وضعیت جسمی ایشان اقدامی کنید و درخواستی داشته باشید؟
بله البته درخواست مرخصی برای جراحی لثه ایشان در دست اقدام است که امیدواریم نتیجه دهد و بتوانیم در مورد رفع حداقل یکی از محنتهای ایشان اقدام کنیم و حداقل در این یک مورد با سنگ اندازی متولیان امروز امور مواجه نباشیم.
خانم مجردی به نظر شما سختی های همسر یک زندانی سیاسی چیست؟ شما در نبود همسرتان زندگی را چطور می گذرانید؟
به نکته خوبی اشاره کردید. اینکه برخی مسئولین زندانیان سیاسی را در کنار زندانیان جرائم خطرناک مانند قتل و مواد مخدر قرار می دهند و بعد با افتخار و اعتماد به نفس اعلام می کنند که در ایران زندانی سیاسی نداریم، تلاشی کودکانه برای پاک کردن صورت مسئله است که نتیجه آن هم از قبل روشن است.
یکی از دوستان به مثل می گفت «خانواده زندانی سیاسی بودن یک شغل تمام وقت است».
واقعیت این است که مشکلات خانواده های زندانیان بسیار زیاد است. اما آقایان به راحتی چشم شان را براین مشکلات می بندند. بخصوص خانواده های زندانیانی که بچه های کوچک دارند سختی بیشتری متحمل می شوند. کودکی که هر روز چشم انتظار پدر است خلاء حضور پدرش را هیچ چیز دیگر نمی تواند جبران کند و مطمئناً اثرات مخرب و زیانباری بر خانواده ها دارد.
این همه مشکلات و اینهمه بی قانونی هست اما متاسفانه کسی جوابگو نیست. همسران جوانی که مشکل امرار معاش دارند از نظر عاطفی هم خود و هم بچه شان در وضع بدی هستند. آقایان داد عدالت اسلامی شان بلند است اما اصلا توجهی به این موارد ندارند و نه تنها پاسخگو نیستند، که اگر کسی هم پا پیش بگذارد که گرهی از کوه مشکلات خانواده های زندانیان سیاسی بگشاید، باید در انتظار برخوردهای قهرآمیز دستگاه امنیتی مملکت باشد. هر روز از صدا و سیما و سایر رسانه هایشان سیل اتهامات ناجوانمردانه را روانه رقبای سیاسی خود که امروز به بند کشیدندشان می کنند و اگر هم خانواده ها جوابی بدهند یا در مصاحبه ای خواستار رعایت قانون و بیطرف بودن دستگاههای کشور شوند، به مامعترض می شوند چرا مصاحبه می کنید! وقتی دادرسی در چارچوب نظام و دستگاه قضایی نیست، طبیعی است که برای بهبود وضع عزیزان زندانی این خانواده ها هر کاری که در توان داشته باشند انجام می دهند. خداوند هم در قرآن می فرماید: «لا یحب ا... الجهر بالسوء من القول الا من ظلم».
آیا انتظار داشتند که بعد از مرخصی دوماهه دوباره به زندان بازگردند و با این شرایط چگونه برخورد کردند؟ بعد از این اتفاقات، روحیه ایشان چطور است؟
هم ایشان و هم خانواده آمادگی لازم را داشتند ولی به نظر می رسد عصبانیت مسئولین پرونده ایشان به جهت مهمانی ساده ای که در مراسم عروسی پسرم داشتیم بود. در این مهمانی شخصیتهایی حضور داشتند که اکثراً از مسئولین نظام جمهوری اسلامی در زمان حیات امام (ره) بودند. معلوم نیست آقایان چرا باید از این قضیه اینقدر برآشفته شوند که بلافاصله در رسانه هایشان انواع واکنشها را آغاز کردند و نهایتاً هم به بهانه عدم تمدید مرخصی، آقای میردامادی را به زندان بازگرداندند.
