فروردین ۲۴، ۱۳۸۹

فراخوان وبلاگ نویسی برای زندانیان گمنام حوادث پس از انتخابات

جمعی از حامیان جنبش سبز در تلاش برای شناسایی و معرفی افراد گمنامی هستند که در جریان حوادث پس از انتخابات بازداشت و همچنان بدون آنکه خبری از آنها باشد در زندان بسر می برند.

به گزارش کلمه همانطور که دکتر رهنورد در آخرین نوشته خود تاکید کرد:"زندانیان گمنام و بی نام و نشان بدنه ملت هستند. آنها نه خاکریز اولند و نه سنگری که فتح آن موجب خوشحالی شده باشد و نه سنگری که سیاسیون پشت آن پنهان شده باشند. خواسته آنها مشتی از خروارها مطالبات مردم اند."

در تعطیلات نوروز و هنگام آغاز سال نو نیزانتشار نامه ای از سوی جمعی از زندانیان گمنام بازداشت شده در حوادث پس از انتخابات توجه رسانه ها را به خود جلب کرد.

جمعی از زندانیان حوادث پس از انتخابات که نام هایی ناشناخته و یا کمتر شناخته شده برای مردم و رسانه ها هستند ،هم زمان با نوروز نامه ای نوشته و در آن پرسیدند :" چرا قاچاقچیان ، کلاهبرداران ، فروشندگان سوال های کنکور و دایر کنندگان خانه های فساد شامل عفو و مرخصی و آزادی مشروط می شوند ، اما کسی فکری برای ما نمی کند؟"

این زندانیان سیاسی در نامه خود نوشته اند که رسانه ای نبود که کلامی از ما بنویسد . حق داشتند . چه کسی ما را می شناسد ؟ از میان مردم ساده کوچه و خیابان بودیم که به جرم دریافت و ارسال پیامک و ایمیل ، تماشای تجمع های اعتراضی و همراهی با سکوت معترضان به نتایج انتخابات بازداشت شده بودیم.

در همین راستا بسیاری از سایت های خبری اقدام به جمع آوری اسامی و اطلاعات موثق از افراد گمنام بازداشت شده در حوادث پس از انتخابات کردند.از جمله سایت ندای سبز آزادی لیست ۳۵۰ نفره ای از این افراد را منتشر کرد.

در روزهای اخیر برخی از حامیان جنبش سبز طی فراخوانی خواستار وبلاگ نویسی در مورد افراد گمنام بازداشت شده در حوادث پس از انتخابات شده اند.

در این فراخوان وبلاگی آمده است:

بیایید تا شروع کنیم. زندانیان گمنام را از تنهایی سلولهای سرد و تلخ زندان‌ها بیرون بیاوریم. همراه‌ شان باشیم و تحمل سوزترین روزهای زندگی‌شان را همراه باشیم.

معرفی و حمایت از زندانیان گمنام کمترین کاری است که می توانیم انجام دهیم. این کمترین کاری است که هر وبلاگ نویس می تواند به هر نحوی انجام دهد. بیایید هر کدام به عنوان یک وبلاگ‌نویس دست کم در یک مطلب به شرح کامل یک زندانی بی‌نام و نشان و یا حمایت نشده بپردازیم.

بیایید هر کدام برادری و خواهری‌مان را به آن عزیزی که در زندان تنها مانده ثابت کنیم. بیایید ثابت کنیم که آن‌ها تنها نیستند و ما به یادشان هستیم. بیایید تا نشان بدهیم که ماه‌ها و سال‌های حبس آن‌ها بیهوده در زندان نمی‌گذرد و این بیرون کسانی هستند که می‌توانند کمک کنند و تحمل این بار سخت را برای‌شان اندکی کم‌تر کنند.

شاید از این رهگذر بشود کمک‌های بیش‌تری به آنان کرد. ده نفر هم این‌کار را کنیم، دست کم ده زندانی را معرفی کرده‌ایم از خیل این زندانیان، بیاید برای یک بار هم که شده زیور نام عزیزی را زینت وبلاگ‌‌های‌مان کنیم که در عین آشنایی نمی‌شناسیمش. شاید این‌گونه کم‌تر شرمنده باشیم که آن‌ها در زندان‌اند و ما این بیرون به تماشای هیچ ایستاده‌ایم.

بیایید تا بگوییم اگر جنبش سبزی هستیم هنوز ایستاده‌ایم و از هم‌قطاران‌مان دفاع می‌کنیم، اگر دغدغه‌مان حقوق بشر است برای‌مان زندانیان هیچ فرقی ندارند و به خود این زحمت کوچک را می‌دهیم که از عزیزی که نمی‌شناسیم قلم بزنیم، بیایید ثابت کنیم که فقط با زندانی شدن نام‌داران مشکل نداریم با زندانی شدن هر شخصی به خاطر اندیشه عقیده‌اش مخالفیم.

در کنار این فراخوان وبلاگی صفحه ای با عنوان اسرای گمنام برای معرفی افراد بی نام و نشان در بند در صفحات شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک ایجاد شده است.تا هر شهروند ایرانی و حامی جنبش سبز امکان معرفی افراد گمنام دربند با مشخصات کامل آنها را داشته باشد.تا در این راستا امکان پیگیری و کمک به این افراد فراهم شود.

۴ نظر:

  1. با سلام سایتتان بهتر شده!
    ایکاش دیوارهای خودی و غیر خودی را فرو ریزید. ایکاش سبز سبز شوید،
    ایکاش!
    اما گویا دارید می شوید.
    زندانیان را آنها آزاد نخواهند کرد!
    آنها کارشان همین است!
    این ما هستیم که باید کار خودمان را بکنیم.
    کار ما سبز شدن است،
    سبز شدن یعنی برویم زندان اوین،
    و آنها را آزاد کنیم.
    کار ما دیدن روی گل سرخ نباید باشد !
    تنها!
    کار ما کاشتن بوته و بوته های گل سرخ،
    و درختانی سبز هم باید باشد!
    کار ما رفتن زندان اوین،
    و زدن فریادهای همه سبز هم،
    آری باید باشد
    باید ما همگی برویم بالا،
    از دیوار زندان اوین، زندانهای اوین
    و زندان را آزاد کنیم،
    و در آن تابلوی سبزی از برگ
    آویزان کنیم،
    ودر آن، بر دیوارش پنجره بکاریم،
    و در بنشانیم
    و درش را، درهایش را،
    بگشاییم بروی خورشید!
    آری آنها در ِ زندان اوین را خود،
    هرگز به بخواهند گشود!
    و دوستان همه در آنجا
    نم کشیدند همه!

    پاسخ دادنحذف
  2. اگر خانم نظر اهاری اجازه بدهندنوبت به درد افراد گمنام دربند برسد.در یادداشتی خواندم یکی از مشکلات ایشان نبود هندوانه در زندان بوده.

    پاسخ دادنحذف
  3. از حلقه تنگی که برای خودتان ساخته اید بیزارم.از خودنمایی های برخی بیزارتر.اگر به دنبال احقاق حق مردم هستید چرا برخی را برتری می دهید.

    پاسخ دادنحذف
  4. آری آنها در ِ زندان اوین را خود،
    هرگز به نخواهند گشود!
    درست است
    در ِ زندانها را می گویم، در ِ زندانها را می گفتم!
    و اینجا اداره ی دولتی ست! دولت! و من وقت ندارم که سرم را بخارانم!

    پاسخ دادنحذف

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...