" باید جوانان را با کار فرهنگی جذب مسجد و نماز کرد" .
" دشمن در جنگ نرم در پی بی هویت کردن فرهنگی و دینی جامعه بویژه جوانان و نوجوانان است " .
" جنگ نرم ، هویت دینی و اسلامی جوانان ما را نشانه گرفته است " .
" حفظ حجاب اسلامی در دانشگاه ها باید در نمره دانشجویان لحاظ شود".
" سپاه پاسداران برای مقابله با جنگ نرم ارتش سایبری تشکیل داد".
اینها تنها مشتی از خروار خروار اظهاراتی است که از سوی تریبون داران حاکم در جمهوری اسلامی برای شفای " بیماری فرهنگی " جامعه به عنوان نسخه نجات بخش تجویز می شود. در اغلب موارد همین تریبون داران حاکم گاهی نسخه های متضاد هم برای درمان می پیچند که یک نمونه آن نگاه متفاوت رییس دولت دهم با دیگر هفکرانش در زمینه حجاب است.
این تضاد تنها در سطح گفتار باقی نمی ماند بلکه گاهی در گفتار و عمل یک مسوول یا مجموعه نیز به مثابه " کوسه و ریش پهن " خود را نشان می دهد.
به عنوان مثال می توان به سرمایه گذاری های کلان و البته بجا در زمینه زیست فناوری (بایو تکنولوژی ) ، انرژی هسته ای ، گسترش آموزش عالی مجازی ، شهروند الکترونیک ، تشکیل ارتش سایبری و ... از یک سو و در عین حال تلاش برای یکسان سازی فرهنگی ، یکسان اندیشیدن سیاسی ، دمیدن در بوق خودکفایی کشاورزی ، هورا کشیدن و خوشحالی به خاطر بازسازی کارخانه نساجی در زیمباوه و ... اشاره کرد.
اجازه بدهید تناقض در این گونه پندار ، گفتار و کردار را در یک چارچوب تحلیلی کلان مبتنی بر سیر تحول تمدن بشری به نمایش بگذاریم :
آلوین تافلر ، روزنامه نگار و نویسنده آمریکایی حدود 30 سال پیش کتابی نوشت با عنوان "موج سوم " که اوایل دهه 60 هجری شمسی توسط مترجم توانمند شهیندخت خوارزمی به فارسی برگردانده شد.
نگارنده این توفیق را داشت تا در همان ابتدای انتشار موج سوم نسخه ای از آن را تهیه کرده و بخواند. مدعای کتاب این است که جامعه بشری تاکنون دو موج تمدنی را که تمدن کشاورزی و صنعتی باشد تجربه کرده است . از دهه 60 میلادی هم نشانه هایی از موج جدیدی آشکار شده است که می توان آن را موج تمدن الکترونیکی یا فراصنعتی نام نهاد.
به اعتقاد تافلر ، همان گونه که موج صنعتی هنگام ظهور و استقرار با مقاومت هایی از سوی نمایندگان و ذینفعان موج کشاورزی مواجه و جامعه بشری جنگ ها و نزاع های فراوانی را تا استقرار موج جدید متحمل شد، اکنون هم جنگ میان دو موج تمدن صنعتی و تمدن الکترونیکی در حال شکل گیری است. البته در کشورهای در حال توسعه که هنوز تمدن کشاورزی جانی در کالبدش دارد، جنگ میان هر سه موج جریان دارد.
به اعتقاد تافلر، با ظهور هر موج جدید تمدنی دو طرز فکر افراطی و تفریطی درمواجهه با آن قابل مشاهده است : افراطیان ، موج جدید را پدیده ای مخرب و به منزله بلای طبیعی می دانند که در نهایت تمدن بشری را از بین خواهد برد و هیچ مرجعی را هم یارای مقابله با آن نیست. به عبارتی ؛ این طرز فکر تحولات در حال وقوع را روند محتومی می داند که به قول معروف " دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد" و همان سرنوشتی است که خدا برای بشر و جهان هستی در نظر گرفته است. در مقابل تفریطیان را افراد ، گروهها و جوامعی تشکیل می دهند که معتقدند این تغییر و تحولات نیز همانند هر پدیده مشابهی گذرا است و قرار نیست اتفاق خاصی رخ دهد ، در نتیجه نیازی نیست که جامعه بشری نگرانی و دغدغه ای نسبت به آن داشته باشد.
نویسنده موج سوم با نقد این دو نگرش نسبت به تحولات در حال وقوع ، بر این اعتقاد است که اتفاقا بشر باید با این تحولات به صورت فعالانه برخورد کند تا بتواند با کمترین هزینه غیر ضروری جایگاه مطلوبش را در آینده ای متفاوتی که برای زندگی او رقم خواهد خورد ، مشخص کند.
اگر چه آن تحولات و تغییراتی را که تافلر اوایل دهه 60 هجری شمسی پیش بینی کرده بود حتی برای نگارنده که دانشجو بود، بیشتر به تخیل شباهت داشت ، ولی اکنون تقریبا بسیاری از آن پیش بینی ها با کمی دقت برای عموم قابل درک است.
با این وصف ، نکته اینجاست که به نظر می رسد این تحولات ژرف و عمیق که هر روز آثار بیشتری از خود بر جای می گذارد ، برای مسوولان جمهوری اسلامی بویژه عناصر دولت تحمیلی دهم غیرقابل فهم و درک است و دقیقا تناقضات گفتاری و رفتاری آنان نیز به همین کاستی برمی گردد.
یک نگاه ساده به مجموعه تحلیل هایی که امروزه از تریبونهای رسمی و غیررسمی نظام بویژه از سوی سردمداران دولت برنشانده به قدرت ابراز می شود، نه تنها ادعای عدم درک تحولات جهانی از این منظر را تایید می کند، بلکه عملکردشان نیز سراسر حاوی تناقضاتی است که بیشتر به کار و رفتار یک مجموعه سردرگم و درمانده شباهت دارد.
موج سوم در ابعاد مختلف دارای شاخصه های خاصی است که بررسی آنها نشانگر میزان نفوذ این موج در هر جامعه ای است. به عنوان مثال در سپهر فنی شاخص جامعه موج سومی پیشرفت الکترونیکی و در سپهر اطلاعاتی پذیرش نتیجه این پیشرفت یعنی شکل گیری " دهکده جهانی " و تعیین جایگاه خود در این دهکده با تحمل کمترین تغییرات فرهنگی است. هیچ گروه ، جامعه یا کشور و قطب بندی منطقه ای قادر نخواهد بود مانع تکامل دهکده جهانی شود.
سپهر فرهنگی موج سوم ، پذیرش تفاوت های فرهنگی ، توجه به خرده فرهنگها ، احیای آداب و رسوم و سنتها و در یک کلام تلاش برای مهیا کردن زیستگاهی مناسب برای تمامی فرهنگ هاست. این رویه دقیقا در تقابل با سپهر فرهنگی تمدن صنعتی قرار دارد که یکسان سازی فرهنگی را ترویج می کرد.
تمدن موج سومی درزمینه دینی نیزیک تمدن معنویت گرا با پذیرش تنوع راههای دستیابی به معنویت است و به همین خاطر است که امروزه در جوامع غربی که پیشرو در پذیرش این تمدن هستند، ما با موجی از معنویت گرایی و بر عکس در کشورهای جهان سومی با پدیده متضادی به نام دین گریزی مواجه هستیم.
با این چارچوب تحلیلی ، هم صورت مساله مشخص است و هم راه حل آن. بر این اساس دیگر نمی توان در دهکده جهانی همسان سازی فرهنگی را پیش برد، با نگاه دستوری از بالا به پایین حجاب را در جامعه نهادینه کرد، با پارازیت مخاطب ماهواره ها را کاهش داد، با فیلتر کردن اینترنت این شاهراه اطلاعاتی را بر روی مشتاقان سوار بر امواج تمدنی جدید بست و یا با تشکیل ارتش سایبری به جنگ افکار مخالف رفت و پیروز از میدان خارج شد.
تمدن جدید که برخی از شاخصه های آن در کشور ما نیز قابل مشاهده است لوازم خاص خود را می طلبد. نمی توان موسسه رویان و بحث سلولهای بنیادین یا به عبارتی زیست فناوری را داشت ولی از سوی دیگر لوازم آن را پایبند نبود. نمی توان دهها شبکه خبری و تبلیغی برای مخاطبان جهانی تعریف و پخش کرد و در مقابل با پارازیت به جنگ شبکه های ماهواره ای مخالف رفت. در این مورد خاص حداقل مسوولان متوجه شده اند که اگر مقابله به مثل شود برنده میدان نبرد کدام طرف خواهد بود؟
به نظر می رسد اگر واقعا تریبون داران حاکم بر جمهوری اسلامی درد دین و فرهنگ اسلامی را دارند ، بهتر است قبل از هرگونه نسخه نویسی ، صورت مساله را به درستی درک کنند و یا به عبارتی پرسش را درست برای خودشان طرح کنند تا بتوانند پاسخ درست به آن بدهند چرا که از نظر علمی طرح پرسش درست همیشه مهم تر و واجب تر از دادن پاسخ درست است.
برای این منظور نگارنده پیشنهاد می کند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک نسخه از کتاب موج سوم را مجانی در اختیار حضرات صاحب تریبون قرار دهد تا نه با یک بار که چندین بار خواندن و تکرار آن ، به درک درستی از تحولات جهانی نایل شوند تا بتوانند خدمتی هر چند ناچیز به ملت ارائه دهند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر