مهر ۲۰، ۱۳۸۹

دشمن ظالم و یاور مظلوم باشیم

عنوان این یادداشت برگرفته از وصیتی است که امام علی‌(ع)، پس از ضربت خوردن و در بستر برای دو فرزند دلبندش فرموده است (نهج البلاغه/نامه ۴۷). آن حضرت در جای دیگر می‌فرماید:

«برای زوال نعمت خدا و شتاب خشم و انتقام او، هیچ چیز کارگرتر از ستمگری نیست؛ زیرا خداوند دعای ستمدیدگان را می‌شنود وهمواره در کمین ستمگران است» (نهج‌البلاغه، نامه۵۳).

و می‌فرماید:

«ستمگری، قدم را می‌لغزاند، نعمت‌ها را سلب می‌کند و امت‌ها را به نابودی می‌کشاند» (غرر الحکم، ح۱۷۳۴).

و از میان ستم ها از همه بدتر ستمی است که ستمدیده فریادرسی جز خداوند نداشته باشد. پیامبر خدا می‌فرماید: «خشم خداوند سخت است بر آن که به کسی ستم کند که یاوری جز خدا نمی‌یابد» (کنزالعمال، ح۷۶۰۵). و امام علی(ع) می‌فرماید کیفر ستم به کسی که یاوری جز خدا ندارد زودتر از کیفر سایر گناهان و ستم‌ها به ستمگر می‌رسد (بحار الانوار، ح۷۵، ص۳۲۰). امام باقر(ع) می‌فرماید پدرم هنگام وفات وصیتی به من کرد و فرمود پدرانش نیز همین وصیت را کرده‌اند: «زنهار از ستم کردن به کسی که در برابر تو یاوری جز خدا نمی‌یابد» (الکافی، ج۲، ص۳۳۱).

و بزرگ‌ترین ظلم و ستم در اسلام قتل نفس بی‌گناه است. خداوند تعالی می‌فرماید: «هر کس کسی را بدون حق قصاص یا بی‌آنکه بر روی زمین فساد و تبهکاری کرده باشد بکشد، مثل آن است که همه مردم را کشته باشد» (مائده/۳۲) و می‌فرماید: «هر کس مومنی را عمدا بکشد، کیفرش دوزخ است که در آن جاویدان خواهد بود. و خدا بر او خشم می‌گیرد و لعنتش می‌کند و عذابی بزرگ برایش آماده ساخته است» (نساء/۹۳).

پیامبر اسلام می‌فرماید: «سرکش‌ترین مردم کسی است که بی‌گناهی را که قصد کشتن او را نداشته، بکشد و غیر زننده خود را بزند» (امالی الصدوق، ص۲۸). و می‌فرماید: «در روز قیامت نخستین چیزی که درباره آن میان مردم داوری می شود، خون است» (کنز العمال، ح۳۹۸۸۷). و می‌فرماید: «اگر همه دنیا نابود شود، نزد خدا اهمیتش کمتر از خونی است که به ناحق ریخته شود» (الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۲۹۳). و می‌فرماید: «هر کس با نیم کلمه حرف در کشتن مومنی کمک کند، روز قیامت خدا را دیدار می‌کند در حالی که بر پیشانی او نوشته شده است: محروم از رحمت خدا» (کنزالعمال، ح۳۹۸۹۵).

پس در متون دینی و سخنان بزرگان ما ظلم و ستم به بندگان خدا بدترین گناه، و ستم به انسان بی پناه بدترین ستم، و قتل نفس بی‌گناه بالاترین ستم و گناه است. اما این عجیب است که همین حادثه در جامعه و نظامی که شعارش اسلام است، رخ می‌دهد و کسانی که خود را پرچمدار و مدافع دین می‌دانند نه تنها از کنار این ظلم وحشتناک راحت می‌گذرند، بلکه تلاش می‌کنند که آن را کوچک و فرعی نشان دهند و حتی برای آن محمل نظری و تئوری نیز درست کنند. در صفحه اول نشریه پرتو سخن، که تحت اشراف یک فقیه و فیلسوف و مدرس اخلاق حوزه علمیه قم اداره می‌شود، چنین تیتری آمده است: «وقتی یک بحث فرعی، اصلی می‌شود» این تیتر، عنوان سرمقاله نشریه (۱۴/۷/۸۹) است که توسط مدیر مسئول نوشته شده است. نویسنده این سرمقاله به روزنامه جمهوری اسلامی مورخ ۸/۷/۸۹ اعتراض شدیدی دارد که چرا بیانیه خانواده قربانیان کهریزک را تیتر کرده است. ایشان پس از بیان اینکه نباید کشته شدن چند نفر توسط نیروهای خودسر را اینگونه بیان کرد، نکاتی را بیان می‌کند که قسمت‌هایی از آن را نقل می‌کنیم:

«معلوم نیست که چرا «جمهوری اسلامی» حداقل در برخی از موارد مسائل فرعی کشور را در جایگاه امور اصلی می‌نشاند که مورد مذکور در این نوشتار تنها یک مصداق از آن است و این برخلاف نص صریح فرمایش رهبر معظم انقلاب است»

«به نظر می‌رسد دست‌هایی در کار است که مساله کهریزک را نه تنها بیش از حد بزرگ جلوه دهد بلکه آن را به زخمی کهنه و فرساینده روح و جان مردم تبدیل نماید که هوشیاری مسئولان مربوطه و آحاد ملت ما می‌تواند این امر را خنثی کند»

«بر مجازات آمران تاکید شده است که البته موضوعی به حق و صحیح است؛ اما نباید از این نکته غافل شد که این سران فتنه بودند که این ماجرا را رقم زدند و باید پاسخگوی تمام خون‌ها و خسارت‌های مادی ومعنوی باشند».

بسیار جالب است. جنایتی دردآور در درون یک جامعه رخ داده است جوانانی از فرزندان این ملت به جرم شرکت در راهپیمایی (هر چند به گفتة مسئولان بدون مجوز وغیر قانونی) دستگیر و به زندانی وحشتناک منتقل می‌شوند. در آن زندان که حتی برای نگهداری حیوان مناسب نیست چنان مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند که عده‌ای از آنان کشته می‌شوند. این حادثه یک حادثه جزئی فرعی است!!! وای بر ما! چه بر سر اسلام می‌آوریم! آیا اسلام این است؟! روایات و آیات را مرور کنیم. آیا این مصداق آشکاری از ظلم و ستم به بی پناهان و قتل و خون‌ریزی نیست؟ پناه بر خدا از فریب شیطان! این نیروهای خودسر چه کسانی هستند که کلید حل معماها شده‌اند. هر جا رسوایی به بار می‌آید پای اینان به وسط کشیده می‌شود، از قتل‌های زنجیره‌ای تا حمله به خانه شخصیت‌ها و تا حادثه جانکاه کهریزک.

و باز بسیار جالب است. بهتر است که نیروهای خودسر هم دستشان از این جنایت هولناک پاک گردد و جرم را بر گردن، به گفته نویسنده، سران فته بیندازیم. چه استدلال روشن و قاطعی و چه برهان آشکاری! برهانی که در تاریخ بی سابقه نیست. در بحبوحه جنگ صفین امر بر عده‌ای از انسان‌های ظاهر بین کج فهم مشتبه شده است که آیا علی بر حق است یا معاویه. در همین جنگ عمار یاسر به شهادت می‌رسد. همگان این سخن پیامبر را شنیده‌اند که عمار یاسر به دست طائفه‌ طاغی و یاغی کشته خواهد شد. این امر باعث می‌شود که در میان دو اردوگاه ولوله‌ای ایجاد شود و پایگاه و جایگاه معاویه به خطر ا‌فتد. عمرو ابن العاص دست به کار می‌شود و مشکل را حل می‌کند. سخن عمرو، که عده‌ زیادی را قانع می‌کند، این است که: درست است که پیامبر درباره عمار این سخن را فرموده و پیامبر درست فرموده است. اما قاتل عمار کیست؟ معاویه یا علی؟ چه کسی عمار را به میدان آورد؟ مگر نه این است که علی‌(ع) او را به میدان آورد؟ پس قاتل عمار علی‌(ع) است نه معاویه. این استدلال برای انسان‌های کج فهم سبک مغز قانع کننده است. اما کسی که به خود اجازه اندکی تعقل و تامل می‌دهد می‌گوید که مطابق این استدلال قاتل شهدای احد نیز پیامبر‌(ص) است.

بگذریم. تلاش برای کم رنگ کردن ظلم و ستم، آن هم از نوع وحشتناک آن، ستمی بزرگ به دین و مملکت و ملت است.

خداوند تعالی می‌فرماید: «به کسانی که ستم کرده‌اند متمایل مشوید که آتش (دوزخ) به شما می‌رسد، و در برابر خدا برای شما دوستانی نخواهد بود، و سرانجام یاری نخواهید شد» (هود/۱۱۳).

آری، روز قیامت دیگر دوستان حزبی انسان نمی‌توانند انسان را یاری دهند. پس به ظلم و ستم کمک نکنیم و برای‌ آن محمل نسازیم. پیامبر خدا می‌فرماید:

«چون روز قیامت شود منادیی ندا دهد: کجایند ستمگران و یاران آنان؟ آن که دواتی برای آنان لیقه کرده، یا سر کیسه‌ای را برای آنان بسنه، یا قلمی برای آنان در مرکب فرو برده است. پس آنان را نیز با ستمگران محشور کنید (بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۱۱)

و امام صادق(ع) می‌فرماید: «ستمگر و یاری دهنده‌اش و کسی که به ستم او راضی باشد، هر سه در ستم شریکند» و می‌فرماید: «اگر بنی‌امیه کسی را نمی‌یافتند که برایشان بنویسد و مالیات جمع‌آوری کند و برایشان بجنگد، هرگز نمی‌توانستند حق ما را سلب کنند» (الکافی، ج۲، ص۳۳۳ و ج۵، ص۱۰۶).

منبع: وبلاگ نویسنده


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...