خرداد ۱۲، ۱۳۸۹

صداقت، سلاح موسوی

من نمی توانم دلبستگی به امام و انقلاب داشته باشم و بر خلاف آن تظاهر کنم". جمله ایست صادقانه برای کسانی که طالب صداقت هستند. برای کسانی که از اعماق قلبشان اعتقاد دارند «النجات فی الصدق». نه رهایی از زندان مستبدان که آزادی از وجدان بیدار خویش.

همین صداقت و اخلاص موسوی است که باعث می شود وقتی از امام خمینی و اندیشه هایش صحبت می کند، مورد توجه ویژه قرار گیرد.

جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب اسلامی به لحاظ سنی امام را تنها از طریق تبلیغات رسانه داخلی و رسانه های خارجی شناخته اند. رسانه های خارجی با تبلیغات گسترده سعی کرده اند که چهره ای خشن و ضد حقوق بشر از امام و نظام جمهوری اسلامی ایران ارائه نمایند. رسانه داخلی نیز بنابر عهد و پیمانی که با اقتدارگرایی دارد، سعی کرده است با گزینش و رجوع به منابع نا معتبر و با تحریف اندیشه های امام از آنها در راستای خودکامگی همفکرانش استفاده کند.

منابع معتبری که با اخلاص عملشان حقیقت مراد خود را به نسل های جوان ثابت می کنند، یاران نزدیک امام خمینی هستند که به واسطه انتخابات پر شور ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، جوانان ایرانی توانستند بار دیگر به دوتن از ایشان به نامهای مهدی کروبی و میرحسین موسوی دسترسی یابند تا دوباره پیام استقلال، آزادی و تحقق جمهوری اسلامی مورد نظر امام را برایشان بازگو کنند. اینها با صدق رفتار و گفتارشان توانستند هویت این انقلاب را برای جوانان آشکار نمایند و وقتی چرکهای تحریف را از پیکر آنچه امروز می بینیم زدودند، چهره ای تبلور یافت که با هویت ایرانی و اسلامی ما بسیار سازگار بود و توانست جوانان نسل های جدید انقلاب را با خود همراه سازد. چهره ای که قرار بود از روز اول حفظ کنیم ولی ریشه های نیمه خشک شده استبداد دوباره روییدند و آن شد که امروز جوانان انقلابی مومن و مهیمن باید در گوشه زندانهای حکومتی باشند که یکی از اهداف شکلگیریش بستن زندانها بود.

میرحسین را می بینیم که در مواضع خود درباره دفاع از حقوق انسانها فارغ از اعتقادات آنها سخن می گوید. میرحسین را می بینیم که اعدام ناعادلانه شهروندان ایرانی را محکوم می کند. میرحسین را می بینیم که بر عهد و پیمان خود با ملت استوار می ماند. در این روزگاری که نقد برون حاکمیتی امام، افتخار و روشنفکری می آورد و تمجید و تملق از اندیشه های تحریف شده امام، در درون حاکمیت، نان و نام می آورد. میرحسین را می بینیم که با صداقت در بیرون حاکمیت نشسته و از دلبستگی اش به امام می گوید. میرحسین نانش را و حتی نامش را در خطر ایمانش به امام و اصول انقلاب افکنده است. وقتی میرحسین موسوی با این کارنامه درخشان از خط فکری امام خمینی دفاع می کند و می گوید که آنچه سیمای دروغ به مردم نشان می دهد تحریف اندیشه های امام است، به دل طالبش می نشیند. میرحسین خود دستاورد مکتب امام خمینی است. چگونه می شود امامی که شاگردی چون میرحسین موسوی، صادق و راست قامت، تربیت کرده است، چهره ای همچون آنچه سیمای دروغ به مردم نشان می دهد داشته باشد.

هر که از خورشيد باشد پشت گرم
سخت رو باشد نه بيم او را نه شرم

در مواجه با این صداقت همان دو دسته که میرحسین با زیبایی "دو تیغه قیچی ای" می نامد که میراث امام را پاره پاره می کنند (یعنی متحجران داخلی و دشمنان بی نقاب خارجی) باز همچون سابق مواضع خود را در استحاله موسوی یا متحجر بودنش، تکرار می کنند یا به قول حسین شریعتمداری در مناظره با کواکبیان "زیر تابلوی خود" که با آن کسب مال و نام می کنند، در کیهان یا وی-او-ای "حرف می زنند". به این دسته فقط می گوییم که جنبش سبز آمده تا این فضا را اصلاح کند. جنبش سبز آمده تا زیر ساختهای نقد منصفانه را در جامعه بنا نهد. و به شما بشارت می دهیم روزی که اخلاق سبز این جنبش فراگیر شود، آن روز که فضای نقد و نقادی در جامعه زهرآگین نباشد، میرحسین موسوی و دیگر یاران امام لب به سخن می گشایند و به نقد نقادان پاسخ می دهند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...