اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۹

سایه سنگین حبس و حذف بر سر استادان «تربیت مدرس»






امروز-ح. الف:دانشگاه تربیت مدرس دانشگاهی است که در بدو انقلاب و به منظور تربیت متخصصانی تاسیس شد که علاوه بر دانش آکادمیک از تعهدات اخلاقی و انقلابی لازم برای بر عهده گرفتن نقش استادی در دانشگاه‌های مختلف کشور برخوردار باشند. بر این اساس، در سال‌های آغازین، دانشجویان این دانشگاه علاوه بر گذراندن دروس مربوط به رشته خود درس‌هایی را در حوزه مطالعات اسلامی می گذراندند. این رویه البته با گسترش شتابان نظام دانشگاهی در سطح کشور به حاشیه رفت و پس از آن تربیت مدرس نیز در سطحی تقریبا مشابه با دیگر دانشگاه‌ها قرار گرفت با این تفاوت که دانشجویان این دانشگاه همچنان تنها در مقاطع تکمیلی تحصیل می‌کردند و از این‌رو، فضای کلی دانشگاه تا حدود زیادی به لحاظ سیاسی و اجتماعی توام با آرامش بود.

مرور حوادث دانشگاهی در سال‌های اخیر -که دوران پرتحرکی در تاریخ دانشگاه در ایران به شمار می‌رود- نشان می‌دهد که دانشجویان و اساتید دانشگاه تربیت مدرس غالبا پرداختن به امور علمی و پژوهشی خود را بر مشارکت و فعالیت مستقیم در فعالیت‌های سیاسی-اجتماعی ترجیح داده‌اند. نمونه بارز این امر را می‌توان در ماجرای محاکمه دکتر آقاجری در دوران اصلاحات دید که با وجود آنکه ایشان استاد دانشگاه تربیت مدرس بود، میزان اعتراضات و واکنش‌ها در این دانشگاه نسبت به دیگر دانشگاه‌های کشور به شکل محسوسی پایین‌تر بود.

اما این تمام ماجرا نبود. انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری و حوادث پس از آن و نقش برجسته‌ای که اساتید و دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس در این رخدادها بر عهده گرفتند همگان را نسبت به اهمیت و جایگاه برجسته آن هوشیار ساخت. میرحسین موسوی کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری و یکی از رهبران جنبش اعتراضی پس از انتخابات از موسسان و اعضای هیات علمی تربیت مدرس است. رییس ستاد انتخاباتی او، دکتر بهزادیان‌نژاد، و برخی از مسئولین کمیته‌های مختلف ستاد انتخاباتی همگی از خانواده تربیت مدرس بودند و مشاور ارشد و سخنگوی وی نیز دکتر علیرضا بهشتی بود که سال‌ها عضویت هیات علمی و مدیریت گروه علوم سیاسی این دانشگاه را بر عهده داشت. در جمع همراهان مهدی کروبی دیگر کاندیدای اصلاح‌طلب انتخابات نیز اساتید و دانشجویانی از این دانشگاه به چشم می‌خورند که تا پیش از این شاید حتی کسی فکر هم نمی‌کرد که چنین متهورانه وارد عرصه سیاست و مشارکت شوند.

به نظر می‌رسد ظهور چنین افراد و گرایش‌هایی در دانشگاه تربیت مدرس و اتفاقات دیگری مانند نامه ۱۱۶ تن از اعضای هیات علمی این دانشگاه به رهبری+، توجه جریان حاکم را به این دانشگاه برگردانده است. انتخاب برادر رییس دانشگاه تربیت مدرس به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز مزید بر علت شد تا دکتر فرهاد دانشجو که پیش از این تا حدودی سعی می‌کرد دانشگاه را از تاثیرات تحولات سیاسی برکنار دارد نیز تمام قد وارد میدان شود و در نقش نماینده متعصب جریان حاکم، مسئولیت اصلی فشار بر اساتید و دانشجویان را شخصا بر عهده گیرد. تلاش برای جمع‌آوری امضا از اساتید دانشگاه در نفی نامه ۱۱۶ نفر، که حتی با تهدید و ارعاب و تطمیع همراه بود؛ ممانعت از فعالیت اساتیدی چون دکتر بهشتی، دکتر بهزادیان‌نژاد، دکتر شکوری، و مهندس موسوی در دانشگاه +-که به شکل بی‌سابقه‌ای حتی تا ممنوعیت انتخاب آنها به عنوان استاد مشاور در رساله‌ها و پایان‌نامه‌ها پیش رفت- ؛ و حتی دخالت در انتخاب اعضای هیات‌های ممیزه دانشکده‌ها -که تنها به امور علمی و پژوهشی هیات علمی می‌پردازد و قاعدتا ارتباطی با مسائل سیاسی و عقیدیتی ندارد- از جمله فعالیت‌های دکتر فرهاد دانشجو است که البته در بسیاری از موارد حتی سندی نیز در این زمینه وجود ندارد و فشارها بیشتر به صورت شفاهی بوده است و در نتیجه امکان اعتراض قانونی به آنها نیز وجود ندارد.

به نظر می‌رسد ادامه این روند و در صورتی که چاره‌ای عاجل برای مقاومت در قبال این رفتارها از سوی اعضای استادان و دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس صورت نگیرد، می‌تواند پیامدهای خطرناکی را به همراه داشته باشد که مهم‌ترین آنها از میان رفتن فضای نشاط علمی و پژوهشی در دانشگاهی است که در طول عمر نه چندان طولانی خود، نقش برجسته‌ای را در شکل‌گیری تحولات اجتماعی و سیاسی بر عهده داشته است.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...