خرداد ۰۲، ۱۳۸۹

همسر شهید باکری: اگر شهدا بودند ظلم بر مردم را نظاره نمی کردند





امروز:خانم باکری،تصویری که حکومت از شهدای جنگ ارایه می کند تصویر انسانهای متعصبی است که جامعه ای بسته می خواستند و بسیاری از آزادی های شهروندی را برنمی تافتند. حرکت های آزادی خواهانه نیز معمولا از سوی حکومت با انگ زیر پاگذاشتن ارزشهای انقلاب و پایمال شدن خون شهدا روبرو شده است.شما به عنوان همسر یکی از نام آورترین سرداران دوران جنگ، تصویری که حکومت از شهدا عرضه می کند را تا چه حد منطبق بر واقعیت می دانید؟

بنام رب الشهداء والصدیقین.در آیه ی شریفه می خوانیم لا اکراه فی الدین ....آ نچه ما از رسول خدا وائمه شنیدیم که در مسائل اعتقادی به هیچ وجه اجباری نیست بلکه در اصول دین هر انسانی باید خودش به یقین برسد . در خانواده شهید باکری روش تربیتی بر این منوال بوده آزادیهایی داشتند که شاید ما الان به جوانان خودمان نمی دهیم اما در کنار این در مورد مسائل اخلاقی خطوط قرمز داشتند که بچه ها به آنها پای بند بودند . هرکدام از اعضای خانواده خود مسیر زندگیش را انتخاب کرده بود .احترام به بزرگتر ورعایت ادب در سخن گفتن وصادق بودن وراستگو بودن وامانت داری و ایثار از صفات خوبی ست که فرزندان خانواده با هر تفکری دارا بودند .بعد از انقلاب من ندیدم این دو برادر در مسائل تربیتی نسبت به خواهرو برادران کوچکتر سخت گیر باشند و فقط در حق آنها محبت می کردند.

اما اینکه یک عده برای معرفی و جا انداختن موقعیت خود در هر زمان با منویات خود شهدا را معرفی می کنند نمی توان کتمان کرد .یادم هست بعد از پخش خاطرات من وخانم همت کلی گله مند شدند که ما آبروی شهدا را می بریم . البته بعد ها این خاطرات در اختیار دانشجویان وبسیجی ها قرار داده شد . واقعا در عصر اطلاعات مخاطبان با آگاهی ودقت به مطالبی که به آنها می دهند نگاه می کنند و بعداز بررسی قبول می کنند. سال گذشته مصاحبه یک دختر شهید را خواندم که اظهار داشته بود شخصیتی که از پدرم داده شده اصلا به او شبیه نیست.

بسیاری از کسانی که امروز مدعی حمایت از خون شهدا هستند شما را به انحراف از آرمان و خط شهید متهم می کنند و می گویند که از آرمان های شهدا فاصله گرفته اید.برای مثال سردار ذوالنور نماینده رهبری در سپاه، سال گذشته به شدت خانواده شما را مورد حمله لفظی قرار داد و بعضی از رسانه های محافظه کار هم از او پشتیبانی کردند.فکر می کنید چرا بعضی از مقام های کنونی حکومت با خانواده شما در افتاده اند؟ ریشه اختلاف های آنها با شما در کجاست؟

البته من تا حالا از خط کش این بنده خدا ها که خوبها وبدها را تشخیص می دهند سر در نیاوردم . چون کسانی مثل شهید آل اسحاق و شهید حمید سلیمی و شهیدان باکری جزو بدها بودند وبعداز شهادت آنها ، آقایان نگران بودند آیا آنها بخشیده شدند یا نه ودر مقابل آنهایی که در حاشیه امن بودند جزو خوبها بودند.

اما خط کش مورد اعتقاد ما آنچه پیامبر (ص) می فرمایند "مبعوث شدم برای مکارم الاخلاق"من یقین پیدا کرده ام نشانه میزان رشد انسانها وضعیت اخلاقی آنهاست . در خانه من و حمید دروغ وغیبت و تهمت از خطوط قرمزی بود که به شوخی هم نمی شد از کنارشان رد شد . گاهی که من می خواستم اطلاعاتی بدهم می گفت فاطمه برو بند "

شما در زمان رای اعتماد مجلس به صادق محصولی نامه ای نوشتید و ماجرای برکناری همسرتان از سپاه توسط وی در سالهای اولیه جنگ را افشا کردید. استدلال شما این بود که محصولی فردی است که نمی تواند انسان های توانمند را تحمل کند و دست به حذف آنها می زند. بسیاری از ناظران استدلال شما را به مجموعه جریان حاکم تعمیم می دهند. آیا با این نظر موافق هستید که روحیه حذف گرایی به مجموعه حکومت تسری پیدا کرده است؟

دقیقا اعتراض من همین مسئله بود فراموش نکنید من معلم هندسه هستم .واقعا چقدر عالی آیات قرآن وضعیت را تشریح می کند. . باید پناه به خدا برد قدرت چیز بدی است . مخصوصا اگر با توجیه همراه شود . از دنیا باید احتیاط کرد .

شما سال گذشته در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری به صورت پرشوری از میرحسین موسوی حمایت کردید و او را شبیه شهدا خواندید. چه ویژگی هایی در میرحسین موسوی می بینید که او را با شهدا مقایسه کردید؟

با مطالبی که قبلا عرض کردم ایشان انسان وارسته و رشد یافته ای هستند .من با اعتقاد و علاقه با هماهنگی بچه های جنگ برای تبلیغ به خیلی از شهرها رفتم . فرزندانم تعجب می کردند چون من بسختی جایی می روم .اگر نمی رفتم الان پشیمان می شدم .در این سفرها برای اینکه اثر گذاری را کم رنگ کنند، می گفتند : خوب زن باکری باش حالا نظرت چه ربطی دارد ؟ جوابم را اینجا هم عرض می کنم . اینکه نظام مرا به مردم معرفی کرد چون آن موقع فکر می کردند برای جهت گیری شخصیت جوانان این الگو ها (شهدا)لازم است . آنجا زمینه تغییر فردی را باید فراهم می کردیم . اما انتخابات به اجتماع بر می گردد که انسانها در آن فضا زندگی می کنند. یکی از اهدا ف انقلاب ایجاد محیط سالم برای رشد انسانها بود .پس طبق آن وظیفه قبلی این هم به عهده ماست چون این دو لازم ملزوم هم هستند . و شهدا برای تامین همین قسمت دوم شهید شدند.

در جریان اعتراض های خیابانی وقتی مردم مورد حمله نیروهای شبه نظامی بسیج قرار می گرفتند، شعار می دادند" بسیجی واقعی،همت بود و باکری " به عنوان همسر شهید باکری چه حسی نسبت به این شعار داشتید؟ مردم با سر دادن این شعار می خواستند چه چیزی بگویند؟

مردم با این شعار یک پیام می دادند که ما شاخص شناختن افراد خوب وصادق را داریم .ومنکر انسانهایی که در نظام برای امنیت وآسایش مردم تلاش کرده اند نیستم . در ضمن به نیروهای امنیتی پیام می دادند که این شهدا حافظ جان وامنیت ما بودند . وشما هم حافظ جان ومال مردم باشید. اما یک نظر شخصی هم دارم هر کجا مردم ما را شناختند ابراز محبت می کردند که ما شهدا را دوست داریم من در جواب آنها می گفتم چون شهدا شما را دوست دارند دل به دل راه دارد. واین یقینا یک تعارف نبود.

فرزند شما آسیه در مصاحبه ای گفته بود که اگر پدرش زنده بود امروز در زندان بود و ماموران وادارش می کردند که اعتراف های تلویزیونی انجام دهد. شما هم با این نظر موافقید؟

البته نمی دانم اگر شهدا بودند باز به اینجا می رسیدیم !

آن زمان انسانهای خوبی در تنگ نظری اینها جا نگرفتند .و از سپاه تصفیه شدند . خیلی از بچه ها رفتند در مشاغل دیگر به نظام خدمت کردند. آنها که متهم به منافق بودن بودند سی سال هست در حد توان خود کار کرده اند و به اندازه خیلی از این آقایان هم سرمایه ندارند .

اما حمید اول بصورت بسیجی پیش شهید احمد کاظمی می رفت تا فتح خرمشهر حمید فرمانده گردانی بود که وارد خرمشهر شد و برای این عملیات بعد ها به او مدال فتح دادند. تا اینکه به اصرار سردار محسن رضایی ،آقا مهدی فرمانده لشکر عاشورا شد واز حمید خواست پیش او برود. باز آقایان شروع کردند به اشکال بنی اسراییلی که حمید سپاهی نیست نمی تواند درلشکر مسئولیتی داشته باشد . آقا مهدی از حمید خواست به هر صورت می تواند مشکل را حل کند و پیش او برود .آقایان دیگر جو گیر شدند ! یک روز می گفتند توبه نامه بنویس. می گفت چی بنویسم ! گاهی می گفتند بیا در تلویزیون اعتراف کن. می گفت به چی اعتراف کنم !بالاخره نمی دانم چگونه موفق شد از آقایان اجازه شهادت در جبهه ها را بگیرد .

حمید سلیمی را با یک اتهام واهی به زندان انداختند .

نمی دانم اگر الان بودند چکار می کردند اما مطمئن هستم نمی نشستند ظلم بر مردم را نظاره کنند.شاید می توانستند حداقل بچه های امنیتی که با آنها هم رزم بودند قانع کنند با مردم درست برخورد کنند تا از معترض ، مخالف نسازند. مخصوصا اگر افراد شناخته شده باعث عصبانی شدن مردم شده باشند . نمی شود که این همه مردم عامل بیگانه باشند برادر!

در ضمن کمترین اتفاق در مورد آنها خانه نشینی بود همان طورکه خیلی از دوستان شبیه آنان خانه نشین هستند

بارها از در سخنرانی ها و مصاحبه های خود از ساده زیستی همسرتان گفته اید. اگر او اکنون زنده بود و تبدیل شدن سپاه به بنگاه اقتصادی انحصار طلب را مشاهده می کرد چه موضعی در برابر آن می گرفت؟

بنظرم اول با نگاه دلسوزانه مسئله را بررسی می کردند که این توطئه ای برای بچه های جنگ و جبهه باشدکه می خواهد خوش نامی را از اینها بگیرند . ممکن است بنا به فرمایش پیامبر (ص)جنگ جهاد اصغر بوده واین جهاد اکبر ......

وشاید این یک سیاست باشد برای قوی کردن سپاه ! که جواب این را خود برادر ها دارند در زمان دفاع مقدس بهترین نیرو حمایت مردمی بود که هم نیرو می فرستادند و هم هزینه جنگ را می دادند . در ضمن فرصت های یک کشور باید بطور عادلانه برای همه مردم باشد. جمغ شدن قدرت در یکجا تعادل وتوازن را در یک جامعه بهم می زند . و با اجرای عدالت منا فات دارد .

در سالهای اخیر بارها نسبت به رواج دروغ در بدنه حکومت انتقاد کرده اید. حال آن که ویژگی بارز دوران جنگ همدلی و صداقت عمومی به شمار می رود. به عقیده شما ریشه مشکل کجاست؟ چرا حکومت در سال های اخیر برای توجیه رفتارهای خود تا این حد به ابزار دروغ متوسل شده است؟

اول فرض مثبت می گیریم که دروغ مصلحت آمیز است ! جوابش این است دروغ بالاخره یک رفتار ناپسند است واعتماد را در بین مردم از بین می برد از آثار دروغ در جامعه ایجاد نفاق است. اگر دقت کنید هیچوقت اینقدر گروه گروه نبودیم . باید قبول کرد اخلاق سیستم ارتباطی بین افراد یک جامعه است اگر به هر طریقی نیروهایی ضد اخلاقی فعال شوند این ارتبا طات از بین می رود و مردم متفرق می شود.

جوانان الان حمید ومهدی باکری نیستند و یا روش های آنها را قبول ندارند که اگر به دروغ متهم شدند، بدون صدا رفتند جای دیگری کار کردند. تازه متلکها را شنیدند و جواب ندادند. بقول حمید از در بیرون می کردند از پنجره وارد می شدند. آن موقع علت تحملها این بود که انقلاب نو پا است وباید صبر کرد . اما الان بعداز سی سال مردم حداقل خواسته شان رعایت قانون و ادب انسانی است .نمی شود با فحش و کتک جوان تربیت کرد. باید حرفها را بشنوند و جواب منطقی بدهند.

فرض دوم که انشاء الله صحیح نیست که ما فکر کنیم این یک سیاست و زرنگی است که به هدف برسیم یعنی هدف وسیله را توجیه کند که این هم خلاف سیره نبوی است که در رابطه با استخدام وسیله نمی توان با باطل به حق رسید . "

با تشکر از شما


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...