بسم الله الرحمن الرحیم
1- واتل عليهم نبأ الذي آتيناه آياتنا فانسلخ منها فاتبعه الشيطان و كان من الغاوين. (سوره اعراف، آيه 175 )
« بر آنها بخوان سرگذشت كسی را ( بلعم باعورا عالم زمان موسی را ) كه آيات خود را به او داديم اما او ( به واسطه کفر در اعتقاد و کفران در عمل ) از آنها تهی گشت، پس شيطان او را دنبال کرد و او عاقبت از گمراهان گردید».
2- اللهم لا تكلني الي نفسي طرفة عين ... (نهج الفصاحه، جلد 2 ، صفحه 1006 ، شماره 6316 )
« خداوندا مرا به اندازه یک چشم برهم زدنی به خود وامگذار...».
اینجانب حبیب الله امیری در سال 1346 و در اوج مظلومیت مرجعيت شيعه، برای حمایت از اسلام و نماد انقلابی مرجعیت وارد حوزه علميه قم شدم. در این راستا در سال 1350 توسط اداره اطلاعات شهربانی قم شناسائی و دستگير شده و سپس با وساطت برخی از دوستان آزاد گشتم. در سال 1353 مجددا توسط كميته مشترك ضد خرابكاری تحت تعقيب قرار گرفته و بعد از مدتها زندگی مخفی، بالاخره در سال 1355 دستگير و روانه كميته مشترك شدم. بعد از پیروزی انقلاب و پس از بهبودی نسبی از آثار بجای مانده از زندان - از جمله ضایعات نخاعی که هنوز عواقب آن باقی مانده است - عازم جبهه های جنگ شده و تا پايان جنگ در منطقه حضور داشتم. در جبهه های جنگ با بمباران شیمیائی منطقه، از ناحیه دستگاه تنفسی و... شیمیائی شده که هنوز از ناحيه حنجره دچار مشکلات زیادی هستم و هر از چندگاهی حتی از صحبت کردن نیز عاجزم، و همچنین برای در امان بودن از درد و سوزش چشم ناچارم همه روزه به فیزیوتراپی مراجعه کنم. بايد بگويم که هیچگاه از اين رنج ها و مصائب، چون بر اساس احساس وظيفه دينی و ملی ام بوده است پشيمان و نادم نبوده و نيستم، بلكه آن مسئله ای كه مرا بسيار می آزارد، حوادث تلخ و غیر مترقبه ای است كه هرگز انتظار وقوع آن را نداشتم.
با توجه به آيه و روایت فوق، هنگامی که حضرت محمد (صل الله علیه و اله) در مناجات با خدای خویش از خداوند متعال می خواهد که طرفة العینی او را به خود وامگذارد پس هیچ مقام و شخصیتی نمی تواند ادعا كند که از اغوای شيطان در امان است، لذا خط قرمزی برای هیچ کس وجود نداشته، بلکه باید افکار و اعمال همه افراد مورد نقد قرار گیرد تا جامعه بتواند به نحو احسن سیر تکاملی خویش را طی نماید. بر همین اساس در جهان امروز، در همه کشورها جهت کنترل و مهار حکومت از طغیان و انحراف، قانون اساسی به عنوان میثاق ملی وجود دارد. و با توجه به اخطار قرآن در مورد شیطان، هر مقامی در هر جایگاه و موقعیت ممکن است مورد اغوای شیطان قرار گیرد، پس حق مسلم جامعه و ملت است که همه مسئولین نظام را به رعایت تمامی اصول قانون اساسی ملزم ساخته و از منحرف کردن اصول نظام جمهوری اسلامی توسط هر شخص و شخصیتی جلوگیری نماید و نیز بر مسئولین نظام است که با امکانات گوناگونی که در اختیار دارند با رفتار و عمل نیک خویش و با منطق و برهان توده های مردم را ارشاد نمایند.
حضرت امام خمینی (ره) پس از استقرار در پاريس، در سخنرانی ها و مصاحبه های خود حكومت جمهوری اسلامی را تشريح نمودند، و در مورد آزادی عقیده طی مصاحبه هایی متعدد از جمله با روزنامه هلندی دی ولت گرانت اظهار داشتند: «در جمهوری اسلامی كمونيست ها نيز در بيان عقايد خود آزادند». (صحيفه نور، جلد سوم، صفحه 48)
با توجه به بيان صريح حضرت امام (ره) این مسئله قابل توجیه نیست که علاوه بر برخوردهای ناشایست با نخبگان و روشنفکران، با حضرت آيت الله العظمی منتظری (ره) به عنوان يك مرجع تقليد با آن همه سوابق درخشان و به عنوان اسوه جهاد و مبارزه و دومين شخصيت انقلاب اینگونه برخورد شده و می شود. بيش از 20 سال است که مطالب ايشان اعم از مسائل سیاسی و اجتماعی و... در سانسور و انزوای کامل خبری قرار دارد. ای كاش به همين مقدار اكتفا می شد که از تهمت و افترا و ناسزا، چه در صدا و سيما و چه در مطبوعات حتی پس از رحلت اين مجاهد نستوه آنچه در توان داشتند، نوشتند و گفتند و اجازه ندادند در زمان حیات، ایشان از حقوق اوليه شهروندی در دفاع از خويش استفاده نمایند. و پس از رحلت معظم له در حالی که بسياری از علماء و مراجع، بقاء بر میت را جایز و حتی اجازه تقليد ابتدائی از مرجع ميت اعلم را صادر می کنند، پس از گذشت هفت ماه از رحلت فقيه عاليقدر(ره)، عده ای به سرکردگی شعبان بی مخ های دوران به دفتر و بیت ایشان هجوم برده و پس از تخریب بسیار و غارت اموال و انجام حوادثی كه در شأن هيچ رژيمی نيست، با مجوز تشكيلاتی كه در قانون اساسی نامی از آن برده نشده است درب دفتر فقيه عاليقدر را پلمب نمودند، آيا آن جمع كثير مسلمانانی كه می خواهند به تكليف شرعی مسئله بقای بر ميت عمل كنند برای حل مسائل شرعی خویش به كجا مراجعه نمایند؟ چرا در جمهوری اسلامی چنين بدعت های خطرناكی باب می شود؟ چرا برای حكومت های آينده در ايران و ساير بلاد اسلامی الگوهای زشتی ملاک قرارمی گیرد؟ چرا در جمهوری اسلامی با اینگونه حرکتها که با هیچ منطقی پذیرفته نیست امنیت روحانيت شيعه در ساير كشورها آسيب پذير می شود؟ آیا خبر دارید همزمان با این بی حرمتی ها، روحانیت شیعه در مدينه منوره مورد تهاجم پليس سعودی قرار گرفته است؟!
ملت ايران مومن، فهيم، شجاع، مهربان، صبور و غيور است و مملكت ايران در دنيا از دير زمان تنها كشوری است كه به عنوان شيعه اثنی عشری شناخته شده است. اين ملت با ديدن جنايات روزافزون رژيم طاغوت و با توجه به اينكه مردم از ديرباز به طور وصف ناپذيری به اسلام و روحانيت اعتماد و اعتقاد داشتند و با توجه به وعده های قبل از پیروزی انقلاب به ويژه در هنگامی كه حضرت امام (ره) در پاريس مستقر بودند (مطالب جلد سوم و چهارم صحيفه نور) متاسفانه شاهدند که آن وعده ها عملی نشده است؛ و نیز شاهد بودند در رابطه با فقیه عالیقدر (ره) با توجه به آن همه سوابق درخشان علمی و مبارزاتی و مقبولیت عامه ای که داشتند درحالی که مجلس خبرگان ایشان را بعنوان رهبر آینده نظام انتخاب کرده بود، آن حوادث شومی که هرگز تصور نمی رفت انجام گرفت و قانون اساسی كه عصاره همان وعده ها و ثمره خون شهيدان است، اصول آن يكی پس از ديگری به طور رسمی نقض و در نتيجه اعتماد ديرينه اين ملت مظلوم، به بازی گرفته می شود.
دروغ، دغل، چاپلوسی، افترا، ناامنی و تجمل پرستی و گرانی ویرانگر هر روز گسترده تر می شود. طبيعی است كه در نتيجه چنين وضعی اعتماد و اعتقاد مردم به شدت سلب شده است. به همین علت است كه ايران در آمار فساد و اعتياد و ... يكی از بالاترين كشورهای دنيا به حساب می آید. اگر خواهان جامعه ای سالم هستيد بايد بدانيد با تشكيل وزارت مبارزه با جنگ نرم و یا تصويب لايحه کذایی حمايت از خانواده نه تنها به آن هدف نخواهيد رسيد، بلكه دامنه فساد گسترده تر خواهد شد. بايد مسئولين امور بدون استثناء در پيشگاه ملت صادقانه به رعايت و اجرای همه اصول قانون اساسی متعهد شوند، كه در نتيجه صداقت و درستی گسترش خواهد يافت و اعتماد و اعتقاد ملت به نظام جمهوری اسلامی باز خواهد گشت. يادمان نرود كه اول انقلاب به علت اينكه مردم به روحانيت اعتماد داشتند حتی افرادی که به فساد و اعتیاد و... مبتلا شده بودند، متحول گشته و به انسانهایی پاك و مومن و جان بر كف برای اهداف مقدس اسلام و وطن مبدل گشته و حتی بعضا در دوران انقلاب و سپس در جبهه های جنگ به درجه شهادت نائل آمدند.
بارخدایا از تو می خواهم به امت اسلامی تحمل و صبر برای فقدان جانکاه و رحلت بزرگ مرجع عالم تشیع و مجاهد نستوه و مبارز خستگی ناپذیر فقیه عالیقدر عطا نموده و اهداف او را که همان اهداف دین مبین اسلام است را محقق فرمائی.
خدایا از تو می خواهم وسیله رهایی و استخلاص زندانیان بیگناه به ویژه زندانیان سیاسی، و حل مشکلات اقتصادی و دیگر نابسامانی های این ملت عزیز - که از دغدغه های همیشگی حضرت آیت الله العظمی منتظری(ره) بودند - را به بهترین وجه ممکن عملی سازی.
«والسلام علی من اتبع الهدی»
6/7/1389 - قم - حبیب الله امیری
آقای حبیب الله امیری از مبارزان قبل از پیروزی انقلاب و از فرماندهان سپاه در زمان جنگ و فرمانده کمیته انقلاب اسلامی قم قبل از ادغام نیروهای انتظامی میباشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر