خرداد ۱۹، ۱۳۸۹

بیانیه مجاهدین انقلاب درخصوص سالگرد 25 خرداد88/ تا وقتي دروغ، زور و تزوير ادامه داشته باشد جنبش آزادي خواهي، استقلال طلبي و عدالت خواهي مردم نيز ادامه دارد،





امروز: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران بیانیه ای به مناسبت سالگرد 25 خرداد صادر کرد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران
بيست و پنجم خرداد سالگرد اعتراض مردم ايران به سرنوشت آرايشان در انتخابات رياست جمهوري دورة دهم است.
اين اعتراض خودجوش، مدني و مسالمت آميز، با حضور پر شكوه ميليون ها نفر درخيابان هاي تهران به ثبت رسيد و اما پاسخ اين رفتار قانوني، سركوب خونين و خشونت آميز، كشتار و به شهادت رساندن ده ها تن انسان مظلوم و بي دفاع، دستگيري و حبس صدها نفر از بهترين فرزندان ملت و زنان و مردان پير و جوان از ميان قشرها و گروه هاي اجتماعي مختلف، اعم از دانشجويان و استادان دانشگاه، كارگران، هنرمندان، روزنامه نگاران و فعالان سياسي و حزبي اصلاح طلب بود و به دنبال آن، سانسور گسترده و بي سابقه رسانه هاي جمعي مكتوب، الكترونيكي و مخابراتي و تبليغات يك سويه و آكنده از دروغ و تزوير، به خصوص از رسانه ملي، اعمال سياست ارعاب و وحشت، محاكمه و اعدام هاي سياسي به بهانه هايي مشكوك و بر خلاف آيين دادرسي و همه قوانين موجود و نيز زنداني كردن و شكنجه و جناياتي از قبيل آنچه در كهريزك اتفاق افتاد.
اما همه اينها موجب تعميق و گسترش اعتراض مردم تحت عنوان جنبش سبز شد و همه شواهد و قرائن منطق ميرايي دروغ در كنار اصل پايايي حقيقت، گواهي مي دهد كه تا وقتي دروغ و زور و تزوير ادامه داشته باشد جنبش آزادي خواهي، استقلال طلبي و عدالت خواهي مردم نيز ادامه دارد، گرچه با فراز و فرودها و افت و خيزها و سكوت ها و فريادها مواجه شود و درست همين خصلت پديداري دوسويه جنبش هاي مردمي بوده است كه درطول تاريخ، استبداديان حاكم بر ايران را فريب داده و آنها را از توجه به ريشه هاي واقعي و عميق اعتراضات مردمي بازداشته و از حل كردن به موقع و اصولي بحران سياسي و اجتماعي دچار غفلت ساخته است.
آنان متأسفانه هنگامي متوجه شده و به فكر راه حل اصولي و رجوع به ملت و تمكين به خواست حق طلبانه آنان بر مي آمده اند كه آخرين ته ماندة اعتماد و اميد مردم به اصلاح خويش را از دست داده و در بن بست خود ساخته اي گرفتار مي آمده اند كه ديگر هيچ راه گريزي جز وداع با قدرت و حاكميت براي آنها باقي نمي مانده است.
اقتدارگرايان امروزي حاكم نيز بايد تاكنون دريافته باشند كه جنبش سبز مردم ايران، نه جمع كردني، بلكه حل كردني است و حل آن در گرو تسليم شدن به حق و حقوق ملت و قطع ريشه هاي واقعي بحران اعتراضي يعني حاكميت غير دموكراتيك مبتني بر زور و ترس و سركوب و به رسميت شناختن حكومت قانون است.
ما به آنان توصيه مي كنيم كه با تجربه اندوزي و درس آموزي از تاريخ، تا دير نشده به ريسمان نجات بخش خدا و مردم چنگ زنند و از خصومت و لجاجت با ملت خويش دست برداشته و به قانون و حقوق انساني و اساسي مردم تمكين كنند و بدانند كه بقاي نظام در گرو پايبندي به آرمان ها و اصول اوليه انقلاب، يعني آزادي، استقلال و عدالت است و همچنين حل بحران هاي كشور موكول به آشتي با ملت و اعتراف به حقوق آنان به جاي باج دهي به باج خواهان و قدرت هاي بين المللي است .
جنبش سبز جنبشي اصلاح طلب، مستقل و ملي است و به هيچ نيرويي جز قدرت لايزال خداوند و مردم ايران متكي و اميدوار نيست. به همين دليل است كه اقتدارگرايان علي رغم همه فشارها براي اعتراف گيري هاي ساختگي و سناريوسازي هاي جعلي و دروغ ها و تهمت ها براي وابسته نشان دادن رهبران و فعالان و توده ها ي مردم حاضر در جنبش سبز، تا كنون نتوانسته اند يك برگ سند يا موردي موجه و صادق، براي اثبات اتهامات خود ساخته، به افكار عمومي ارايه كنند و به همين دليل است كه اكنون پس از يك سال ، آنان مجبور شده اند براي مخدوش كردن اين جنبش، نه از بر چسب " انقلاب مخملي " ، بلكه از اصطلاح " فتنه" استفاده كنند. اصطلاحي كه تلويحاً نشان از عجز و شكست در توجيه افكار عمومي براي مرتبط ساختن جنبش با قدرت هاي خارجي و اعتراف به درون زا بودن بحران موجود در ايران دارد.
رهبران جنبش سبز و اصلاح طلبان در نظر و عمل ثابت كرده اند كه آزادي و دموكراسي و حق حاكميت ملي و حقوق بشري و سياسي و شهروندي مردم را دركنار اسلام و در چارچوب ايران، استقلال، وحدت و تماميت ارضي و نظام و قانون اساسي مي خواهند و مي جويند.
جنبش سبز نه حركتي كور، نيست انگار يا آنارشيستي، كه نهضتي اصلاحگر، عقلاني و واقع بين در عين آرمان خواهي است.
جنبش سبز و اصلاحات بيانگر خواست طبقات و قشرهاي گوناگون جامعه ايران است. طبقات و اقشاري همچون دانشجويان ، كارگران، زنان، معلمان، روشنفكران، روحانيون ترقي خواه و اقوام و اقليت هاي مذهبي و ... . و همه آنان بر سر اصلي ترين و عمومي ترين مطالبات و مخرج مشترك خواسته هاي مردم، زير چتري واحد گرد آمده اند.
اينك همه قشرها و طبقات مظلوم و محروم از حقوق اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، مذهبي و سياسي دريافته اند كه راه استيفاي حقوق خود و رفع ستم و نابرابري هاي موجود در همه عرصه ها، از نفي استبداد سياسي و مذهبي و تلاش براي استقرار حاكميت قانون مي گذرد.
در فقدان آزادي در همه ابعاد آن، اعم از آزادي بيان و مطبوعات ، احزاب، اجتماعات و انتخابات و با نبود ساختاري دموكراتيك ، اميد به حل ابتدايي ترين مشكلات كشور و تأمين ساده ترين نيازها و خواسته هاي ملت نمي رود، به ويژه درشرايطي كه ناكارامدي دولت و بحران مديريت، افزون بر بحران مشروعيت، نه تنها آن را از حل مسائل روزمره نيز بازداشته، بلكه ستيز با متخصصان و عالمان دانشگاهي منتقد ومخالفت با دانش وكارشناسي، خود به يكي از بزرگترين مشكلات كشور و نظام در تمام قلمروهاي سياست هاي خارجي و داخلي تبديل شده است.
