اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۹

اصلاح گران ماندگار

سخنان صریح و مانند همیشه بی‌پرده حجه‌الاسلام علی اكبر محتشمی‌پور عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در خصوص آینده رقابت سیاسی در كشور با توجه به بازتاب‌های مورد انتظار در مجامع سیاسی و فضای رسانه‌ای، این باور را در میان برخی تحلیلگران پدید آورده كه این یار نزدیك بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی با شناختی كه در اثر تجربیات سال‌های مبارزه و سه دهه عمر انقلاب به دست آورده، بی‌دلیل زمان فعلی را برای بیان تحلیل خود مناسب تشخیص نداده است.

وزیر كشور دولت میرحسین موسوی كه به تازگی و پس از فشارهای حامیان دولت در داخل و بیرون مجلس از ریاست كمیته دفاع از مردم فلسطین مجلس بركنار شده است در هفته گذشته میزبان جمعی از دانشجویان و جوانان یكی از تشكل‌های اصلاح‌طلب بود. او با پرسشی مواجه شد مبنی بر اینكه به نظر می‌رسد بخشی از جریان اصولگرا به دنبال تبیین این هستند كه حاكمیت نسبت به اصلاح‌طلبان و كسانی كه با آنها همفكر نیستند بی‌اعتماد است و آیا به نظر شما حاكمیت و ساختار سیاسی‌اش نسبت به اصلاح‌طلبان بی‌اعتماد شده‌اند یا فقط فضای رسانه‌ای به دنبال القای این فكر است؟ محتشمی‌پور نیز در اظهاراتی قابل تامل، به وضع موجود گذری داشت: «اگر منظور از حاكمیت، مقام معظم رهبری است نظر ایشان نسبت به همه جریان‌های سیاسی یكسان است. در هر طیف و جریان سیاسی هم افراد مورد اعتماد وجود دارد و هم افرادی كه از آنها سلب اعتماد شده است و این‌گونه نیست كه رهبری نسبت به یك مجموعه به طور كامل بی‌اعتماد شده باشند و به جریانی دیگر كاملاً اعتماد كرده باشند.»

این روحانی اصلاح‌طلب كه از چهره‌های شناخته جهان اسلام در حمایت از فلسطین و لبنان به شمار می‌رود به این مساله اشاره كرد كه «هیچ وقت شرایط سیاسی فرهنگی و اجتماعی و امنیتی به صورت مستمر بر وقف مراد یك جریان باقی نمی‌مانده و همواره در كش و قوس و تغییر بوده است» و بر اساس این نگاه خود، توصیه‌ای نیز به جریان حاكم داشت: «قدرت همیشه میان افراد و جریان‌های گوناگون در حال چرخش بوده و دست به دست چرخیده است و جریان حاكم بداند اگر قدرت دائمی و برای یك نفر بود هرگز قدرت به شما نمی‌رسید. قدرت پایدار نیست و تنها حاكمیت و قدرت برای ذات مقدس‌ الله است كه ابدی و ذاتی است و قدرت‌های دیگر همه فانی هستند».

كلیدی‌ترین جمله محتشمی‌پور اما در پاسخ به ابراز نگرانی یكی از حاضران بیان شد. رئیس كمیته صیانت از آرای مهندس موسوی با این دغدغه‌ای مواجه شد كه ناظر بر اینكه «فضای یاس و ناامیدی در جامعه نیست به ادامه فعالیت اصلاح‌طلبان و انحلال احزاب اصلاح‌طلب و پایبند نبودن جریان مقابل به اصول و قواعد دمكراسی و قواعد اخلاقی رقابت سیاسی و اینكه با وجود این فضا آیا امید به انجام فعالیت انتخاباتی برای جوانان وجود دارد»؟ رئیس فراكسیون دوم خرداد مجلس ششم، ترجیح داد با یك بحث تاریخی به استقبال این دغدغه برود: «در جریان انتخابات مجلس چهارم فضای سیاسی كشور به مراتب تیره‌تر و تاریك‌تر از وضعیت فعلی بود به طوری از لیستی كه جریان خط امام برای شركت در انتخابات ارائه داده بود به دلیل فضای مسموم تبلیغاتی كه علیه جریان خط امام به راه انداخته بودند، حتی یك نفر از این لیست رای نیاورد ولی ما كوتاه نیامدیم و عقب نشستیم و لذا در سال76 ورق برگشت و مردم كه از عملكرد جریان مقابل ناراضی بودند وارد صحنه شدند و طور دیگری رای دادند. باید بگویم پروژه تبلیغ علیه جریان علاقه‌مند به امام و مجمع روحانیون مبارز و گروه‌هایی كه در خط امام بودند سال‌هاست كه كلید خورده و لذا ناامیدی و خالی كردن عرصه مفهومی ندارد. به هر حال جریانی در مملكت پشت پرده است كه به دنبال انتقام‌جویی از امام و انقلاب است.»

