خرداد ۳۰، ۱۳۸۹

اولین خبر از محمدرضا جلایی پور بعد از شش روز




فاطمه شمس، همسر محمدرضا جلایی پور که برای دومین بار پس از انتخابات پرمناقشه ۲۲ خرداد بازداشت شده، پس از شش روز بی خبری از او در وبلاگش نوشت که همسرش محمدرضا با منزلش تماس تلفنی داشته است.

به گزارش کلمه، نوشته فاطمه شمس در باره همسرش به این شرح است:

همین الان مادر محمدرضا زنگ زد و گفت که بعد از شش روز همین چند دقیقه پیش محمدرضا برای اولین بار با خانه تماس گرفته است. در این تماس در مورد محل نگهداری‌اش توضیحی نداده ولی گفته که در سلول انفرادی‌ست. حدس خانواده این است که مثل بار قبل در اوین باشد. تماس‌اش کوتاه بوده و صدایش آرام. گفته به فاطمه بگویید نگرانم نباشد. می‌شود مگر؟ گفته قرار بود برای تولد فاطمه هدیه و نامه‌ای بفرستم که حالا برای دومین سال است که سالروز تولدش در زندانم. بهش بگویید برایش یک بار دیگر قرآن را ختم می‌کنم. (ختم قرآن طول می‌کشد محمدرضا! این یعنی حالا حالاها می‌خواهی آن‌جا بمانی؟ اگر معنی‌اش این است بی‌خیال شو لطفن و بیا بیرون!)

بعد از یک هفته پیگیری پدر من و پدر محمدرضا در دادگاه تهران و مشهد و دوندگی در راهرو‌های دادسرا و عدم پاسخگویی آقایان معلوم شد که اصلن پرونده محمدرضا در تهران کاملن مختومه شده و به همین خاطر هم هیچ کس در تهران پاسخگوی وضعیت ایجاد شده و حمله پنج نیروی لباس شخصی و نقشه پرنیرنگ و کثیفی که هفته پیش برای بازداشت محمدرضا ریخته شد نیست. ماموران با حکم شخصی به نام بازپرس حیدری از مشهد به خانه پدر محمدرضا در تهران ریخته‌اند و او را برده‌اند. آقای بازپرس حیدری البته در پاسخ به سوالات پدر من که پرسیده بود دلیل این رفتارها و بازداشت مجدد او چیست گفته‌اند که ما "چند سوال از محمدرضا داشته‌ایم". من اگر لحظه‌ای اطمینان داشتم که امنیتم تضمین است به کشور برمی‌گشتم و خودم این سوال‌ها را رودررو از بازپرس جدید پرونده محمدرضا می‌پرسیدم. اما چون نمی‌دانم چه بر سرم خواهد آمد اگر برگردم مجبورم همین‌جا سوالاتم را مطرح کنم چرا که این را از حقوق ابتدایی خانواده زندانیان سیاسی می‌دانم که در مورد وضعیت عزیزشان از مسولان ذیربط سوال کنند و به رفتار غیرقانونی ماموران اعتراض کنند:

آقای بازپرس حیدری!

می‌دانم که نسخه‌ای از این متن را هم مثل متون قبلی همکارانتان سریعن به دستتان می‌رسانند. من امکان تماس تلفنی با جنابعالی را ندارم و به دلیل بیماری قلبی پدرم نخواستم او را بیش از این تحت فشار قرار دهم و از آن طریق سوالم را به گوش‌تان برسانم و لذا اینجا سوالاتم را می‌نویسم و امیدوارم که پاسخی قانع‌کننده از جانب شما به من برسد:

۱- جنابعالی به پدر من گفته بودید که محمدرضا باید برای پاسخ به چند سوال نزد شما حضور پیدا می‌کرد و علت بازداشت اخیر را هم پاسخ به همین چند سوال اعلام کرده‌اید. فکر نمی‌کنید لازم بود توضیح می‌دادید که چرا " برای پرسیدن چند سوال" لازم بود در روز روشن همکارانتان در تهران آن نمایش زننده را اجرا کنند و بعد از نیرنگ و دروغ و کشاندن همسر من به مسجد ضرابخانه معلوم شود که نه تنها از پاسپورت خبری نبوده بلکه دوباره نقشه‌ای جدید برای بازداشت او ریخته شده است؟

۲- فکر نمی‌کنید باید توضیح بدهید که برای "پرسیدن چند سوال" چرا باید پنج نیروی امنیتی، صهیونیست‌وار به منزل شخصی پدر همسر من هجوم ببرند و آن رفتار زشت و زننده را با خانواده سه شهید داشته باشند؟

