اردیبهشت ۲۹، ۱۳۸۹

مظلوم وطن، بی نوا وطن

یکی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، استقلال میهن از بیگانگان بود. استقلال در تعریف ساده آن این است که دول خارجی تنوانند برای منافع خود در سیاست های داخلی کشور دخالت کرده و از منابع اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ما به سود خود و ضرر ما بهره برداری نمایند. وقتی تاریخ ۱۰۰ سال گذشته ایران را مرور می کنیم به وفور یافت می شود دورانی که مستعمرین در کشور حکمرانی می کنند. به عنوان نمونه می توان کودتای ۲۸ مرداد اشاره کرد که در آن دولت آمریکا بدون در نظر گرفتن خواست مردم ایران که حمایت از دولت مرحوم مصدق بود به محمدرضا پهلوی کمک نظامی و اطلاعاتی کرد تا بتواند دوباره قدرت را در دست گیرد و مصدق را بازداشت کند و آغاز ۲۵ سال دیکتاتوری در ایران باشد.

از سخنان اصلاحطلبان بگذریم که طی ۵ سال گذشته دائما درباره به مخاطره افتادن کشور در رویکرد هسته ای هشدار داده اند، امروز اصولگرایانی چون احمد توکلی نیز توافق تهران را یک تعهدنامه و عقب نشینی ایران از مواضعش قلمداد می کنند. دولتی که تا دیروز هرگونه تبادل سوخت را در خارج خاک کشور غیر ممکن می دانست، امروز پذیرفته که مبادله را در خاک ترکیه انجام دهد و به قول سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی: «چه فرقی بین ترکیه و دیگر دول غربی است؟ اگر غرب نخواهد به تعهداتش عمل کند، چه در فرانسه یا ترکیه عمل نمی کند.»

ولی دلیل این همه تعجیل در کوتاه آمدن از مواضع در کجاست؟ ریشه اصلی این ضعف را می توان در عدم مشروعیت داخلی دولت جستجو کرد. دولتی که به حمایت داخلی و پشتوانه افکار عمومیش برای تصمیمگیری متکی نباشد نمی تواند مشکلات خود را در عرصه بین المللی برطرف سازد. دولتها نمی توانند در هر دو عرصه به طور همزمان درگیر شوند. برای مذاکرات خارجی قوی می بایست دولت نشان دهد که نماینده اکثریت مردم است و افکار عمومی از مواضعش حمایت می کنند که این مورد درباره دولت کودتایی دهم با آن همه اعتراض در روزهای بعد از انتخابات موضوعیت ندارد. پس آنها راه حل دوم را انتخاب کرده اند که عبارت است از زد و بند با خارج (به قیمت چوب حراج زدن به سرمایه های ملی) و سرکوب داخلی با حمایت همراه با سکوت جامعه بین المللی. شاید بسیاری با این جمله آخر یعنی سکوت جامعه بین المللی مخالف باشند ولی مثال موید آن رابطه آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی با عربستان صعودیست. در عربستان صعودی کماکان احکامی نظیر قطع جوارح اجرا می شوند و زنان اجازه رانندگی ندارند (لااقل در جمهوری اسلامی تاکسی ران زن داریم) و ... ولی با این همه یکی از متحدان آمریکا در منطقه خاورمیانه هستند و رییس جمهور آمریکا دستشان را برای دوستی نیز می فشارد. پس دغدغه غرب با مردم ایران متفاوت است و حکومت شانس بالایی برای موفقیت در این زمینه دارد. مشکل سد راه حکومت ریزش بدنه آنهاست که آن دسته ای که باقی ماندند و از حکومت دفاع می کنند از غربال پذیرش سرکوب و کشتار و تجاوز پس از انتخابات رد شده اند و مش بندی غربال اتکای به بیگانه درشت تر از آدم کشی و هم نوع کشی است.

در راستای همین استراتژی، جواد لاریجانی که مدتی به دلیل مذاکراتش با نیک بران در پشت صحنه بازیگردانی می کرد، این روزها به شکل علنی در مصاحبه اش با ایسنا سیاست خارجی دولت در رابطه با کشورهای آمریکای جنوبی و دیگر کشورهای گمنام را تحسین می کند. البته از دیدگاه لاریجانی که برای حمایت لندن از کاندیدای مورد نظرش پشت پرده قول هایی به انگلستان داده بود، مسائلی نظیر تعهدنامه تهران نه تنها زیر سوال رفتن استقلال ایران نیست بلکه عینیت بخشیدن به هدف «تکصدایی در سیاست داخلی» با توجیه به وسیله «قربانی کردن استقلال میهن» است. و برای همین دست خوشخدمتی ها در جلب نظر دول دیگر است که به گزارش خبر آنلاین دولت نفت را زیر قیمت مصوب بودجه ۱۳۸۹ (۶۵ دلار) بفروش می رساند. دولتی که هنری برای تعامل با کشورهای دیگر ندارد چاره ای جز تاراج بیت المال برای جلب نظر آنها ندارد. مثل تاکتیک پخش سیب زمینی و دادن چک مسافرتی به مردم در هنگام سفرهای استانی.

امروز در برهه ای از تاریخ قرار گرفته ایم که بوی عهدنامه وابستگی از گلستان استبداد به مشام می رسد. امروز می طلبد که مراجع ما چون میرزای شیرازی هشیارانه بخروشند. امروز لازم است که دلسوزان اندرونی قلیان های وطن فروشی را که با آتش جان ملت، که ۱۲ میلیون آنها زیر خط فقر هستند، چاق می شوند، در هم شکنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...