جنبش سبز جنبش نخبگان و كادرها و مطالبات آنها نيست. جنبش مردم و مطالبات همه اقشار است و جنبش هر شهروند يك رسانه، هر شهروند يك كادر، هر شهروند يك ستاد است . جنبش سبز جنبش شبكه گسترده و بي مركز يا تمام مركز طبقات و قشرهاي اجتماعي مختلف مردم است و به همين دليل است كه بر خلاف جنبش هاي كلاسيك، با دستگيري و بازداشت كادرها و فعالان حزبي و سياسي و دانشجويي، بازداشتني نيست. حتي با بازداشت گسترده و پر كردن زندان ها از جوانان، زنان و مردان گمنام ناشناخته نيز، متوقف نمي شود .
جنبش سبز، جنبشي مدني و ضد خشونت است . با وجود همة بربريت و توحشي كه حتي در خيابان هاي شهر و در مرئي و منظر جهانيان و حتي در روزهاي حرمت دار و محرمي چون عاشوراي حسيني عليه مردم اعمال شد و علي رغم همة تلاش هاي موذيانه و نفوذگرايانة مشكوكي كه براي به خشونت و انحراف كشاندن جنبش صورت گرفته است جوانان آگاه و مردم فهيم ايران به مقابله به مثل خشونت گرايانه درنغلطيدند و همچنان با تحمل و مدارا، بر مطالبات و شعارهاي حق طلبانه خود پاي فشرده اند.
جنبش سبز جنبشي اخلاقي است. جنبش ضد دروغ است. اعتراض به تزوير در كنار مقاومت در برابر زور است و به همين دليل بر خلاف اصل هدف وسيله را توجيه مي كند كه تا كنون راهنماي عمل استبداديان بوده است متوسل به اين منطق ماكياوليستي، ضد اخلاقي و ضد اسلامي نشده است و انشاالله در آينده نيز نخواهد شد.
جنبش سبز مشي خود را مبتني بر ايستادگي بر سر آرمان ها و مطالبات و پيگيري توام با صبر و متانت و عقلانيت، بدون انتظار دست يابي عجولانه و سريع به اهداف قرار داده است . اين جنبش ميان وسيله و هدف و راه و مقصد، جدايي نمي افكند و جامعه آزاد، كثرت گرا، دموكراتيك و آميخته با خرد جمعي و انتقادي و حق خودباشي و دگرباشي را در طول مسير تجربه مي كند . جامعه آزاد مطلوب كه اين جنبش دل درگرو خلق آن دارد مبتني بر آزادي، برابري، عرفان و عقلانيت و توام با اخلاق و معنويت ديني است.
بر خلاف آوازه گري رسانه هاي اقتدارگرايان، جنبش سبز به پايان نرسيده و جمع نشده است. بهترين دليل آن همين واقعيت ساده است كه به رغم ادعاي تبليغات چيان و آنها كه جنبش سبز را جنبش چند صد يا ده نفر وانمود مي كنند آنان تاكنون حتي پس از گذشت يك سال پرخوف و خطري كه بر اين جنبش تحميل كرده اند از صدور يك مجوز رسمي براي برگزاري تجمع و راهپيمايي جنبش سبز وحشت دارند!
به راستي اگر ادعاي آنان مبني بر شكست و اتمام جنبش سبز حقيقت دارد چرا از پذيرش اين حداقل خواسته قانوني سر مي پيچند و نمي گذارند تا دعاوي شان در بوته عمل به محك آزمون سنجيده شود.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن همدردي با خانواده هاي معظم همة شهيدان جنبش سبز و اصلاح طلب و نثار خالصانه ترين درودها به آنان و شهيدانشان و مجروحان و اسيران و آسيب ديدگان، يك بار ديگر بر اين محك آزمون پايايي يا ميرايي جنبش سبز تأكيد كرده و مي خواهد كه با صدور مجوز رسمي اجازه دهند تا مردم با حضور يا عدم حضور خود در تجمع و راهپيمايي جنبش سبز اعلام موضع كنند و پاسخ آري يا نه خويش را به جنبش سبز در معرض داوري ايرانيان و جهانيان بگذارند.
والسلام
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران
19/3/1389


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...