بیان این سخنان از سوی محتشمی‌پور در مقطعی كه پس از كش و قوس‌های ماه‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، آینده فعالیت سیاسی در كشور و نوع مشاركت منتقدان در فعالیت‌های این حوزه با نوعی ابهام مواجه شده از دید ناظران دارای اهمیت بسیار است. چه اینكه اخیراً یكی از اصولگرایانی كه در بخشی از این جریان به عنوان یك تحلیلگر شناخته می‌شود به طور رسمی از كنار گذاشته شدن اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش رو و ایفای نقش آنها توسط اصولگرایان منتقد خبر داده است. این سخنان اگر چه با واكنش منفی اصولگرایان میانه‌رو از محمدرضا باهنر تا مریم بهروزی و علی دورانی مواجه شد اما بخشی از پروژه تندروها برای حذف اصلاح‌طلبان را به نمایش گذاشت. آنها مدت‌هاست كه به طور رسمی به دنبال «تقسیم بر دو» شدن اصولگرایان و ایجاد نوعی رقابت درون گروهی هستند چرا كه نیك می‌دانند فرجام مشاركت سیاسی مردم در فضای تك قطبی چه خواهد بود. با این حال تعداد زیادی از فعالان سیاسی از محال بودن رخداد چنین اتفاقی سخن می‌گویند ؛ آنها تاكید می‌كنند كه تفكر سیاسی دارای پایگاه اجتماعی در دهه نخست انقلاب نیز امكان حذف نداشت چه برسد به امروز كه جامعه مدنی به رغم همه تهدید‌ها و تحدید‌ها شكل گرفته و اصلاح‌طلبان و منتقدان، كنش‌گران سیاسی آن را تشكیل می‌دهند.

تجربیات گذشته، راهبرد آینده

روزگاری كه دكتر حمیدرضا جلایی‌پور، مقاله مشهور هفت جان اصلاحات را در همشهری ماه اصلاح‌طلب روزهای ابتدای دهه 80 به رشته تحریر درآورد حتی بدبین‌ترین افراد نیز گمان آن را نداشتند كه تلاش‌ها برای حذف این جریان سیاسی فراگیر از صحنه معادلات به جایی برسد كه آشكارا از بی‌دلیل بودن مفهوم «حاكمیت دوگانه» و مواهب غیرقابل انكار آن سخن گفته شده و تك‌صدایی سیاسی به طور رسمی از سوی برخی محافل و جریان‌ها تبلیغ و تقدیس شود.

هر چند اصلاح‌طلبان بارها گفته‌اند كه از سال دوم دولت اصلاحات دریافتند اراده‌ای غالب و نیرویی قاهر در پی زمین‌گیر كردن خواست تاریخی ملت ایران برای استقرار«مردم سالاری سازگار با دین» است اما این باور وجود نداشت كه طرف مقابل بر خلاف قواعد مشخص بازی سیاسی، همه گزینه‌های غیر مجاز را هم بر روی میز خود قرار داده و در پی حذف همه جانبه منتقدان و پایان دادن به دو قطبی سیاسی در حال نهادینه شدن برآید. صرف نظر از تبلیغات «جهت‌دار» خوانده شده رسانه عمومی كه بارها اعتراض سیدمحمد خاتمی و اعضای دولت و مهدی كروبی و مجلس‌نشینان اصلاح‌طلب دوره ششم را در پی داشت از انتخابات مجلس هفتم و با رد صلاحیت 83 نفر از نمایندگان دوره ششم، محدود‌سازی اصلاح‌طلبان كلید خورد.

تحصن نمایندگان مردم در اعتراض به این روند از سوی آنها، نوعی مقاومت نه برای سرنوشت خود بلكه برای ممانعت از نهادینه شدن خورده شدن پایه‌های جمهوریت نظام اعلام شد. این روند در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، مجلس هشتم، شوراهای سوم و سرانجام ریاست‌جمهوری دهم نیز با تكیه بر راهبرد مشاركت منتقدانه اصلاح‌طلبان دنبال شد تا آنها بر این مساله پافشاری كنند كه اجازه مصادره ماهیت انقلاب را به برخی محدود نگران سیاسی نخواهند داد. اگر چه سیر تدریجی برخورد با آنها حتی پس از تیر 84 و كنار گذاشته شدن این جناح سیاسی از همه قوا شدت گرفت اما اصلاح‌طلبان یادآوری می‌كردند كه در آسیب‌شناسی دوران اصلاحات دریافته‌اند، حضور در جامعه مدنی و تلاش برای نهادینه شدن اصلاحات در آن اهمیتی افزون بر حضور در ساختار حاكمیت دارد.

وقایع انتخابات اخیر و اعتراضات صورت گرفته پس از آن در كنار چندین دور بازداشت فعالان سیاسی اصلاح‌طلب، پلمب احزاب این جناح سیاسی و كنار گذاشته شدن آنها از نهادهای اقماری قوا مانند فرهنگستان هنر، شوراهای عالی، كمیته‌های فرعی مجلس و ساختار‌های دیگر و نسبت داده شدن انواع اتهامات به چهره‌های شاخص این جریان، فضای تازه‌ای را ایجاد كرده كه آینده مشخصی برای آن متصور نیست. اشاره محتشمی‌پور به وقایع پس از ارتحال امام (ره)، آغاز نظارت استصوابی شورای نگهبان و حذف جناح چپ خط امام از همه سمت‌ها در فاصله سال‌های 68 تا 76، به عنوان نگاه آسیب‌شناسانه اصلاح‌طلبان به گذشته تعبیر شده است. اینكه آنها توانستند با بازیابی ظرفیت‌های جدید و البته خواست تازه برای مشاركت سیاسی در آستانه انتخابات مجلس پنجم و ریاست‌جمهوری هفتم، بار دیگر عرصه رسمی قدرت را نیز در اختیار بگیرند. با این حال تحلیلگران، تفاوت ماهوی میان آنچه در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و بعد از آن رخ داد با گذشته را نیز فاكتوری اثرگذار در آینده سیاسی اصلاح‌طلبان ارزیابی می‌كنند.

مردان و زنانی كه بخشی از آنها در سال‌های مبارزه علیه رژیم پهلوی نیز طعم گس زندان را چشیده بودند یا سال‌ها تحت تعقیب ساواك بوده‌اند.

بسیاری از آنها كابوس شاه و دسته امنیتی او به شمار می‌رفتند و خاطرات آنها بیانگر آن است كه پس از بازداشت توسط ساواك، مصیبت‌های این دستگاه امنیتی برای شنیدن اسرار مبارزان از زبان آنها آغاز می‌شد. نیروهای انقلابی كه پس از استقرار جمهوری اسلامی بدون كمترین چشم‌داشتی در هر حوزه‌ای كه به آنها نیاز بود گام نهادند تا برای دفاع از آرمان‌هایی كه مردم ایران آن را حاصل تلاش‌های یكصد ساله خود - از مشروطه تا انقلاب - می‌دانستند بی‌دریغ خدمت كنند.

روزی اشغال سفارت امریكا را درست و واجب تشخیص دادند و روزی دیگر در كسوتی دیگر، سازمان اطلاعات را به وزارت تبدیل كردند تا با نظارت مجلس «در راس همه امور» راه تكرار نظارت‌ناپذیری بر دستگاه رسمی امنیتی را سد كنند. شاید به همین دلیل بود كه برخی چهره‌های شاخص اصلاحات كه در سال‌های ابتدای انقلاب به خنثی‌سازی تلاش‌های برون‌مرزی برای آسیب به مردم ایران كمر همت بستند در پاسخ به این سوال كه چرا این سمت‌ها را‌‌پذیرفتید پاسخ آماده داشتند «برای ما دستگاه محل خدمت اهمیتی نداشت بلكه مهم، برداشتن یك بار از دوش انقلاب و ملت بود».

