خرداد ۰۴، ۱۳۸۹

یادی از کلاس قرآن

عصر جمعه، سی و یکمین روز اردیبهشت ماه، عده ای از بهترین دوستان به دیدارمان آمدند. هر هفته عصرهای جمعه با حضور آرمین دور هم جمع میشدیم و ساعاتی را با خواندن و شنیدن تفسیر آیات قرآن، به او گوش میدادیم.

این هفته جای استاد خالی بود.

نزدیک اذان مغرب ، علیرغم دلجویی دوستان به یکباره دلم گرفت . نگاهی به راضیه کردم که اشک در چشمانش حلقه زده بود . چهره آتیه و مرضیه هم گویای دلتنگی پدر بود.

قطعا مطهره هم در دیار غربت به یاد پدر خواهد بود.

وقت نماز همیشه به او اقتدا میکردند. به یادم آمد دعایی را که همیشه در سجده آخر نماز میخواند و من این دعا را خیلی دوست داشتم و همیشه با او زمزمه میکردم:

"یا من هو الاله و لا یغفر الذنوب سواه اغفر ذنوبی کلها به حرمت محمد و آل محمد"

در همین حال و هوا بودم که دست نوشته زیبایی قاب گرفته شده به دستم رسید . یکی از دوستان خوش ذوق و قریحه جلسه قران شعر زیبایی را سروده بود که حیفم آمد این شعر را با دوستداران آرمین در میان نگذارم:

"آنان که در بهار، دانه ای نهان کنند

باشد که در آتیه خرمنی درو کنند

قصه یوسف و چاه، قصه اسارت و عزت است

فرعونیان فکر عزیز مصر کنند

صبر ایوب و اشک یعقوبم آرزوست

تا برادران همه سجده بر ملتی کنند

موسی به تور و قومی به گرد سامری

هارونیان فکر ید بیضای موسوی کنند

ابراهیم در آتش نشسته است

هاجر به جستجوی آب سعی صفا و مروه می کند

صبر بر شعب ابی طالب، مژده فتح مکه است

تبت یدی، ابی لهب کی فکر انزال سوره می کند

آنان که تشنه لب، راضی و مرضی و مطهرند

باشد که کام ملتی با سلسله کوثر تر کنند

چندی است که با قلم سبز بر کنبد گردون نوشته اند

گیتی ارث آزادگان است که با بهار سودا می کنند


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...