شما ببینید این روزها سی دی هایی سراسر کذب، دروغ محض و تهمت از قول متولیان امور امنیتی با پول بیت المال تهیه و در مراکز دولتی و نظامی در سطح وسیعی توزیع می شود. به عبارت دیگر، همان داستان کارناوال عاشورای سال ۷۶ در یک سازمان منظم با با بودجه هنگفت مشغول برنامه ریزی و ترویج محصولات خود است. شما فقط به چند دقیقه از این اراجیف گوش کنید. یکی نیست از این مزوّران دروغگو بپرسد «آیا همه یاران و نزدیکان امام و مسئولینی که در زمان امام (ره) کشور را اداره می کردند همگی جاسوس و عامل بیگانه بودند؟!» دروغهای شاخداری که اگر کسی کمترین اطلاعاتی از گذشته داشته باشد برایش مضحکه خواهد بود، اما روی جوانانی که از ابتدا این مسائل در گوششان خوانده شده می تواند اثرگذار باشد. معلوم نیست چرا آقای دادستان در این موارد فراموش می کنند که وظایفشان چیست.
از سوی دیگر هم آقایان اظهار بی اطلاعی می کنند از این مسائل و سوء استفاده های وسیع از موقعیتها و امکانات برای بدنام کردن رقیب سیاسی.
اوضاع قضایی الان به گونه ای است که گاهی حتی اگر دادستان نامه ای بدهد، عده ای می توانند جلوی اجرای قانون را بگیرند. روشن است که این نحوه برخورد با قانون و این قانون گریزی ها، در نهایت خود سیستم قضایی را قربانی می کند.
آیا ممکن است در این مورد توضیح بیشتری بدهید؟منظورتان به طور مشخص چیست؟
بعنوان مثال روشن و آخرین موردی که حتماً از آن اطلاع دارید، مورد آقای محمدرضا جلایی پور که دانشجوی دوره دکترای یکی از معتبرترین دانشگاههای دنیا است؛ حتی وثیقه آزادی اش را هم پس دادند و در دادگاه تبرئه و قرار منع تعقیب هم صادر شده بود. با این حقه که بیا و پاسپورتت را بگیر اما بعد با پنج نفر می آیند و با آن نحوه برخورد ساعتها منزل شان را تفتیش می کنند و دوباره بازداشت می شود و روز گذشته در اخبار دیدم که تلفنی به خانواده اطلاع داده که در سلول انفرادی است. چه کسی پاسخگوی این بی قانونی ها است؟ نمونه دیگر آقای عبدالله یوسفزادگان که دارنده طلای مسابقات جهانی المپیاد و از جوانان نخبه این مملکت است و الان بیش از ۹۰ روز است که در سلول انفرادی نگهداری می شود. واقعاً در زندان بودن چنین جوانانی - که قرار بود آینده سازان مملکت ما باشند - موجب سرافرازی است یا موجب سرشکستگی؟ چرا باید کاری کنند که مادر پیر آن دانشجوی زندانی برای رساندن صدایش به گوش آقایان با صدای امریکا مصاحبه کند؟ بی عدالتی که شاخ و دم ندارد.
امروز در زندانها دهها زن و دختر زندانی بلاتکلیف داریم که هرکدام خود و خانواده هایشان با مشکلات جسمی و روحی مختلفی دست به گریبان هستند. در این یکسال این همه حق و ناحق جا به جا شده و باز هم مدعی عدالت هستند. این ظلم و سمتها را چه کسی پاسخگو است؟ متأسفانه تحت تاثیر چنین شرایطی معلوم نیست چه آینده ای در انتظار فرزندان این مملکت است.
با تشکر از شما که به سوالات کلمه پاسخ دادید
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
-
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار حسين همداني فرمانده سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ عصر امروز در اولين نشست بسيجيان اقشار حوزه...
-
امروز: علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی به شش سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار کلمه، جرم وفقی اجتماع و تبانی به...
-
ایلنا: هزاران عكس، نمايشنامه، نقشه و كتاب داخل كارتونهايي خاك گرفته در انباري در كتابخانه تئاتر شهر نگهداري ميشوند كه به آن عنوان مخزن داد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر