شهریور ۲۰، ۱۳۸۹
آموزههای علی (ع)، شاکله وجودی طالقانی
از زمانی که پدر در قید حیات بود تا امروز پیوسته به این موضوع فکر می کردم و در من بود که چه عواملی در تکوین شخصیت طالقانی نقش داشتند؟ شاید عوامل و دلایل زیادی برای ریشه یابی شخصیت او مطرح باشد ولی نکته اینجاست که شخصیت و منش طالقانی به گونه ای بود که مخالفین و موافقین را جذب کند.
از خود می پرسم چگونه بود که نسبت به همه حسن نظر داشت و نسبت به کسانی که در شرایط مختلف تغییر موضع می دادند و رنگ عوض می کردند، یا نسبت به حقوق مردم بی تفاوت بودند، با ناراحتی و پرخاش برخورد می کرد و از رفتار بی ثبات آنها رنج می برد؟ چرا نسبت به جریاناتی که صرفا پول و ثروت را عامل قدرت یابی و حفظ قدرت می پنداشتند بدبین بود؟
از خود می پرسم چگونه پیش از آنکه به خود بیاندیشد به توانایی ها و استعدادهای نهفته مردم می اندیشید؟ و چرا سعی می نمود مردم را هوشیار و آگاه کند تا استعداد و توانایی های نهفته آنها بروز یابد؟ چرا نسبت به قدرتمداران و استثمارگران خشمگین بود و با آنان به طور مسالمت آمیز مبارزه منطقی و فکری داشت؟ و چگونه ظرفیت وجودی او شکل یافته بود که اشتباهات بزرگ اطرافیان را نادیده می گرفت و گذشت می کرد و در زندگی همیشه با تساهل رفتار می نمود؟
چرا حتی با زندانبانان خود رفتاری داشت که آنها با او یار و همدل می گشتند و پیرو اندیشه و رفتار او می شدند. با چه دیدگاهی با بازجویان به بحث و گفت و گو مینشست تا ثابت کند در تاریخ اسلام رفتاری از پیامبر(ص) و علی(ع) نقل نشده که فردی را شکنجه یا آزار و اذیت کنند و پیوسته به گذشت و رفتار خردگرایانه از جانب زندانبانان و بازجویان تکیه داشت؟ چگونه زیست که پس از او دارایی قابل ذکری به جا نماند و در طول حیات شاید دیگران از او ستاندند اما او با بزرگواری از عمل آنها عبور کرد؟
او هیچ گاه از بدگویان خود گله نکرد و با بزرگواری از عیب جویان و رفتار زشت کج اندیشان عبور می نمود، تا جایی که با ابتکار او نماز جمعه برپا شد و مسوولیت برگزاری نماز جمعه نیز بدو واگذار شد.مسئولیتی سخت و طاقت فرسا. در آن زمان پیوسته گله و شکایت می آمد که چرا فلان آیات را در نماز جمعه خواندید و فلان آیات را نخواندید! و او هم چنان مقاوم و صبور راه استوار خود را ادامه می داد.از خود می پرسم چطور با صبر و تحمل هیچ گاه نه تنها به کسانی که اورا وهابی یا... می دانستند گلایه نکرد، بلکه اگر مایل بودند با استدلال و منطق به گفت و گو با آنان می پرداخت و نظر آنها را تغییر می داد؟ به همین دلیل هم بود که بسیاری از روبرو شدن با استدلال های ایشان می گریختند و او به راه خود ادامه می داد و به برداشت و دریافت هایش از کتاب خدا و سنت تداوم می داد.
در حیرت بودم چرا نسبت به انسان ها در هر جایگاه و موقعیتی که بودند احترام می گذاشت و با بزرگواری با آنان نشست و برخاست می نمود و سعی داشت نقاط مثبت دیگران را شناسایی و تقویت نماید؟ برای او پیر و جوان، روستایی و شهری، رئیس و مرئوس تفاوتی نداشت و همگان ارزش و جایگاه انسانی را در کنار او حس می کردند؟ خلاصه آنکه او تاکید داشت تاریخ بخوانید و تاریخ اسلام و تاریخ ویلدورانت را مطالعه کنید. ترجمۀ جلد اول کتاب امام علی(ع)را نیز با این منشا فکری آغاز کرد، ۷ جلد بقیۀ آن را دکتر محمد مهدی جعفری ترجمه نمود.
من نیز پس از آنکه این کتاب را مطالعه کردم توانستم ذره ای از وجود و حیات حضرت علی(ع) را درک کنم و فهمیدم که مرحوم سید محمود طالقانی چرا چنین بود که نقل کردم، شاید بتوان ادعا نمود چون طالقانی تربیت شده مکتب انسان ساز علی بود آموزه های علی را نیز به جان گرفته و عوامل مستعد ژنی و محیطی او در هم آمیخته و در شاکله او منش و روشی علی گونه رخ نموده بود.
«خدایش رحمت خاص را نصیب او گرداند، جایگاهش متعالی و انشاءا.. متعالی تر گردد.»
منبع: پارلمان نیوز
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیتخواهی دارند
امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد میآوریم. او در گفتوگو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر