تیر ۰۸، ۱۳۸۹

شهید بهشتی: در نظام اسلامی فقط یک مقام غیرمسئول است که آن هم خداست


قرار بر این است که قدرتی که هیمنه، کبکبه، دبدبه، تبختر و ناز همراه داشته باشد، محصول، بار و بر تلخ و گس و بد این درخت انقلاب نشود. قرار بود این شجرة طیبه ای باشد که «تؤتی اکلها حین بأذن ربها». قرار نبود که شجرة خبیثه ای باشد که «اجتثت من فوق الارض مالها من قرار»، اگر این سمت اصیل نورانی الهی انسانی انقلاب از دست برود و انقلاب به انحراف کشانده شود، مطمئنا در ابعاد مربوط به نظامات و قوانین هم منحرف خواهد شد. (حزب جمهوری اسلامی، صص ۲۵۰-۲۵۱)

بعضی از افراد در زندگی زاهدند، یک خانه دارند که خیلی محقر و ساده است. ابتدا وقتی با آنها آشنا می شوید خوشحال می شوید که با چه فرد زاهدی آشنا شده اید. مدتی که با او زندگی می کنید می بینید زهد هم برای او دکان است. می خواهد از طریق زهد به ریاستی برسد، زاهدان دروغین که در خود این انقلاب ما کم و بیش گرفتار این گونه افراد شدیم و باز هم خواهیم شد. زهد یک معنی عام دارد، یعنی انسان بر هواهای نفسانی اش مسلط باشد و این بر کیفیت خانه، زندگی، لباس، خوراک، نام و آوازه و مقام یک انسان تأثیرگذار است. وقتی بر همة این ها تسلط داشت می شود زاهد. زهد با این معنی وسیعش زیبایی و ظرافت برجسته دارد. (حزب جمهوری اسلامی، صص ۳۴۲-۳۴۳)




یک انسان نترس که در برابر باطل سکون نکند، همین قدر که لب به سخن بگشاید و با موضع گیری خود نشان بدهد که آشتی ناپذیر است، به نگهداشتن اصل روح حق پرستی در یک جامعه و جلوگیری از مرگ آن کمکی شایسته کرده است. (بایدها و نبایدها، ص ۵۸)

امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید، چون در این حالت نتیجة اجتناب ناپذیر این خواهد بود که شرار شما والی و زمامدار و فرمانروا و دارای قدرت در میان شما می شوند. این یک قانونمندی است. لازمة برخورداری از حکومت حق و عدل مشروط است به رعایت کامل امر به معروف و نهی از منکر. هر نوع قدرتی را که شما در جامعه فرض کنید در معرض خطر انحراف از حق است.

این شما و جامعه هستید که باید با توجه به اهمیت و نقش بسیار مؤثر صاحبان قدرت و کسانی که بر منصب های گوناگون اجتماعی تکیه زده اند در سعادت خود بکوشید. فرد فرد شما باید بدانید راه رسیدن به سعادت و راه رسیدن به حکومت حق و عدل این است که شما از طریق امر به معروف و نهی از منکر به چنین هدفی برسید. (بایدها و نبایدها، صص ۱۶۲-۱۶۳)

در نظام اسلامی فقط یک مقام غیرمسئول است که آن هم خداست. اوست که «لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون» (انبیاء، ۲۳). بقیه همه مسئولند. پیغمبر و امام هم در درجاتی که غیرمسئولند به دلیل اعتقاد به عصمت آنهاست. اما این چه ربطی دارد به دیگران؟ بقیه همه مسئولند.

هیچ زیربنای اجتماعی از آن زیربنای شوم خطرناک تر نیست که انسانی یا انسان هایی بتوانند هرچه می خواهند بکنند بی آنکه بشود بر آنها خرده گرفت و بی آنکه بشود از آنها بازخواست کرد. مسئولیت در جامعة اسلامی، مسئولیت متقابل است. همه نسبت به یکدیگر مسئولند. «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته». (بایدها و نبایدها، ص ۱۸۴)




آیا [در جمهوری اسلامی] دولتی جرأت می کند برخلاف مصالح ملت قدمی بردارد؟ خیر. اما به یک شرط. آن شرط چیست؟ خواهش می کنم این جمله را به اعماق ضمیر اجتماعی و اسلامیتان بفرستید، چون باور کنید اگر مفاد این جمله در اعماق ضمیر اجتماعی و اسلامی ما زنده نماند، مانند هر انقلابی در معرض خطر است. به شرط حضور آگاهانة یک یک افراد امت در ادارة جامعه. «به من چه» و «به تو چه» در جامعة اسلامی وجود ندارد. (مبانی نظری قانون اساسی)



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...