هفتهنامه اصولگرای پنجره در شماره نوروزی خود چندین مقاله را درباره انقلابهای رنگی ترجمه کردهاست. در واقع 6 یادداشت با عناوین مختلف منتشر شده که همگی آنها با دیدگاه اصولگرایان در مورد وقایع اخیر و انقلابهای رنگی همخوانی دارد و شأن نزول آنها نیز دقیقاً همین است. یعنی این که اثبات شود که آقایان در انقلاب رنگی یا مخملی خواندن جنبش سبز محق هستند. مقایسه این ترجمهها با متون اصلی نشان میدهد که گردانندگان این نشریه نه تنها در تعداد این مقالات غلو کردهاند، بلکه محتوای آن را نیز بر مبنای منافع سیاسی خود دستکاری و سانسور کردهاند تا آنچه را که خود بدان اعتقاد دارند از زبان کارشناسان خارجی بگویند.
با توجه به آن که اصولگرایان آزادی بیان کامل دارند که هر آنچه میخواهند از زبان خود علیه مخالفان بگویند، روشن نیست که چه چیزی موجب شده است که به کسانی که به قول خودشان بیگانگان هستند متوسل شوند، آن هم با چنین رویکردی. آیا این اقدام بدین معناست که آنان بر این گمانند که در تحلیل مسائل اخیر اعتبار خود را از دست دادهاند و باید دیگران مواضعشان را تأیید کنند؟ موضوع نگرانکننده این است که این نشریه به نظر میرسد میخواهد نشریه تئوریک یک جریان سیاسی باشد و نزدیک به محافل امنیتی. بیم آن میرود که شیوه کسب اطلاعات نیروهای امنیتی نیز از دنیای خارج به همین شکل تحریفشده باشد. اگر بنا باشد بر مبنای اینگونه ترجمهها اقدامی هم صورت بگیرد، آن وقت بیگمان باید در انتظار فاجعهای بود عمیقتر از آنچه تا کنون روی دادهاست.
قبل از این که به محتوای مطالب بپردازیم بد نیست به کمیت این مقالات هم توجه شود. مقالات انگلیسی مرجع این مجله در حقیقت 4 یادداشت متفاوت است که به دلایلی که روشن نیست یکی از مقالات به سه قسمت تقسیم شده و در لابلای مقالات دیگر منتشر شدهاست. مقاله مفصل دیگری نیز به چهار قسمت مجزا تقسیم شدهاست. مترجم گویا توضیحات نویسنده درباره عکسهای مقاله را تقسیمبندی مقاله دانسته است، حال آن که عنوانهای فرعی توضیحی درباره عکسهایی است که در ترجمه نیامده است.
صرف نظر از اشتباهات فنی مترجمان، تغییر دیدگاه نویسندگان خارجی به حدی است که خواننده شناخت نادرستی از نویسنده پیدا میکند. برخی مقالات اگر به طور کامل منتشر میشد، روشن میکرد که نویسنده شناختی از مسائل ایران ندارد و در نتیجه سخنانش کاملاً بیپایه و اساس است. نشریه اصولگرای پنجره با حذف اشتباهات فاحش برخی از آنان، سعی کرده آنان را کارشناسانی صاحبنظر و جدّی نشان دهد تا بتواند از گزیدهای از سخنانشان استفاده کند.
