فروردین ۱۲، ۱۳۸۹

دلنوشته همسر فیض الله عرب سرخی به فرزندانش، ساجده و فاطمه، در سالروز تولدشان

بسمه تعالی
بهار بود ، سال ها پیش، بهار 1360 و دقیقا 2 سال بعد بهار 1362 که خداوند در اوج جوانی و نشاطمان، نعمت را به من و همسر مهربانم تمام کرد و دلبندان عزیزمان ، ساجده و فاطمه ، را به ما عطا فرمود. چقدر شیرین بود لحظه ای که پرستاری جوان و شاداب وارد شد و در حالیکه نوزاد را در آغوشم می نهاد، با لحنی بسیار جذاب گفت: " بو بکش، بوی بهار رسیده" .
و من چه خوب بوی بهار را با تمام وجودم استشمام کردم، عطری که دقیقا 2 سال بعد برای تکرار شد و زندگیمان را سراسر بهاری کرد.
یاد جمله ساده آن پرستار مهربان، هر سال زیباترین خاطره بهاریمان شد و قهرمان زندگیمان هر بهار با خنده ای شیرین، جمله همیشگی را یادآوری می کرد و با دیدن دختران دلبندمان مرا دعوت به استشمام بوی بهار می کرد.
و امسال باز بهار است و نمی دانم مرا چه شده که دیگر عطر بهار را از یاس های سپید و زیبا و شکوفه ها احساس نمی کنم. بهار را درکوچه باغ های متروک و تاریک جستجو می کنم و نمی یابم.
بدنبال سپیدارهای زیبا به هر سو چشم می دوانم اما هرچه می بینم بیداری سبز است و هرچه می شنوم فریاد سبز.
امسال پدر دلبندانم عطر بهار را از آن سوی دیوارها برایم به ارمغان آورد و شکوفا شدن بنفشه ها و یاس ها را در تاریکی سلول ها نوید داد که امسال بهار نیز در حبس بود و عطر بهار از روزنه ها و شکافهای رو به هواخوری، آسمان را معطر کرد. امسال بهار هم در سلول بود و عطرش را فقط در ملاقاتهای هفتگی بود که استشمام کردم.
و امسال بهار را چه زیبا با پیام همسر دربند و قهرمانم از دورترین فاصله ها آغاز کردم و در سالروز ولادتشان شکوفه های زندگیمان بازهم این زندان اوین بود که شاهدی بر جشن کوچک خانوادگی ما شد. اما خدارا شکر که اگر تولد شریک و همدل همیشگی زندگیم را بیرون از اوین و در مقابل دیوارهای بلندش برگزار کردیم، امروز تولد نور چشمانمان را درون اوین و با حضور پدر قهرمانشان به شادی نشستیم که این سبزترین جشن تولد عزیزانمان است، واین سبزی چه ماندنی شد هنگامیکه پدر با تقدیم کارت زیبای دست ساز و پیامی دلنشین، اشکهای شوق را بر دیدگان جاری ساخت.
دخترکانم ! دلبندانم! حیاتی را که من و پدر برای شما رقم زدیم شاید چیزی نبود که مطلوب شما باشد اما همواره نه تنها موءید راهمان بوده اید که با تمام وجود و با عشق و محبت، حمایت بی دریغ خود را توشه راهمان ساختید و مسیر سبزمان را هموار نمودید.
و در این بهار با میثاقی دوباره، عهدهایمان را محکم تر کرده و ثابت قدم تر از همیشه، صبر و استقامت را تا دیوارهای بلند اوین فریاد می کنم تا همه بدانند که خداوند به من منت گذارده، مومن ترین همسر و همراه ترین فرزندان را عطا فرموده است.
و اینک با قلبی سرشار از قدر شناسی و سپاس، تولدتان را تبریک می گویم دختران دلبندم و سوگند می خورم به سبزی بهار، که آینده از آن شماست.
مادرتان مریم شریعتمدار قدس
بهار سبز 1389

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...