واژه خدمت اما بعدها توسط افرادی مصادره به مطلوب شد كه مردم ایران خاطره‌ای از خدمات آنها در ذهن ندارند و در مقابل، این اصلاح‌طلبان و نیروهای موسوم به خط امام بودند كه به عنوان حلقه نزدیكان بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی تفاوتی میان حضور در جبهه برای دفاع از میهن و دین یا قدم گذاشتن در دولت و هر نهادی برای ساختن ایران قائل نشدند. آن هم در روزگاری كه برخی «چند برادران» راهی دیار فرنگ شده بودند و سوال می‌شد مگر بعد از سال‌های دفاع هم «فرصت مطالعاتی» وجود نخواهد داشت ؟ از موضع بالا می‌گفتند: «كشور پس از جنگ به مدیر نیاز دارد»! طرفه اینكه آنها در جناح بازار طبقه‌بندی‌ شده و امروز همان فرزندان، سمت‌های بالادستی را در اختیار دارند و سربازان كشور در دوران دفاع در حوزه جنگ و مدیریت را روی صندلی‌های دادگاه نشانده و خود در جایگاه مدافعان نظام نشسته و موعظه می‌كنند.

اصلاح‌طلبان پس از خاتمه جنگ و ارتحال بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی اگرچه به طور نسبی از فعالیت سیاسی كنار گذاشته شدند اما چه در مجلس چهارم و چه در دولت اول سازندگی چهره‌های شناخته‌شده این جناح مانند سیدمحمد خاتمی، عبدالهت نوری، مصطفی معین، محمد‌علی نجفی و... حضور داشتند. بسیاری از آنها مانند محسن میردامادی، مصطفی تاج‌زاده، محسن امین‌زاده و... سراغ تحصیل رفتند و تا مقطع دكترا به كسب تخصص پرداختند. كارگزارانی‌ها نیز شكل گرفته بودند تا با تكنوكراسی در كنار آزاداندیشی سیاسی، كشور را در مسیر درست به حركت درآورند اگرچه در برخی مبانی اختلاف سلیقه آنها قابل انكار نبود.

اصلاح‌طلبی با محوریت قانون اساسی

حادثه كم‌نظیر دوم خرداد ۷۶ كه از آن به عنوان یكی از بزنگاه‌های تحولات پس از انقلاب در ایران یاد می‌شود اما نقطه عطف حضور اصلاح‌طلبان در حاكمیت رسمی با اعتماد بی‌سابقه ملتی بود كه همچنان تغییر‌خواه بوده و آرمان یكصد ساله خود برای توسعه و پیشرفت را در شعارها و برنامه‌های خاتمی و یارانش قابل تحقق می‌دیدند. صاحب‌نظران این دوره هشت ساله را از درخشان‌ترین ادوار ۳۰ سال گذشته می‌دانند. مردان اصلاحات به مدد تجربه انقلاب، كسب دانش و مدیریت سال‌های گذشته، كارآزموده شده بودند و به همین دلیل در همه حوزه‌ها از سیاست خارجی گرفته تا فضای باز سیاسی در داخل، از اقتصاد گرفته تا فرهنگ و نهادهای اجتماعی و هنر، تحولات و پیشرفت‌هایی غیر‌قابل انكار به وقوع پیوست. عزت و كرامت روزافزون در سیاست خارجی، رشد روزافزون شاخص‌های كلان و خرد اقتصادی، تلاش برای به عینیت رسیدن آزادی‌های مصرح در قانون اساسی در سیاست داخلی از رشد احزب تا آزادی مطبوعات و تقویت نهادهای مدنی، رونق بی‌نظیر در حوزه نشر و سینما و تئاتر و... همه گویای این بود كه مردان خاتمی اگرچه با موانع روزافزون محافل صاحب قدرت مواجه هستند اما با نفت ۸ تا ۲۰ دلار می‌توانند ایران را بسازند، پتانسیل تكمیل چرخه سوخت هسته‌ای را دارند، ایران را به مركز رایزنی‌های منطقه‌ای و در پاره‌ای موارد بین‌المللی بدل می‌كنند و موقعیت اصحاب هنر و اندیشه و فرهنگ و نهاد دانشگاه را ارتقا می‌دهند.

در آن روز‌ها آنانی كه امروز در زندان به سر می‌برند همانند سال‌های دفاع و سازندگی، با رای مردم و به خواست آنها تلاش می‌كردند نظام را در مسیر آرمان‌های امام و انقلاب به پیش برده و توسعه و رفاه را برای مردم ایران رقم بزنند. اگر رسانه‌های آنها توقیف شد، اگر بعضاً بازداشت و احضار و برخورد را در كنار نخبگان و دانشجویان تحمل كردند اما همچنان بر این باور بودند كه می‌توانند در چارچوب مورد‌پذیرش قانون اساسی ایران را توسعه دهند تا حسرت برخی كشورهای بی‌شناسنامه و ضعیف همسایه بر دل ایرانیان نماند. سنجش اینكه چقدر به این مهم نائل شدند امروز چندان برای جامعه ایران دشوار نیست و می‌توان از زبان تك‌تك آنها درباره شرایط چهار سال گذشته حقایق را شنید.

آنها پس از یك دوره چهارساله حذف كامل از صحنه رسمی پس از انتخابات پرچالش ریاست‌جمهوری نهم و در حالی كه از كمترین روزنه‌های ارتباطی با جامعه برخوردار بودند به امید بازگشت امور اجرایی كشور به مسیر كار كارشناسی و تعقل و تدبیر به انتخابات ریاست‌جمهوری گام نهادند.

پیش از آن در انتخابات مجلس هشتم همانند هفتم، مهر رد‌صلاحیت را به دلیل عدم التزام به اصولی كه خود بنیانگذار آن بودند روی برگه‌های ثبت نام دیدند اما دست از سیاست‌ورزی در چارچوب قانون اساسی برنداشتند. آنها معتقد به اصلاحات تدریجی به عنوان یگانه راه برون‌رفت از شرایط موجود بوده و هستند.

آنها در دو سال گذشته با همه پتانسیل خود بدون نگاه به هیچ مرجع و قدرت داخلی و به ویژه خارجی تنها با اتكا به مردمی كه برای تغییر در چارچوب‌های فعلی، آنها را شایسته‌ترین و برگزیده می‌دانند به بیان نقاط ضعف دولت نهم و برنامه‌های خود برای برون‌رفت از شرایط نامطلوب سال‌های اخیر پرداختند تا شاید از دریچه قانونی انتخابات با مردانی كه از جانب نظام تایید شده بودند، روند ناصواب كنونی را «تغییر» داده و «سلامی دوباره به جهان» بدهند.

آنچه بر انتخابات گذشت در ماه‌های اخیر بارها و بارها بیان شده است اما صرف‌نظر از اعتراضات به آن، در بازداشت به سر بردن مردانی كه كمتر كسی باور دیدن آنها در لباس‌هایی عجیب بر صندلی‌های متهمان را داشت به یكی از دغدغه‌های اصلی میرحسین، خاتمی و كروبی، خانواده‌های آنها و مردم بدل شده است. اجرای بی‌كم و كاست قانون اساسی نیز استراتژی جدید اصلاح‌طلبان عنوان شده و رهبران آن به طور متناوب، با جامعه سخن گفته و به ایفای نقش سیاسی در دوران محدودیت می‌پردازند. جامعه‌شناسان بر این باورند كه جایگاه منتقدان در جامعه تقویت شده و راهكارهای آنها در صورت شنیده شدن، بر فضای سیاسی رسمی نیز اثر گذار خواهد بود. آنها تاكید می‌كنند هیچ كس امكان جایگزین شدن با اصلاح‌طلبان را نخواهد داشت چه اینكه جامعه نیز، راه‌های تازه ارتباطی با آنها را یافته است. آنها نیز همچنان بر حركت در چارچوب قانون اساسی و ساختار موجود تاكید كرده و از این حیث، خود را منادیان آرمان‌های انقلاب و مردم معرفی می‌كنند.

منبع: هفته نامه ستاره صبح

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...