فروردین ۲۴، ۱۳۸۹

پيرمرد زنده‌ است

دكتر يدالله سحابي از ميان مردم برخواست با مردم زندگي كرد با مردم خنديد و گريست بر سر سفره مردم حاضر شد و مردم را بر سر سفره خود نشانيد با مردم نماز گزارد و با مردم خداي مهربان را ستايش كرد و سرانجام در ميان مردم چشم از جهان فروبست .اندوه و حزن مردمي كه ديروز پيكر پاك او را بدرقه كردند شاهد اين مدعاست.

بي‌ادعا كم‌آزار پاكدامن راستگو درست كردار دقيق و مؤدب بود. در عين تواضع و فروتني در چشم همگان بزرگ و موقر مي‌نمود. محضرش محضر علم حلم صداقت و حق‌جويي بود. نه در پي نكوهش وسرزنش بود و نه عيب كسي را جستجو مي‌كرد.

كوشيد نه كينه كسي را به دل گيرد نه بخل ورزد و نه بدزباني كند كه رسول‌الله(ص) فرموده‌است: خداوند مردمان بخيل كينه‌توز بدخوي و بدزبان را دشمن مي‌دارد وشريرترين خلق خدا كسي است كه از لغزشي در نمي‌گذرد و عذري را نمي‌پذيرد و از گناهي در نمي‌گذرد.

حرمت خون و آبروي مردم نزد او مهم بود زيرا مي‌دانست كه رسول‌الله فرموده‌است: نخستين امري كه ميان مردم روز قيامت مورد بررسي قرار مي‌گيرد خونهاست .

از آبروي انسانها و حرمت مظلومان دفاع مي‌كرد كه رسول‌الله خود فرموده‌است :هر كسي از آبروي برادرش دفاع كند، خداوند در قيامت آتش دوزخ را بر او حرام مي‌كند.

بي‌ادبي‌ها و جفاها را با طاقتي درخور تحمل مي‌كرد و پوزش عذرخواهان را مي‌پذيرفت كه بازهم رسول‌الله فرموده‌است: كسي كه از تقصير نادمي درگذرد، خداوند در روز جزا از تقصير او درخواهد گذشت.

چه تهمت‌ها كه بر او نبستند و چه بي‌رسمي‌ها كه در حق او روا نداشتند، اما اين رادمرد وارسته بي‌اعتنا به همه اين نامردي‌ها دست از خدمت مردم نشست.

حكيمي انگليسي در مقاله‌اي كه در باب حقيقت نگاشته دروغ را به دو نوع سياسي و علمي تقسيم كرده و گفته‌است: دروغ سياسي موجه است و ابزار كار مردان سياست، اما دروغ علمي نه تنها خيانت به نسل حاضر كه خيانت به آيندگان است. دكتر يدالله سحابي اصالتاً اهل علم و سياست بود‌، اما آيا كسي را مي‌شناسيد كه شهادت دهد بر لسان او دروغي جاري شده‌است؟ و چه سهل و آسان نظر آن حكيم دروغگو را ابطال كرد. هرگاه حقيقتي يافت با صداي رسا اعلام كرد و توجه نكرد كه مطبوع طبع خاص و عام هست يا نه!

در راه دينداري استقلال آزادي و سربلندي اين ملك و ملت رنجهاي بسياري را بر خود هموار مي‌كرد، اما هرگز مأيوس و نااميد نشد. يقين داشته‌باشيد اجر او در آزادي و استقلال ايران كمتر از ديگر رهبران انقلاب نيست ضربتهايي كه با علم و عمل خود بر تن استبداد زد ستودني است‌ .با اين همه، برخلاف ظاهرسازان كمترين ادعايي را نداشت. آيا مي‌توانستيم تصور كنيم در كالبد آن پيكر نحيف جهاني از بزرگواري جاي گرفته‌است. نه به كسي حسادت ورزيد و نه حسرت دنيا را بر دل گرفت‌.بي‌نيازي او ناشي از پشتوانه مادي نبود؛ بي‌نيازي او امري معنوي و اعتقادي بود. در دوره‌اي كه به استمالت و دلجويي نياز داشت همراهان و همگامانش را به همراه فرزند برومندش زير نام براندازي به حبس بردند، اما رنجيده و تكيده صبر كرد و بردباري به خرج داد و از حقوق مردمان دفاع كرد و در دايره انصاف عقل و تدبير پايدار باقي ماند.

براستي چرا ما مردمان قدر مردان و زنان پارسا دانشمند حقگو دلير، وارسته و عدالتخواه خويش را تا زنده‌اند پاس نمي‌داريم؟ چرا از نصايح مشفقانه آنان سر باز مي‌زنيم؟ چرا تاب تحمل حقگويي ديگران را نداريم؟ و اصولاً چرا نمي‌پذيريم كه الزامي نيست ديگران مانند ما بينديشند سخن بگويند و عمل كنند. بي‌شك او از زمره مردان بزرگي است كه ايران در يك قرن اخير در دامان خود پرورده‌ است.

بزرگي را نه به زور مي‌توان خريد و نه به زر، و اصولاً مگر در بازار جهان بزرگي را معامله مي‌كنند؟ اين گوهري است كه با رفتار و كردار و گفتار شايسته و درست بتدريج سفته مي‌شود و همت و از خودگذشتگي و راستي و صداقت است كه انسان را كنار اين خوان نعمت بي‌دريغ مي‌رساند.

آيا پير ما مرده‌ است؟ نه، او زنده‌ است. اگر دلهاي مردمان منصف را بجوييد، در دل هزاران هزار مردمي كه از سخن قلم و قدم او خير ديده‌اند جاي دارد .بزرگان خود را قدر بدانيم. رحمت و درود خداوند بر او باد.

برگرفته از کتاب یادنامه ی دکتر سحابی به کوشش علی اکرمی

۱ نظر:

  1. آفرین به ادب و متانت تو در پاسداشت این مرد بزرگ
    روحتان شاد و قرین رحمت ایزدی باد

    پاسخ دادنحذف

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...