۳- آقای حیدری! واقعن فکر نمی‌کنید به عنوان کسی که در سیستم قضایی وظیفه‌اش اجرای عدالت در جامعه و برخورد با بی‌عدالتی‌ست لازم باشد که توضیح دهید چرا این رفتارهای ناعادلانه بعد از یک سال باید با حکمی که به امضای جنابعالی رسیده است تداوم پیدا کند؟ احیانن به ذهن‌تان خطور نکرده که باید پاسخ بدهید به اینکه چرا بعد از صدور حکم غیرقانونی بازداشت خواهر بی‌گناه من که بیست و پنج روز را با حکم جنابعالی در زندان انفرادی بود این بار مجددن نوبت به همسر من رسیده که بی‌گناهی‌اش در دادگاه تهران ثابت شده بود و بر اساس همان رشته حقوقی که ظاهرن تخصص جنابعالی‌ست بازداشت کسی که حکم منع تعقیب برایش صادر شده آن هم با آن وضع و حال ضدقانونی‌ترین حرکت ممکن است؟

آقای بازپرس حیدری!

من شما را هیچ وقت ندیده‌ام. اما آن طور که پدرم توصیف می‌کند شما هنوز در عنفوان جوانی هستید و می‌توانید آینده درخشانی در قوه قضاییه داشته باشید. نمی‌دانم شما حکم بازداشت مجدد محمدرضا را مستقل از فشار دست‌های پشت پرده امضا کرده‌اید یا خیر؟ راستش را بخواهید من مدت‌هاست از استقلال قوه قضائیه ناامید شده‌ام. زمانی که حکم آزادی محمدرضا از اوین توسط قاضی صادر شد و بعد از سیزده ساعت انتظار پشت درهای اوین او را مجددن به سلول انفرادی برگردانند و گفتند "بنا به تشخیص بازجویان پرونده" ایشان نباید آزاد شوند فهمیدم که اصولن حکم قاضی در این موارد به پشیزی نمی‌ارزد. بازجویانند که حرف آخر را می‌زنند. لذا الان هم مطمئن نیستم که شما با اراده تام و تمام خود این حکم را صادر کرده باشید.

اما در هر صورت لازم می‌دانم این دغدغه را با شما در میان بگذارم که واقعن شایسته نیست نام شما پای حکمی باشد که آمرانش به خود اجازه می‌دهند حتی عکس تن‌های پاره پاره شهدای جلایی‌پور را هم تفتیش کنند. خوب نیست تنها برای پرسیدن چند سوال با حکم شما به خانه یک استاد دانشگاه بریزند و کامپیوتر و کتاب‌ها و حتی دفترچه تلفن‌اش را هم ببرند. نگذارید در عنفوان جوانی و با امضای حکم بازداشت جوانان نخبه‌ای چون محمدرضا و عبدالله که هر دو برنده طلای المپیاد این مملکتند و دانشجویان بی‌‌گناهی چون خواهر بیست و یک ساله من که در عمرش فعالیت سیاسی نکرده خدایی ناکرده نامتان سر زبان‌ها بیقتد و تداعی‌گر نام نه چندان دلچسب کسانی چون مرتضوی باشد. مطمئنم که خود شما هم از این بدشهرتی احتراز دارید و دلتان نمی‌خواهد همه شما را مسوول این بی‌عدالتی‌ها بدانند.

اگر حرف‌های من به گوشتان رسید پیگیری کنید و ببنیید چرا با حکمی که به امضای شما رسیده است به خانه‌ای ریخته‌اند که در آن زنان حجاب به سر نداشته‌اند و با وحشی‌گری ماموران از حال رفته‌اند؟ چرا با حکمی که به امضای شما رسیده ماموران اجازه اهانت به نوه بنیانگذار نظامی را داده‌اند که شما ظاهرن به آن اعتقاد دارید. نمی‌توانید بگویید شما مجوز این کارها را به ماموران نداده بودید. چون آن‌ها با حکم صادر شده توسط شما به خود اجازه این رفتارها را دادند. پس نهایتن حتی اگر ناخواسته اما شما مسوول حقوقی این رفتارهای غیرقانونی هستید.

پرونده محمدرضا بین تهران و مشهد در حال پاس‌کاری است و متاسفانه من کسی را غیر از شما نمی‌شناسم که مورد خطاب قرار دهم. از صمیم قلب امیدوارم دوباره مجبور نشوم به شما بنویسم و محمدرضا به زودی آزاد شود


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مرتضی الویری: افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

امروز: مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،...