نصر حامد ابوزید را تکفیر پرآوازه کرد. وقتی او کتابهای خود را به شورای استادان دانشگاه قاهره فرستاد تا به او درجه استادی دانشگاه بدهند، گردانندگان آن شورا دادگاهی را در مصر تحریک کردند وی را به استناد نوشتههایش تکفیر کند و به جدایی او از زناش، ابتهال یونس، حکم نماید.
به گزارش کلمه به نقل از سایت های خبری، شرایط امنیتی برای او آن اندازه دشوار شد که در سال ۱۹۹۵ به هلند مهاجرت کرد و در دانشگاه لیدن و سپس در اوترخت به تدریس و تحقیق پرداخت. این روستازاده بینوای سختکوش و تنخسته، به شهرتی عالمگیر رسید و آثارش در کانون توجه قرآنشناسان قرار گرفت و قدرش شناخته شد.
تکفیر در روزگار جدید در مصر سابقهای ریشهدار، تلخ و خشن دارد. پیشتر کسانی چون نجیب محفوظ، نویسنده برنده جایزه نوبل تکفیر شده و حتی مورد سوء قصد قرار گرفته بودند. یکی از گروههای تندروی اسلامی در مصر «جماعه التکفیر و الهجره» نام دارد.
ابونصر پیش از هر چیز قرآنشناس بود. قرآن در میان اهل سنت جایگاهی متفاوت از تشیع دارد. قرآن برای سنیها، متنی بنیادی است، اما برای شیعیان این متن زیر شعاع حدیث امامان است. از این رو، سنت تفسیری و قرآنشناسی اهل سنت، بسی نیرومندتر از سنتِ تفسیری شیعه است. در سده بیستم جز محمدحسین طباطبایی و تفسیر المیزان او، بحث درباره قرآن گرایش اصلی در میان روحانیان به شمار نمیرفته است.
از سوی دیگر، بازگشت به قرآن در مقام شعاری ایدئولوژیک، سخن روشنفکران مذهبی بود که با نهاد روحانیت سر آشتی نداشتند. در نتیجه به نوعی قرآنشناسی سنتی در ایران ضعف ذاتی داشته است. بر همین اساس، مجادلات مربوط به تکفیر ابوزید که در جهان اسلام بازتابی پردامنه داشت، در ایران واکنشی را برنینگیخت؛
با این همه، شماری از مترجمان جوان، جسته و گریخته، مقالاتی از ابوزید به فارسی برگرداندند. «معنای متن» ابوزید که از مهمترین کتابهای او در قرآنشناسی است با ترجمهای نسبتاً خوب به فارسی منتشر شد. کتاب «چنین گفت ابن عربی» او نیز در شرح احوال و آرای محیی الدین ابن عربی به فارسی برگردانده شد. با این همه آثار مهم دیگر ابوزید همچنان ناشناخته است و البته تا زمانی که قرآنشناسی در ایران به طور جدی مجال طرح نیابد، بحث درباره آرای ابوزید نیز امری حاشیهای و ویژه معدود متخصصان است.
ابوزید همانند روشنفکران دینی در ایران «روشنفکر همگانی» نبود. او پژوهشگری دانشگاهی بود و آثارش جز برای متخصصان گیرایی نداشت.
ابوزید در دهه پنجم عمر خود دکترا گرفت، اما با جسم فربه و سنگین خود، چالاک در نوشتن پیش رفت و آثاری اندیشورانه آفرید. با آنکه در شصت و هفت سالگی از جهان کرانه گرفت، مجموعه آثار او مشارکتی جدی در ادبیات قرآنشناسی معاصر کرده است.
زندگی ابوزید، در مقام پوینده شیدای حقیقت، شاید مهمترین اثر او بود. ابوزید نخست عضو اخوان الملسمین و زیر تأثیر سید قطب بود؛ اما اندک اندک از آن فاصله گرفت و با روش زبانی-تاریخی-نقدی قرآن را مطالعه کرد. او راه خود را با دلیری برگزید و تاوان آن را نیز سخت، تلخ و گزاف پرداخت.
از نظر ابوزید این اسلام نیست که توانایی همپایی با مقتضیات جهان مدرن را ندارد؛ بلکه مشکل، مسلمانان و اندیشه آنان است. مسلمانان تختهبند درکی وهمآلوده از هویت خویش، قادر به فهم امروزین خود و سنتِ خود نیستند.
ابوزید از «هرمنوتیک دموکراتیک» قرآن دفاع میکرد. در ذهن او، اگر هرمنوتیک امری درباره معنای زندگی است؛ پس باید دموکراتیک و گشوده باشد. اگر میخواهیم به جد اندیشه دینی را از تصرفات و تحریفات قدرت سیاسی، اجتماعی و دینی رهایی بخشیم و جامعه دینداران را توانا کنیم «معنا» را بیافریند، پس نیازمند هرمنوتیک دموکراتیک هستیم.
بر این بنیاد، تنوع معناهای متن دینی، بازتاب تنوع انسانی و معنای زندگی است که در چارچوب زندگی مدرن باید امری با ارزش قلمداد شود. ابوزید معنای قرآن را به معنای زندگی پیوند میداد و از ارزشهایی چون گفتوگو، بحث و استدلال، رد و قبول میان آدمیان و فرهنگها دفاع میکرد. البته، پیش از این آرمان و دلمشغولی او، رهایی بخشیدن متن قرآن از معناهای سرکوبگرانه و ابزارساز برای نظامهای ایدئولوژیک بود.
ابوزید، زبانشناس، نشانهشناس، هرمنوتیکدان و تاریخشناس بود و این هنرها را در فهم متن قرآن به کار گرفت. سخن ابوزید برای ایرانیانی که قصد فهم تاریخی - انتقادی قرآن را دارند بس غنی و غنیمت است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر