تیر ۰۸، ۱۳۸۹

راه رهایی; بخوانیم و منتشر کنیم

مصاحبه مطبوعاتی احمدی نژاد یک پیام واضح داشت: مذاکره.

پیش شرطهایی که برای این مذاکرات وضع شده است چندان جدی به نظر نمی رسد و پیشتر نیز در ماجرای تبادل سوخت شاهد بودیم که پیش شرط اساسی خود یعنی "مبادله اورانیوم در داخل خاک ایران" را با فشار بین المللی زیر پا گذاشتند.

دولت فعلی آمریکا هم بر راه حل دیپلماتیک تاکید کرده و در سبز برای مذاکره از خود نشان داده است. آخرین مذاکرات هم با شرکت سعید جلیلی و ویلیام برنز در مهر ماه سال گذشته انجام شد که جزییاتی از محتوای آن منتشر نشده است.

از طرفی دولت ایران را می بینیم که با قدرتهای دیگر جهان مثل چین و روسیه ارتباطات نزدیکی برقرار می کند و با اینکه آنها به انحاء مختلف در قبال دولت ایران خلف وعده کرده اند (آراء مثبت آنها به قطعنامه های اخیر سازمان ملل و تحریم ایران) و با ادبیاتی نسبتا تند (واکنشهای اخیر مشاور نخست وزیر روسیه به اظهارات احمدی نژاد است) مسئولین جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده اند هنوز مقامات ایرانی دم از ادامه روابط با این کشورهای می زنند (مصاحبه رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس).

سوالی که پیش می آید این است که چه فرقی از لحاظ ماهوی بین سه ابرقدرت یعنی آمریکا، روسیه و چین وجود دارد که جمهوری اسلامی می تواند با دو تای اخیر با وجود تمام اجحافهایی که به او روا می دارند رابطه سیاسی-اقتصادی داشته باشد ولی با آمریکا تاکنون نتوانسته این روابط را شکل دهد.

شعارهایی در ابتدای انقلاب وجود داشت، مثل برائت و استقلال از شرق و غرب و خارج شدن از زیر یوغ ابرقدرتها با تکیه بر نیروی ایمان و خودباوری (نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی). امروز این شعارهای آرمانگرایانه مورد نقد بسیاری از طرفداران گذشته آن قرار گرفته است. در دنیای امروز با پررنگ شدن عقلانیت و به حاشیه رفتن تفکرات انقلابی آرمانگرایانه، عقلا به این نتیجه رسیده اند که راه حل استقلال و آزادی تعامل متقابل و فعالانه با کشورهای دنیا با محوریت منافع ملی می باشد. اگر امروز عده ای هم در کیهان و کوچه پس کوچه های آن به ظاهر همان شعارها را سر می دهند، به قول هاشمی رفسنجانی در دیدارش با خانواده شهدای هفتم تیر، همان مقدس مآبان به ظاهر انقلابی ای هستند که مشکلات امروز را بوجود آورده اند.

ولی چرا چین و روسیه؟

چین کشوری که به سانسور مطبوعات و فیلترینگ اینترنت مشهور است. در چین حکم اعدام اجرا می شود. اخیرا مصاحبه ای از یک افسر دست اندرکار پروژه اولین فضانورد چین در روزنامه نیویورک تایمز چاپ شده است. این پروژه مربوط به سال ۲۰۰۳ می باشد که طی آن اولین فضانورد چینی پس از ۱۴ دور گردش حول مدار زمین به زمین بازگشت. آنطور که رسانه ها گزارش دادند، پس از باز شدن در سفینه فضا نورد بهبود جسمی خود را اعلام می کند و از سفرش ابراز رضایت می نماید. ولی آنطور که افسر مذکور گزارش می دهد، لب فضانورد به علت فشار زیاد (مشکلات فنی) پاره شده و صورت او به خون آغشته بوده است ولی نیروهای دولتی پیش از اینکه به خبرنگاران برای فیلم برداری اجازه حضور دهند، درب سفینه را باز می کنند و حال ظاهری فضانورد را بهبود می دهند و درب سفینه را دوباره می بندند، سپس به مطبوعات اجازه حضور و فیلم برداری می دهند. این صحنه ها را ما ایرانی ها بارها در تعاملات رسانه های دولتی و سانسور مطبوعاتی (فکس های کذایی که برای دفاتر روزنامه ها اراسل می شود تا فلان مطلب را پوشش خبری ندهند) به بهانه امنیت ملی بارها دیده ایم.

روسیه نیز در نقض حقوق بشر و تخطی به حقوق شهروندان دست کمی از دولت ایران ندارد. طبق گزارش ناظران بین الملل، انتخابات سال ۲۰۰۸ در مقایسه با معیارهای استاندارد آزادی انتخابات، انتخاباتی آزاد نبوده است و دولت با دخالت های مستقیم و غیر مستقیم خود نتایج را تحت الشعاع قرار داده است. فساد اداری مسئولین، وضعیت بد فعالین حقوق بشر (کشته شدن تعداد زیادی از فعالان حوقو بشر)، وضعیت نامساعد زندانها، شکنجه، مرگ ۸ روزنامه نگار منتقد دولتمردان، سانسور مطبوعات، قانونگریزی نیروهای اطلاعاتی-امنیتی و ... از جمله مواردیست که توسط سازمانهای حقوق بشر گزارش شده است.

آزادی مطبوعات، قدرتمندی نهادهای مدنی و رعایت حقوق شهروندان در کشورهای غربی نظری آمریکا، آن دسته از دلایلی هستند که دولت های این کشورها نمی توانند به راحتی با دولت فعلی ایران که با آن همه کشتار و زندان و شکنجه بر مسند قدرت تکیه زده تعامل داشته باشند. تا پیش از شکلگیری جنبش سبز و رسیدن صدای اعتراض مردم ایران به گوش جهانیان، امید دولت به تعامل با غرب بسیار بالا بود. باراک اوباما اولین رییس جمهوری بود که در پیام تبریک خود به مناسبت عید نوروز سال ۱۳۸۸ در خطاب حاکمین ایران از واژه جمهوری اسلامی استفاده کرد که در نوع خود منحصر بود. ولی جنبش سبز و اعتراضات مردمی نشان داد که خواست مردم ایران چیز دیگری است و کسانی که با زور اسلحه جایگاه رییس جمهور را اشغال کرده اند از جانب مردم ایران مشروعیت ندارند. این پیام به همراه فجایع گزارش شده کشتار مردم بی پناه بدست نیروهای نظامی و صحنه هایی از سرکوب زنان و جوانان با چوب و چماق که همه مردم دنیا دیدند، افکار عمومی جهان را بسیج کرده تا در برابر دولت های خود ایستادگی کنند و اجازه ندهند که آنها با یک دولت نامشروع بر آمده از کودتا تعامل داشته باشند. فشاری که به دلیل سانسور و تضعیف نهادهای مدنی توسط دولت در کشورهای چین و روسیه شکل نگرفته است. مشابه همین شرایط در رابطه با فجایع انسانی که در دیگر کشورها اتفاق می افتد برای مردم ایران وجود دارد. برای مثال وقتی مطبوعات آزاد و نهادهای مدنی متشکل در ایران نداریم، افکار عمومی مردم ایران نسبت به فجایع دارفور عکس العملی نشان نمی دهد و در همین غفلت دولت ایران از عمرالبشیر که متهم به جنایت علیه بشریت است حمایت می کند!

همینجاست که به نیکی در میابیم عنصر آگاهی اجتماعی چقدر در تعیین سرنوشت کشورمان می تواند سرنوشت ساز باشد. این آگاهی یک امر دو طرفه است. یعنی برای دسترسی همه به اطلاعات و اخبار، همه باید هم بخوانند و هم منتشر کنند. بخوانیم تا آگاه شویم و بنویسیم تا آگاه سازیم. در نبود مطبوعات مستقل و تشکیلات مدنی، فرد فرد ما یک رسانه ایم و فرد فرد ما نقض حقوق بشر را از هر نوع به همه دنیا گزارش می کنیم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...