پائول کریگ رابرتس در مقاله منتخب پنجره بر مبنای مقدماتی آشکارا بیپایه نتیجهگیریهایی کرده است که با ادعاهای اصولگرایان اندکی نزدیک است. مقدمات بیربط وی حذف شده و صرفاً بر نتیجهگیری وی تأکید شده است. مقالهای طولانی از دیوید ایک در این مجله ترجمه شده است. او از مدعیان نظریه توطئهی جهانی است. جالب است که دادههای وی در مورد وقایع ایران دقیقاً همان دادههای پائول کریگ رابرتس است (بسیاری از مطالب این دو مقاله مشترک است و عجیب این است که مترجمان نشریه متون یکسان را به گونهای متفاوت و گاهی متضاد ترجمه کردهاند.) نویسنده از ادعاهای پائول کریگ استفاده کرده تا با افزودن مورد جنبش سبز، تئوری توطئه جهانی خود را تکمیل کند. او معتقد است که تمام تحولات سیاسی جهان از یک مرکز موسوم به عنکبوت هدایت میشوند. این تئوری توطئه جذابیت زیادی برای اصولگرایان دارد زیرا به سادگی جنبش سبز را میتوانند در کنار کودتای 28 مرداد و چندین انقلاب دیگر قرار دهند و آن را محکوم کنند. اما دیدگاه وی از دو جنبه با اصولگرایان اساساً سازگاری ندارد، یکی مخالفت آشکار وی با حکومت ایران که از بیان صریح آن هم واهمهای ندارد، که برای آنها به هیچ وجه پذیرفته نیست و دیگر این که تئوری توطئه وی آن قدر فراگیر است که انقلاب اسلامی را هم دربرمیگیرد. یعنی او انقلاب اسلامی را نه نتیجه قیام مردم ایران، که حاصل توطئهای جهانی علیه شاه برای کنترل نفت خاورمیانه میداند.
خانم اوا گولینگر (نویسنده سومین مقاله) نویسنده محبوب دولت ونزوئلاست و تا کنون از دست هوگو چاوز جوایز زیادی دریافت کرده است. تأکید اصلی او پیوند برقرار کردن میان مخالفان داخلی ونزوئلا و انقلابهای رنگی جهان است. مقاله او یک کمبود و یک ایراد اساسی دارد که چندان به کار اصولگرایان نمیآید. کمبودش این است که هیچ سخنی در مورد جنبش سبز به زبان نمیآورد. گردانندگان نشریه این کمبود را با سه تکه کردن مقاله و افزودن عکسهایی از جنبش سبز جبران کردهاند. اما اشاره نکردن وی به ایران بیسبب نیست زیرا با تئوری وی اساساً همخوانی ندارد. او پیوند میان انقلابهای رنگی را بر اساس نوع حکومتها برقرار میکند و از نظر وی این نوع انقلابها در حکومتهای سوسیالیستی رخ میدهد. گردانندگان نشریه پنجره هر جا که نویسنده به سوسیالیستی بودن حکومت اشاره کرده است یا آن را حذف کردهاند یا به طرز خلاقی آن را «اجتماعی» ترجمه کردهاند.
اما بیربطترین مقاله در پنجره از جوزف نای است که گویا صرفاً عنوان مقالهاش برای تحریریه چنان جذاب بوده است که پس از گذشت چهار سال از انتشار آن، به ترجمه گزینشیِ آن مبادرت کردهاند. او نویسنده کتاب «قدرت نرم: ابزارهای موفقیت در سیاست جهانی» است. بر خلاف ترجمه سانسور شده، نویسنده مخالف گروههای جهادی است و در آن مقاله برای نوع برخورد جدیتر با آنان توصیههایی کردهاست. این بخشها کاملاً حذف شدهاست. اساساً منظور وی از قدرت نرم جذب افکار عمومی است. او قدرت نظامی را قدرت سخت و جذب افکار عمومی را قدرت نرم میداند و معتقد است قدرتی هوشمند باید از این هر دو استفادهی بهینه کند تا در عصر اطلاعات بتواند پیروز شود. بنابراین قدرت نرم جوزف نای حرف عجیب و غریبی نیست و همان چیزی است که در ایران هم گاهی «حکومت بر دلها» نامیده میشود و میگویند پیامبر اسلام از این طریق دین اسلام را گسترش داد. اتفاقاً اگر اصولگرایان مفهوم قدرت نرم را درک میکردند و میفهمیدند که قدرت، فقط قدرت سخت نیست، در مواجهه با مخالفان خود اینگونه بر حیثیت خود چوب حراج نمیزدند. این نظریه قاعدتاً هیچ ارتباطی نمیتواند با ادعای انقلاب رنگی داشته باشد. موضوع مقاله مبارزه هوشمندانه با گروههای جهادی در فلسطین و لبنان است که گردانندگان پنجره با حذف بخش قابل توجهی از آن سعی کردهاند دیدگاه خود را القاء کنند.
بررسی جداگانه ترجمه مقالات:
پائول کریگ رابرتس
در پنجره ترجمه عنوان فرعی و اصلی بدین صورت آمده است: "ندیدن این نشانهها مستلزم کوری کامل است ــ صحبتهایی از یک انقلاب سبز" ص 47.
ترجمه عنوان: "آیا این اتفاقات محصول دو سال بیثباتسازی است ــ آیا اعتراضات ایران «انقلاب رنگی» هماهنگشده دیگری از سوی آمریکاست؟"
در ترجمه عناوین مقالات تغییر دادن عنوان گرچه پسندیده نیست اما خیلی هم غیرمرسوم نیست. اما کسانی که به امانت در ترجمه اعتقاد دارند، در صورت تغییر، عنوان مقاله را به زبان اصلی در انتهای مقاله مینویسند.
در اولین جمله نویسنده از "منتظری" نام میبرد و در بندهای بعدی به تفصیل به اختلاف میان روحانیون اشاره میکند که در حقیقت مقدمه بحثهای بعدی وی است، تمام این موارد حذف شده است:
ترجمه پنجره: شماری از مفسران و تحلیلگران اعتقادات آرمانی خود را دربارهی پاکدامنی و خلوص «میرحسین موسوی» و جوانان غربزده تهران مطرح ساختهاند، ...
ترجمهی متن: شماری از مفسران اعتقاد آرمانگرایانهی خود را به صداقت موسوی، منتظری و جوانان غربگرای تهران ابراز کردهاند.
بخشهایی از مقدمه مقاله که حذف شده است:
در خصوص اتهام دزدیده شدن انتخابات از سوی آیتالله العظمی منتظری باید توجه داشت که وی جانشین اولیه خمینی بود، اما این مقام را به رهبر معظم کنونی واگذار کرد. او این اعتراضات را فرصتی برای تسویه حساب با خامنهای میداند. منتظری خودش برای به چالش کشیدن این انتخابات انگیزه دارد، چه از سوی سازمان سیا که سابقهای موفق در بازی گرفتن سیاستمداران ناراضی دارد، به بازی گرفته شده باشد چه نشده باشد.
جنگ قدرتی میان آیتاللههاست. بسیاری از آنان مخالف احمدینژادند، زیرا او آنان را به فساد متهم میکند، از این رو او به سراغ ایرانیان روستایی میرود، جایی که ایرانیان شیوه زندگی آیتاللهها را نشانه برخورداری بیش از حد آنان از پول و قدرت میدانند. به نظر من حمله احمدینژاد به آیتاللهها فرصتطلبانه است. البته عجیب نیست که منتقدانِ آمریکاییِ وی میگویند او هم مرتجعی محافظهکار در کنار آیتاللههاست.
در ادامه، مجله پنجره در ترجمه نظر نویسنده در مورد انتخابات هرگونه تردید را از وی دور کرده و به نظرش قطعیت داده است:
ترجمه پنجره: "تا کنون هیچ نشانهای فراتر از یک حدس و گمان دال بر این که این انتخابات دزدیده شده باشد، مطرح نگردیده است."
ترجمه متن: "پیشبینی پیروزی انتخاباتی احمدینژاد چه درست باشد چه غلط، تا کنون مدرکی در خصوص ادعای دزدیده شدن انتخابات ارائه نشده است."
پنجره در جای دیگری نیز به همین شیوه نه تنها تردید را از نویسنده دور میکند بلکه نظر وی را کاملاً برعکس نشان میدهد و در جمله بعدی سازمان سیا را از ترجمه حذف میکند:
ترجمه پنجره: "اعتراضکنندگان در تهران بدون تردید هیچ همراه و شرکتکننده صادقی نداشتند. آنها همچنین نشانههای اعتراض سازماندهی شده در گرجستان و اوکراین را نیز به همراه داشتند. ندیدن این نشانهها مستلزم کوری کامل است."
ترجمه متن: "بدون شک در اعتراضات ایران شرکتکنندگان صادق بسیاری وجود دارند. در این اعتراضات نمادهای اعتراضات هماهنگشده سیا در گرجستان و اوکراین وجود داشت. ندیدن این نمادها مستلزم کوری کامل است."
اوا گالینگر
در پنجره این مقاله به سه قسمت با این عناوین تقسیم شده است: "یک انقلاب رنگی چگونه عمل میکند؟" (تصویر جوانی با نمادهای سبز همراه این بخش منتشر شده است- ص 41)ــ "انقلابهای رنگی چیزی بیش از آبی، قرمز و سفید نیست" ص 46ــ "انقلاب، ساخت آمریکا" ص 47
ترجمه عنوان: "انقلابهای رنگی: شکل جدیدی از تغییر رژیم، ساخت آمریکا"
در بخشی از این مقاله پنجره مفهوم "براندازی" را به جمله نویسنده افزوده و نام "اسلوبودان میلوشویچ" را از مقاله حذف کرده است. مسلماً حمایت از یک جنایتکار جنگی شناخته شده اعتبار مقاله را نزد خوانندگان ایرانی پایین میآورد.
ترجمه پنجره: "آنچه باعث سرنگونی میشود، فرایندی است که همیشه یک نماد، یک رنگ یا یک استراتژی تجاری، نقطه برجسته آن به شمار میرود. در صربستان با تیشرت، پوستر و پرچمهایی به خیابانها ریختند که مشتی سفید و سیاه را نشان میداد که نشانه استقامت بود."
ترجمه متن: "همواره نماد، رنگ و راهبردی تجاری وجود دارد. در صربستان گروه «مقاومت» که اسلوبودان میلوشویچ را سرنگون کردند، با تیشرتها، پوسترها و پرچمهایی نقش بسته با تصویر سیاه و سفیدی از یک مشت که سمبل مقاومتشان بود به خیابانها ریختند."
در ادامه سوسیالیست بودن کشورهایی که قابلیت انقلاب مخملی با هدایت آمریکا را دارند، حذف شده است، شاید به این دلیل که اصحاب پنجره علاقهای ندارند با شناسایی شدن همچون یک نیروی سوسیالیست، متحدان بازاری خود را بترسانند.
ترجمه پنجره: "انقلابهای مخملی همیشه در کشورهایی رخ میدهند که منابع استراتژیک و طبیعی دارند: گاز، نفت، پایگاههای نظامی و منابع جغرافیایی؛ همچنین کشورهایی که دولتی ضدامپریالیست دارند. جنبشهایی که توسط نمایندگیهای آمریکا در اینگونه کشورها صورت میگیرد، عموماً ضدکمونیست، ضداجتماعی و به نفع سرمایهگذاران و امپریالیسم است."
ترجمه متن: "انقلابهای رنگی همواره در کشورهایی با منابع اسرتراتژیک و طبیعی رخ میدهد: گاز، نفت، پایگاههای نظامی و منافع ژئوپولوتیکی؛ و نیز همواره در کشورهایی رخ میدهند که دولتهایی سوسیالیستی و ضدامپریالیست دارند. جنبشهایی که از سوی سازمانهای آمریکایی در این کشورها تقویت میشوند، عموماً ضدکمونیست، ضدسوسیالیست، هوادار سرمایهداری و هوادار امپریالیست هستند."
بخشی که مربوط به استفاده از جوانان در اعتراضات میشود به دلایل نامشخصی به گونهای دیگر ترجمه شده و بخشی نیز حذف شده است.
ترجمه پنجره: "جوانان عادت دارند که سعی کنند نیروهای امنیتی را تضعیف کنند و درگیر شدن آنها را در سرکوب کردن اعتراضات همگانی مشکلتر سازند."
ترجمه متن: "معمولاً جوانان برای تضعیف نیروهای امنیتی به کار میروند و درگیری نیروهای امنیتی با آنان برای سرکوب کردن اعتراضات عمومی دشوارتر میشود. سرجا پوپویک بنیانگذار «گروه مقاومت» تصریح میکند که هِلوی به آنان آموزش داده است که «... چگونه افرادی از نظام، نظیر افسران پلیس را انتخاب کنند و به آنان پیام بدهند که همه ما قربانی هستیم، آنها و ما، زیرا برای مثال شغل افسر پلیس این نیست که معترض سیزدهساله را بازداشت کند ...»"
دیوید ایک
عنوان پنجره: "آناتومی انقلاب رنگی در ایران - از مصدق تا امروز" ص 42 و 43
ترجمه عنوان: "دو اشتباه - اشتباه دوگانه مردانه"
نویسنده این مقاله لحنی عامیانه دارد و استدلالهای وی نیز اعتبار چندانی ندارد. دیدگاههای وی مورد توجه محافل دانشگاهی نیست. اما کتابهای هیجانانگیز وی که همهچیز را به هم مرتبط میکنند شهرت زیادی دارد. در ترجمه مقاله در جاهایی که نویسنده از لحنی عامیانه استفاده میکند، یا با حذف روبرو شده یا رسمی شده است، از جمله این که مقالهاش را با "سلام بر همگی" آغاز میکند. در جایی جان بولتون را "نئومحافظهکاری دیوانه" و اوباما را "کلاهبردار" میخواند، اما مترجم سعی کرده وی را جدیتر نشان دهد. دادههای وی در مورد جنبش سبز همگی بر مبنای مقاله پائول کریگ رابرتس است که در همین مجله ترجمه شده است. در حقیقت بخش زیادی از این مقاله که به ایران میپردازد با مقاله کریگ رابرتس یکی است. البته خود کریگ رابرتس هم از منابع دست اولی استفاده نکرده است او از جمله به نوشتهای از خبرگزاری اِیبیسی اشاره میکند که از قول دو مقام اطلاعاتی قدیمی و فعلی ادعا میکنند که در سال 2007 در سازمان سیا طرحی برای بیثبات کردن ایران تصویب شده است. بدیهی است نام این افراد مخفی است.
دیوید ایک در این مقاله پیش از این که به بررسی ادعاهایش بپردازد سعی میکند موضع خود را در قبال حکومت ایران روشن کند، اما بخشی از این جمله در پنجره حذف شده است.
ترجمه پنجره: "ادعای این که اعتراضات ایران به طور مخفیانه توسط ایالات متحده، انگلستان و اسرائیل هدایت شده است، بدین معنی نیست که من طرفدار محمود احمدینژاد باشم. بدین معنا هم نیست که مدافع حق ایرانیان برای ابراز اعتراضشان نباشم."
ترجمه متن: "صحبت از این که ایالات متحده، بریتانیا و اسرائیل در اعتراضات این هفته در ایران به صورت مخفیانه دخالت داشتهاند، به این معنا نیست که من از رییسجمهور ایران، محمود احمدینژاد یا دیکتاتوری «رهبر معظم» که حاکم واقعی در ایران است، پشتیبانی میکنم. بدین معنا هم نیست که من از حق مردم ایران در بیان احساسشان درباره انتخاباتی که گمان میکنند در آن تقلب شده است، پشتیبانی نمیکنم."
در این مقاله نویسنده بارها به "انقلابهای مردمی" اشاره میکند، اما مترجم در اغلب موارد معادل "انقلابهای به اصطلاح مردمی" را به کار میبرد. نویسنده توضیحات مفصلی در خصوص دست داشتن دولتهای خارجی در کودتای 28 مرداد ارائه میدهد. اما در انتها انقلاب 57 را هم از همان نوع میداند. این جمله در ترجمه حذف شده است: "همین ائتلاف، آیتالله خمینی را در سال 1979 جایگزین شاه کرد."
اگرچه احتمالاً حذف این جمله به خاطر احترام به امام خمینی بوده است، اما در صورتی که این جمله در کنار دیگر تحلیلهایش ترجمه میشد، انتزاعی بودن دیدگاههای وی و در نتیجه بیاعتبار شدن ادعاهایش را بیش از پیش روشن میکرد.
جوزف نای
عنوان پنجره: "هدف در خاورمیانه، «قدرت هوشمند» است ــ قدرت نرم + قدرت سخت = قدرت هوشمند" ص 46
عنوان پیشنهادی: "در خاورمیانه هدف «قدرت هوشمندانه» است"
این مقاله که تحلیلی نظری در مورد جنگ حزبالله و لبنان در سال 2006 است، از همان ابتدا دچار حذف شدهاست. جمله نخست در حقیقت پایه تحلیلی مقاله است اما نیمی از آن حذف شده، به گونهای که منظور نویسنده کاملاً معکوس شده است.
ترجمه پنجره: "در درگیریهای سنتی بینالمللی طرفی که نیروی نظامی قویتری دارد، احتمال پیروزیاش بیشتر است."
ترجمه متن: "در منازعات بینالمللی سنتی، پیروزی با طرفی بود که نیروی نظامی قویتری داشت. در عصر اطلاعات امروز، اغلب طرفی که روایتی قویتر دارد پیروز میشود."
هر گاه نویسنده سخن از جنگ آمریکا با تروریسم جهادی میکند، حذف شده است شاید بدین خاطر که امکان تعمیم آن به جنگ آمریکا با حکومت ایران هم وجود داشته باشد. روشن است که در این مقاله هیچ سخنی از ایران به میان نیامده است. کلمات مربوط به تروریسم و نیروهای جهادی هم به طور کلی حذف شده است. پنجره گویا تعمدی داشته است تا خواننده متوجه نشود که این مقاله به نیروهای جهادی در لبنان و فلسطین مربوط میشود و ربطی به ایران ندارد. بخش جالبی از مقاله که دیدگاه نویسنده را در مورد نزاع اصلی نشان میدهد حذف شده است.
ترجمه پنجره: "لبنان به آمریکا درسهای بزرگی درباره چگونگی اداره جنگ داد."
ترجمه متن: "لبنان به ایالات متحده در زمینه مدیریت جنگ با تروریسم جهادی درسهای بزرگی داد. نزاع کنونی، نزاع میان اسلام و غرب نیست، بلکه جنگ داخلی در خود اسلام است، نزاع میان اقلیت تروریست و جریان فراگیرتری از مؤمنان میانهروتر است. اگر جریان فراگیر پیروز نشود، آمریکا نمیتواند به پیروزی برسد، آمریکا لازم است از قدرت سخت علیه هسته سخت القاعده استفاد کند، زیرا قدرت نرم هرگز آنان را جذب نخواهد کرد. اما قدرت نرم برای جذب جریان فراگیر اسلام حیاتی است و ریشه پشتیبانی از افراطگرایان را میخشکاند."
بخش دیگری از این مقاله نیز حذف شده است:
ترجمه پنجره: "عدم هوشمندی ما در این که چگونه قدرت سخت و نرممان را در جنگ ترکیب کنیم، ما را در تله انداخت. آمریکا باید نگران استراتژیهایی باشد که به دشمنانش کمک میکند نیروهای ناهمگون را تحت یک پرچم متحد سازند."
ترجمه متن: "هوشمند نبودن ما در نحوه ترکیب قدرت سخت و نرممان در مبارزه علیه تروریسم جهادی، ما را در دام اسامه بن لادن و القاعده انداخت، یعنی همان کسی که میخواهد این نزاع را جنگ میان تمدنها معرفی کند. اما اسلامگرایان، که تعداد خیلی کمی از مسلمانان هستند، دیدگاههای متنوعی دارند. آمریکا باید نسبت به راهبردهایی که به دشمنانش کمک میکند تا نیروهای نامتجانس را زیر یک پرچم واحد متحد کند، بااحتیاط برخورد کند."
* عنوان سرمقالهای از همین شماره پنجره «سندروم تقلب» است.
آدرس مقاله پائول کریگ رابرتز: http://www.counterpunch.org/roberts06192009.html
آدرس مقاله دیوید ایک: http://www.rense.com/general86/ickk.htm
آدرس مقاله جوزف نای:
http://belfercenter.ksg.harvard.edu/publication/1590/in_mideast_the_goal_is_smart_power.html
آدرس مقاله اوا گالینگر:
http://www.chavezcode.com/2010/02/colored-revolutions-new-form-of-regime.html
منبع: سایت جمهوریخواهی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر